English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
accident تصادفی ضمنی
accidents تصادفی ضمنی
Search result with all words
obiter dictum بیان ضمنی و تصادفی
Other Matches
random process جریان تصادفی فرایند تصادفی
random parallel tests ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
tacit ضمنی
occasional ضمنی
episodical ضمنی
implied ضمنی
circumstantial ضمنی
implicit ضمنی
incidents ضمنی
episodic ضمنی
incident ضمنی
incidentals time زمان ضمنی
impliedly به طور ضمنی
tacitly بطور ضمنی
implied assumpist تعهد ضمنی
by-products محصول ضمنی
by-product محصول ضمنی
paralipsis افهام ضمنی
paraleipsis افهام ضمنی
limplied warranty ضمانت ضمنی
incident حادثه ضمنی
incidents حادثه ضمنی
implied term شرط ضمنی
connotation دلالت ضمنی
incidental جزئی ضمنی
implied terms شرایط ضمنی
contextual definition تعریف ضمنی
sufferance رضایت ضمنی
cognizance تصدیق ضمنی
circumstantial event واقعه ضمنی
episode حادثه ضمنی
episodes حادثه ضمنی
imputed income درامد ضمنی
implicit agreement موافقت ضمنی
connotation معنای ضمنی
connotations دلالت ضمنی
connotations معنای ضمنی
implied acceptance قبول ضمنی
implied رضایت ضمنی
implied مفهوم ضمنی
implicitness دلالت ضمنی
implicit costs هزینههای ضمنی
acceptation tacite قبول ضمنی
accidental ضمنی عارضی
connivance اجازه ضمنی
implication معنای ضمنی
xor یای ضمنی
tacit consent رضای ضمنی
tacit collusion تبانی ضمنی
sufference رضایت ضمنی
implications معنای ضمنی
subaudition ادراک ضمنی
subaudition فهم ضمنی
imply دلالت ضمنی کردن بر
insinuates بطور ضمنی فهماندن
insinuated بطور ضمنی فهماندن
xor gate دریچه یای ضمنی
insinuate بطور ضمنی فهماندن
connotative اشاره ضمنی کننده
connote دلالت ضمنی کردن بر
connote اشاره ضمنی کردن
implying دلالت ضمنی کردن بر
implies دلالت ضمنی کردن بر
cross conditioning شرطی شدن ضمنی
a word with a pejorative connotation واژه ای با معنای ضمنی منفی
inexplicit بطور ضمنی بدون توضیح
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
tenant by sufference متصرف با رضایت ضمنی مالک
sidelight اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
sidelights اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
by accident <adv.> تصادفی
by a coincidence <adv.> تصادفی
at random <adv.> تصادفی
by chance <adv.> تصادفی
fortuitously <adv.> تصادفی
by happenstance <adv.> تصادفی
by hazard <adv.> تصادفی
chanceful تصادفی
coincidentally <adv.> تصادفی
incidentally <adv.> تصادفی
by the way تصادفی
as it happens <adv.> تصادفی
accidently <adv.> تصادفی
stochastical <adj.> تصادفی
stochastic <adj.> تصادفی
adventitious <adj.> تصادفی
casual [not planned] <adj.> تصادفی
contingent [accidental] <adj.> تصادفی
fortuitous <adj.> تصادفی
haphazard <adj.> تصادفی
accidentally <adv.> تصادفی
accidental <adj.> تصادفی
coincidental <adj.> تصادفی
chanced تصادفی
incidental <adj.> تصادفی
chancing تصادفی
chances تصادفی
chance تصادفی
chancy تصادفی
chanciest تصادفی
chancier تصادفی
circumstantial تصادفی
hazardous تصادفی
random <adj.> تصادفی
accidental attack تک تصادفی
randomly تصادفی
Gezellig <adj.> دنج دلپذیر راحت. اشاره ضمنی به زمانی که با عزیزان بعد از چند وقت دوری میگذرانید.
random assignment گمارش تصادفی
random model الگوی تصادفی
random model مدل تصادفی
random file فایل تصادفی
random error خطای تصادفی
random activity فعالیت تصادفی
random distribution توزیع تصادفی
random file پرونده تصادفی
stochastic model الگوی تصادفی
random number عدد تصادفی
randomizing تصادفی کردن
random variable متغیر تصادفی
randomization ارایش تصادفی
random sample نمونه تصادفی
random processing پردازش تصادفی
randomization تصادفی کردن
random probing پردازش تصادفی
random process پویش تصادفی
random numbers اعداد تصادفی
random number seed کاوش تصادفی
randomize تصادفی کردن
randomized blocks بلوکهای تصادفی
random selection گزینش تصادفی
random access دستیابی تصادفی
by blow ضربت تصادفی
extrinsic تصادفی عارضی
randomly بی هدف تصادفی
drop in درج تصادفی
random بی هدف تصادفی
conjuncture ملاقات تصادفی
drop out حذف تصادفی
chromatic تصادفی اتفاقی
chance variations تغییرات تصادفی
chance level سطح تصادفی
chance error خطای تصادفی
indeterminate error خطای تصادفی
contingent تصادفی مشروط
accidental error خطای تصادفی
quasi random شبه تصادفی
stochastic regression رگرسیون تصادفی
stochastic term جمله تصادفی
stochastic term متغیر تصادفی
stochastic variable متغیر تصادفی
probabilistic model الگوی تصادفی
extraneous تصادفی فرعی
temerarious تند تصادفی
meet up with <idiom> تصادفی ملاقاتکردن
unplanned تصادفی - بدونبرنامهریزیقبلی
contingents تصادفی مشروط
supervene تصادفی روی دادن
semirandom access دستیابی نیمه تصادفی
stranding به گل نشستن تصادفی کشتی
randomly فکر تصادفی غیرعمدی
random فکر تصادفی غیرعمدی
pseudorandom number عدد شبه تصادفی
random logic design طرح منطقی تصادفی
pseudo random number عدد شبه تصادفی
nonrandom variable متغیر غیر تصادفی
random number generator مولد عدد تصادفی
earth fault اتصال به زمین تصادفی
random number generator مولد اعداد تصادفی
random sampling نمونه گیری تصادفی
random processing با دست یابی تصادفی
random sample نمونه گیری تصادفی
nonrandom sample نمونه غیر تصادفی
rams حافظه با دستیابی تصادفی emory
rammed حافظه با دستیابی تصادفی emory
ram حافظه با دستیابی تصادفی emory
Random-access memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
addressable storage حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
RAM [random access memory] حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
addressed memory حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
systematic random sampling نمونه گیری تصادفی منظم
dynamic ram حافظه دستیابی تصادفی پویا
random scan graphics نگاره سازی با پوشش تصادفی
simple randon sampling نمونه گیری تصادفی ساده
casrd random access memory حافظه دستیابی تصادفی کارت
randomize بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
stratified random sampling نمونه گیری لایهای تصادفی
ccd که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
accidental آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
randomize بصورت امار تصادفی نشان دادن
pickup هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
It was a mere accident that we met. ملاقات ما کاملا تصادفی ( اتفاقی ) بود
random number برنامهای که اعداد تصادفی را تولید میکند.
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
natives رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
native رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
seed مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
softer خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
seeds مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی
soft خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
softest خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com