English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (1 milliseconds)
English Persian
encouragement تشویق
persuasion تشویق
persuasions تشویق
abet تشویق
abets تشویق
abetted تشویق
abetting تشویق
exhortation تشویق
eulogies تشویق
eulogy تشویق
cheer تشویق
cheered تشویق
cheers تشویق
Other Matches
encourager تشویق کننده
encouage تشویق کردن
cheer تشویق کردن
cheers تشویق کردن
encouragingly ازراه تشویق
cheered تشویق کردن
to the cheers of [the crowd] با تشویق [جمعیت]
inspirit تشویق کردن
inspiriting تشویق کننده
lead on تشویق کردن
reanimate تشویق کردن
hearten تشویق کردن
elate تشویق کردن
countenance [encourage] تشویق کردن
encourage تشویق کردن
take heart <idiom> تشویق شدن
lead on <idiom> تشویق موزیانه
persuadable قابل تشویق
embolden تشویق کردن
applause تشویق و تمجید
eulogised تشویق کردن
countenancing تشویق کردن
countenances تشویق کردن
countenanced تشویق کردن
encourage تشویق کردن
countenance تشویق کردن
encouraged تشویق کردن
encourages تشویق کردن
eulogises تشویق کردن
eulogising تشویق کردن
abetted تشویق تقویت
eulogizing تشویق کردن
abetting تشویق تقویت
eulogizes تشویق کردن
eulogized تشویق کردن
abets تشویق تقویت
to put a premium on تشویق کردن
eulogize تشویق کردن
cheerleader سر دستهی تشویق کنندگان
unit awards تشویق نامه یکانی
cheerleaders سر دستهی تشویق کنندگان
acclamation آفرین [تشویق] [تحسین]
protreptic تشویق کننده نصیحت
exhort تشویق و ترغیب کردن
exhorts تشویق و ترغیب کردن
exhorting تشویق و ترغیب کردن
exhorted تشویق و ترغیب کردن
shot in the arm <idiom> تشویق یا برانگیختن چیزی
you tell'em <idiom> تشویق شخص دربیان گفتهها
overpraise بیش از حد تشویق و تحسین کردن
export incentive تشویق دولت در جهت صادرات
he inspirited me to do it مرا بکردن ان کار تشویق کرد
bounties تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
gracing فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
graces فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
graced فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
citations تقدیررسمی از ابراز لیاقت تشویق نامه
citation تقدیررسمی از ابراز لیاقت تشویق نامه
patronizingly ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
oversells بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
overselling بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
oversold بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
grace فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
oversell بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
golden handshakes پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
trading stamp تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
reward is an iduce to toil چیزیکه ادم را بکار کردن تشویق میکند پاداش است
yoicks علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
patronizes رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronised رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronized رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronize رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
patronises رئیس وار رفتار کردن تشویق کردن
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com