Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
radiograph
تصویر رونتگن
radiographs
تصویر رونتگن
roentgenogram
تصویر رونتگن
Other Matches
roentgen
رونتگن
x ray protection
حفافت رونتگن
radiographic inspection
معاینه رونتگن
roentgen tube
لامپ رونتگن
x ray tube
لامپ رونتگن
x ray flash
فلاش رونتگن
x ray beam
اشعه رونتگن
x ray apparatus
دستگاه رونتگن
x irradiation
تشعشع رونتگن
radiograph
عکس رونتگن
radiographs
عکس رونتگن
roentgen ray
پرتو رونتگن
X-raying
اشعه رونتگن
milliroentgen
میلی رونتگن
X-raying
پرتو رونتگن
X-rayed
پرتو رونتگن
milliroentgen
یک هزارم رونتگن
x ray film
فیلم رونتگن
X-rayed
اشعه رونتگن
X-ray
پرتو رونتگن
X-ray
اشعه رونتگن
crops
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
tweening
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
image
[سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر]
crop
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
cropped
کاهش اندازه یا حاشیه یک تصویر یا بریدن بخش مستط یلی تصویر
images
سیستم الکترونیکی یا کامپیوتری پردازش تصویر و بدست آوردن اطلاعات تصویر
x ray source
منبع اشعه رونتگن
x ray equipment
تجهیزات اشعه رونتگن
picturing
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictures
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
pictured
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
picture
آنالیز اطلاعات یک تصویر با روشهای کامپیوتری یا الکترونیکی برای تامین تشخیص شی در تصویر
acrobat
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
video
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
acrobats
که یک تصویر گرافیکی را شرح میدهد و نمایش تصویر را در سخت افزارهای مختلف ممکن میکند
videoing
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videoed
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
videos
متن یا تصویر یا گرافیک نمایش داده شده روی تلویزیون یا صفحه تصویر کامپیوتر
images
تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود
image
[تجزیه اطلاعات یک تصویر به وسیله الکترونیکی با کمک کامپیوتر که مشخصات و خصوصیات شی را در تصویر شامل میشود.]
flickers
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flicker
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
spherization
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
lossless compression
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
auto
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
autos
الگویی از برخی برنامههای گرافیکی که یک تصویر بیتی را به برداری تبدیل میکند به این ترتیب که لبههای شکل را در تصویر قرار میدهد و اطراف آن خط می کشد
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
rem
مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
persistence
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
hypertext
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
pen drawing
تصویر خطی تصویر مدادی
tracing
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
orthographic
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
background
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
backgrounds
تصویر نمایش داده شده به عنوان صفحه پشتی در برنامه یا ویندوز GUI. این تصویر حرکت نمیکند و اختلافی در برنامه ایجاد نمیکند
raster scan
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
images
نقش کردن تصویر کردن نشان دادن تصویر
image dissector tube
لامپ تجزیه کننده تصویر لامپ دیسکتور تصویر
image formation
تولید تصویر تصویر
rem
مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
scan
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
radiologist
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
pictures
تصویر
gratings
در تصویر
grating
در تصویر
pictured
تصویر
picture
تصویر
delineation
تصویر
portrayal
تصویر
ikons
تصویر
icon
تصویر
illustration
تصویر
illustrations
تصویر
skew
تصویر کج
skewing
تصویر کج
vignettes
تصویر
skews
تصویر کج
imagery
تصویر
vignette
تصویر
projections
تصویر
portrayals
تصویر
picturing
تصویر
icons
تصویر
image line
خط تصویر
projection
تصویر
afterimage
رد تصویر
scenography
تصویر
shape
تصویر
shapes
تصویر
portrait
تصویر
likenesses
تصویر
likeness
تصویر
portraits
تصویر
images
تصویر
image
تصویر
picturesque
شایان تصویر
body image
تصویر بدن
images
تصویر الکتریکی
aspect ratio
نسبت تصویر
anaglyph
تصویر ژرفانما
tablature
تصویر نقاشی
tear out
پارگی تصویر
virtual image
تصویر مجازی
screening, screenings
صفحه تصویر
viewing screen
صفحه تصویر
video generator
مولد تصویر
card image
تصویر کارت
element area
سازه تصویر
ephod
بت یا تصویر صنم
fair drawing
تصویر مناسب
false stereo
تصویر خیالی
folded picture
تصویر تا خورده
ghost signal
تصویر دوگانه
idealized image
تصویر ارمانی
real image
تصویر حقیقی
eidolon
تصویر خیالی
retinal image
تصویر شبکیه ای
scanned image
تصویر پوشیده
composite video
تصویر ترکیبی
reverse image
تصویر وارونه
direct video storage tube
نگاهدارنده تصویر
display image
نمای تصویر
documentary photography
تصویر روشن
double image
تصویر مضاعف
raster
محل تصویر
illustrations
تصویر عکس
illustration
تصویر عکس
effigy
تصویر برجسته
effigies
تصویر برجسته
sharp image
تصویر شفاف
sharp picture
تصویر شفاف
clear picture
تصویر شفاف
snapshots
تصویر لحظهای
snapshot
تصویر لحظهای
image formation
تصویر سازی
holograms
تصویر سه بعدی
hologram
تصویر سه بعدی
form
تصویر وجه
formed
تصویر وجه
forms
تصویر وجه
image
تصویر کردن
double
تصویر قرینه
screens
صفحه تصویر
affigy
تصویر برجسته
screened
صفحه تصویر
screen
صفحه تصویر
sharp image
تصویر واضح
sharp picture
تصویر واضح
clear picture
تصویر واضح
mirror images
تصویر ایینهای
mirror images
تصویر قرینه
mirror image
تصویر آیینه ای
mirror image
تصویر قرینه
projection tube
لامپ تصویر
image potential
پتانسیل تصویر
noisy picture
تصویر همهمهای
image registration
ثبت تصویر
newman projection
تصویر نیومن
mental image
تصویر ذهنی
memory image
تصویر یاد
image registration
ترام تصویر
image resolution
تجزیه تصویر
image response
پاسخ تصویر
image ray
پرتو تصویر
image ray
شعاع تصویر
oblique projection
تصویر مورب
picture element
سازه تصویر
perspective projection
تصویر پرسپکتیوی
pencil drawing
تصویر مدادی
image processing
تصویر پردازی
image processing
پردازش تصویر
image quality
کیفیت تصویر
oblique projection
تصویر مایل
image ratio
نسبت تصویر
image retention
ضبط تصویر
image reversal
واژگونی تصویر
image speard
انتشار تصویر
image speard
گسترش تصویر
image test
ازمایش تصویر
image test
تست تصویر
image transformation
تبدیل تصویر
image transmission
انتقال تصویر
imageless thought
تفکر بی تصویر
intermediate image
تصویر میانی
image space
فضای تصویر
image source
منبع تصویر
image side
جهت تصویر
memory afterimage
رد تصویر یاد
macrograph
خط و تصویر درشت
image reversal
نقض تصویر
image reversal
برگشت تصویر
image scale
مقیاس تصویر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com