English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
Other Matches
They found no trace of her . ازاونشانی بدست نیامد
He went for good. رفت و دیگه نیامد
I didnt sleep a wink. خواب به چشمم نیامد
I didnt have the heart to punish the kid. دلم نیامد بچه را تنبیه کنم
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
compliments تعارف
unceremonious بی تعارف
compliment تعارف
complimented تعارف
complimenting تعارف
unceremoniously بی تعارف
comity تعارف
chivalry تعارف
uncomplimentary بی تعارف ناخوشایند
offerer تعارف کننده
smoothe تعارف امیز
florulent خوش تعارف
ceremoniousness رعایت تعارف
to make a present of پیشکش یا تعارف کردن
left handed compliment تعارف غیر صمیمانه
offer round به همه تعارف کردن
bluntly بدون تعارف ونزاکت
An insincere offer(gesture). تعارف خشک وخالی
There is no need dor ceremony between us. تعارف رابگذار کنار
to ply any one with drink باصرارنوشابه بکسی تعارف کردن
salutations تعارف سلام اول نامه
an empty gesture رفتار [تعارف] خشک وخالی
salutation تعارف سلام اول نامه
Dont mention it . You are welcome. اختیار دارید (درمقام تعارف )
You are ( most ) welcome . It is a mere nothing . It is not fit to drink . قابل ندارد ( بعنوان تعارف )
Fine words butter no parsnips. از تعارف کم کم وبر مبلغ افزای
well oiled تعارف امیز چرب و نرم
Lets talk business. Lets talk turkey. بی تعارف وجدی حرف بزنیم
Offer him some chocolates. به ایشان شکلات تعارف کنید
I realy mean it . جدی می گویم فکر نکن تعارف می کنم
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home . اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
he is ill with fever تب دارد
chain دارد.
chains دارد.
has دارد
heavy fighting is in progress دارد
there is a time for everything دارد
he has worms دارد
are there any remarks? دارد
he has a rage for money دارد
hast او دارد
Windows GDI بیتی دارد
walls have ears گوش دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
what matter? چه اهمیت دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
what the odds چه اهمیت دارد
it is usual with him عادت دارد
multungulate که بیش از دو سم دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
the probability is احتمال دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
the reason is manifold چنددلیل دارد
our library is well stocked خوبی دارد
viruses وجود دارد
virus وجود دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
not a patch on چه دخلی دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
he has an axe to grind غرض دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
he is 0 years old او ده سال دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
god is خداوجود دارد
it has sides سه پهلو دارد
he is fifty تمام دارد
it depends [on] بستگی دارد [به]
he has much merit بسیار شایستگی دارد
the switch is on برق جریان دارد
length خط با طول جر حرف دارد
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
She has a soft voice صدای نرمی دارد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
he has much merit خیلی قابلیت دارد
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
significance معنای مخصوص دارد
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
he is f. of money پول فراوان دارد
basses کسی که صدای بم دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
bass کسی که صدای بم دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
likelihood احتمال کلی دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
delectus برای ترجمه دارد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
well and good باشد چه ضرر دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
he has a loose tongue دهان لقی دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
it is of frequent خیلی مورد دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
in all like احتمال کلی دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
It is much sought after خیلی طالب دارد.
bigamist زنی که دوشوهر دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
biased آنچه اریب دارد
rubrician کتاب نماز دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
lengths خط با طول جر حرف دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
gigs درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
dare he go? ایا جرات دارد برود
gig درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
it look like rain گویا خیال باریدن دارد
crapaudiue door دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
he has a fine p in the town اوخانه خوبی در شهر دارد
creditor secured by pledge طلبکاری که رهینه در دست دارد
faults فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
dichord سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
request چیزی که کسی تقاضایش را دارد
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
It is going from bad to worse . وضع دارد بد ترهم می شود
My hair is growing. موهایم دارد بلند می شود
consuetude est alterra lex عادت قدرت قانونی دارد
it is marked with spots نشان ان خالهایی است که دارد
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
It all depends on how things develop. بستگی دارد چه پیش بیاید
double breasted کتی که در دو طرف دکمه دارد
requested چیزی که کسی تقاضایش را دارد
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
She is too damned fussy خیلی ادا واطوار دارد
corvette رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
He is bound to come. احتمال زیادی دارد که بیاید
ex-directory شخصی که چنین شمارهای را دارد
faulted فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
pavonazzo مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com