English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English Persian
parallel تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleled تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleling تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelled تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelling تعداد آدرسهای متصل به هم
parallels تعداد آدرسهای متصل به هم
Other Matches
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
gates تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
combinatorics محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
labelled چاپ آدرسهای روی برچسب
labeling چاپ آدرسهای روی برچسب
label چاپ آدرسهای روی برچسب
labels چاپ آدرسهای روی برچسب
roundest تعداد تیر تعداد شلیک دور
round تعداد تیر تعداد شلیک دور
odder ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
oddest ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odd ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
boundaries ثباتی در یک سیستم چند کاربره که حاوی آدرسهای محدودیتهای اختصاص حافظه به یک کاربر است
boundary ثباتی در یک سیستم چند کاربره که حاوی آدرسهای محدودیتهای اختصاص حافظه به یک کاربر است
addressing حالت آدرس دهی که در آن محل ذخیره سازی از آدرسهای پایه تشکیل شده است
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
floated اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
floats اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
float اضافه بر آدرس اصلی به تمام اندیس ها یا آدرسهای مربوطه برای بررسی حجم حافظه که برنامه نیز دارد
maps با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
map با آدرسهای اختصاص داده شده به وسیله ورودی یا خروجی کامپیوتر به طوری که قابل دستیابی باشند گویی محلی از حافظه هستند
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
paged address که بعد شماره صفحه به آنها اختصاص داده میشود. آدرسهای حافظه مربوط به صفحهای هستند که بعدا به حافظه فیزیکی موجود تط بیق داده میشود.
conjunct متصل
anchored متصل به
continuous متصل
on line متصل
clung متصل
contiguous متصل
connected متصل
joint متصل
splicer متصل کننده
engagedness متصل بهم
interlocks متصل شدن
applies متصل کردن
interurban متصل بشهر ها
coupler متصل کننده
lacer متصل کننده
male connector متصل کننده نر
basifixed متصل در پایه
joggled متصل کردن
connects متصل کردن
connect متصل کردن
apply متصل کردن
applying متصل کردن
ligature دخشههای متصل
tie down متصل کردن
fixed shell گلوله متصل
connector متصل کننده
connective متصل کننده
tying متصل کننده
connecting arrangement ترتیب متصل
connectedly بطور متصل
interlocking متصل شدن
interlocked متصل شدن
syndetic متصل شده
interlock متصل شدن
joggle متصل کردن
joggles متصل کردن
joggling متصل کردن
colligate متصل کردن
joined متصل کردن
adjoins متصل کردن
coherently بطور متصل
cartridge بخش متصل
cartridges بخش متصل
join متصل کردن
off line غیر متصل
attachments نمائات متصل
adjoined متصل کردن
joins متصل کردن
pans متصل کردن
pan- متصل کردن
pan متصل کردن
link متصل کردن
adjoin متصل کردن
adjacent span دهانه متصل
adjacent span دهانه متصل
shafting میله بهم متصل
united pawns پیادههای متصل شطرنج
corbel-course زیر سری متصل
enjoin بهم متصل کردن
abutted متصل بودن یاشدن
chockablock بهم متصل وپیوسته
abuts متصل بودن یاشدن
abut متصل بودن یاشدن
adjoin افزودن متصل شدن
kirkyard گورستان متصل بکلیسا
adjoined افزودن متصل شدن
pinning متصل کردن به گیرافتادن
enjoining بهم متصل کردن
pinned متصل کردن به گیرافتادن
adjoins افزودن متصل شدن
pin متصل کردن به گیرافتادن
enjoined بهم متصل کردن
ballcocks سیفون و ابزار متصل به آن
splices باهم متصل کردن
spliced باهم متصل کردن
ballcock سیفون و ابزار متصل به آن
catenate پیوستن متصل کردن
connected load بار خارجی متصل
enjoins بهم متصل کردن
connected load بار متصل شده
splice باهم متصل کردن
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
tie in <idiom> به چیزدیگری متصل کردن
splicing باهم متصل کردن
gang hook دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
grounded field سیم پیچ متصل به زمین
interconnection بخش ماده متصل به دو وسیله
catena سریهای متصل شده concatenate
to be connected بهم پیوسته [متصل] بودن
connexions اتصال یا چیزی که متصل میشود
ligature دو یاچند حرف متصل بهم
connection اتصال یا چیزی که متصل میشود
concatenated data set مجموعه داده ها متصل شده
untapped <adj.> متصل نشده [در وسط مدار]
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
adjacent دو میدان متصل به دو گروه مجاور
bond متصل کردن چسباندن اتصال
continous متصل متوالی بدون وقفه
adnexa قسمتهای متصل بهم زائده
camshaft میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
camshafts میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
dowel بامیخ پرچ بهم متصل کردن
universal joint دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
to plug متصل کردن [الکترونیک یا مهندسی برق]
vestry نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
stemson چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
vestries نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
gang hook دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
number تعداد
numbers تعداد
magnitude تعداد
paul تعداد کم
destination صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
drains یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
destinations صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
draining یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drained یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
plowhead چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
drain یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
stylolite ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
faceplate صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
blade butt انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
volumes تعداد میزان
small lot نوبه کم تعداد
work force تعداد کارگر
wheen تعداد زیاد
number of cycle تعداد تناوبها
count تعداد ایمپولز
counts تعداد ایمپولز
population [pop.] تعداد مردم
volume تعداد میزان
counting تعداد ایمپولز
counted تعداد ایمپولز
quantity تعداد زیاد
quantities تعداد زیاد
number of cycle تعداد دوره ها
number of rounds تعداد گلوله ها
number of threads تعداد پیچش ها
A smaller number . Fewer . تعداد کمتر
daisy chain خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
interplane strut پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
trailer camp محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
associated file متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
peripheral آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
mesh که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
associated document متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
meshes که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
backplane مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
ca Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
meshing که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
atomicity تعداد اتم در ملکول
counts تعداد امتیاز توپزن
thereabouts در حدود آن میزان یا تعداد
nest تعداد توابع در یک تابع
string تعداد حروف یک رشته
nests تعداد توابع در یک تابع
poll تعداد رای دهندگان
birthrate تعداد موالید زه وزاد
number [of something] تعداد [عده] [چیزهایی]
kajillion [slang] تعداد بسیار زیادی
width تعداد حروف در یک صفحه یا خط
counted تعداد امتیاز توپزن
counting تعداد امتیاز توپزن
blocking factor تعداد رکوردها در بلاک
count تعداد امتیاز توپزن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com