English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (4 milliseconds)
English Persian
attenuator تضعیف کننده
weakener تضعیف کننده
Search result with all words
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
Other Matches
attenuation تضعیف
doubling تضعیف
damping تضعیف
debilitation تضعیف
dimming تضعیف نور
attenuation length طول تضعیف
psyched تضعیف روحیه
psyches تضعیف روحیه
voltage doubler تضعیف گر ولت
psychs تضعیف روحیه
attenuation factor ثابت تضعیف
attenuation constant ثابت تضعیف
attenuation coefficient ضریب تضعیف
psych تضعیف روحیه
doubler تضعیف گر ولت
demoralization تضعیف روحیه
castrating تضعیف کردن
unbrace تضعیف کردن
castrates تضعیف کردن
castrate تضعیف کردن
psyching تضعیف روحیه
devaluation تضعیف ارزش پول
demoralizing تضعیف روحیه کردن
demoralizes تضعیف روحیه کردن
demoralized تضعیف روحیه کردن
demoralize تضعیف روحیه کردن
demoralising تضعیف روحیه کردن
demoralised تضعیف روحیه کردن
demoralises تضعیف روحیه کردن
echo suppression جلوگیری یا تضعیف انعکاس صوت
cow ترساندن تضعیف روحیه کردن
cows ترساندن تضعیف روحیه کردن
cowing ترساندن تضعیف روحیه کردن
cowed ترساندن تضعیف روحیه کردن
devaluation تنزل نرخ برابری پول تضعیف پولی
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
mean free path for attenuation مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
attenuation mean free path مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fluxing oil اب کننده
bandwidth یچ کننده
attacking تک کننده
percutient دق کننده
swooner غش کننده
benders خم کننده
doers کننده
fillet پر کننده
filleted پر کننده
bender خم کننده
rebutter رد کننده
refutatory رد کننده
puffer پف کننده
prattfall پچ پچ کننده
fillets پر کننده
jaberer پچ پچ کننده
hoppers لی لی کننده
prater پچ پچ کننده
commulator یک سو کننده
hopper لی لی کننده
syncopator غش کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
catterer پچ پچ کننده
refutative رد کننده
noncommittal رد کننده
refuser رد کننده
tracker پی کننده
whisperer پچ پچ کننده
doer کننده
filleting پر کننده
ear-splitting کر کننده
bidder کننده
spurner رد کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
solver حل کننده
mumbler من من کننده
skittish رم کننده
surfy کف کننده
repudiationist رد کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
bidders کننده
abjurer or abjuror کننده
mauler له کننده
deletive حک کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com