Total search result: 202 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
nest |
تعداد توابع در یک تابع |
nests |
تعداد توابع در یک تابع |
|
|
Other Matches |
|
extracode |
توابع کوتاه در سیستم عامل که یک تابع سخت افزاری را تقلید میکند |
libraries |
1-تعداد توابع نرم افزاری خاص . که کاربر میتواند در برنامه خود وارد کند |
library |
1-تعداد توابع نرم افزاری خاص . که کاربر میتواند در برنامه خود وارد کند |
coroutine |
بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود |
graphics |
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی |
repeats |
ثباتی که تعداد دفعاتی که یک تابع یا کاری تکرارشده است را نگه می دارد |
repeat |
ثباتی که تعداد دفعاتی که یک تابع یا کاری تکرارشده است را نگه می دارد |
gate |
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد |
gates |
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد |
graphics |
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار |
mathematical |
توابع کتابخانهای که حاوی توابع ریاضی استاندارد هستند |
nests |
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند |
nest |
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند |
ULA |
قطعهای که حاوی تعداد مدار منط قی جدا و دروازه هایی که سپس توسط مشتری وصل می شوند تا تابع مورد نظررا انجام دهند |
GKS |
استاندارد دستورات نرم افزاری و توابع که ورودی /خروجی گرافیکی را شرح میدهد تا توابع مشابه را روی هر نوع سخت افزار تامین کند |
combinatorics |
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی |
roundest |
تعداد تیر تعداد شلیک دور |
round |
تعداد تیر تعداد شلیک دور |
equivalence |
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند |
libraries |
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند |
library |
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند |
stubbed |
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد |
stubbing |
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد |
stubs |
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد |
stub |
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد |
oddest |
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند |
odder |
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند |
odd |
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند |
orthogonal functions |
توابع متعامد |
mathematical functions |
توابع ریاضی |
environs |
دوروبر توابع |
transfer functions |
توابع انتقالی |
fixture |
توابع مایملک بلامعارض |
theory of functions of a complex variable |
نظریه توابع [ریاضی] |
orthonormal functions |
توابع متعامد بهنجار |
orthonormal functions |
توابع نرمال ارتو |
family of curves |
دسته توابع [ریاضی] |
Complex analysis |
نظریه توابع [ریاضی] |
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. |
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد |
services |
1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2- |
HTTPD |
وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها |
list |
لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه |
post war consumption functions |
توابع مصرف پس از جنگ جهانی دوم |
repertoire |
محدوده توابع یک وسیله یا نرم افزار |
re-entry |
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه |
re entry |
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه |
modulates |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
arithmetic |
توانایی یک وسیله برای انجام توابع ریاضی |
modulating |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
modulate |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
references |
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه |
reference |
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه |
template |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
functions |
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند |
runs |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
templates |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
functioned |
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند |
run |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
cpu |
گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند |
assembles |
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه |
assemble |
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه |
function |
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند |
assembled |
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه |
accounting package |
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد |
accounts package |
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد |
processes |
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه |
arithmetic |
مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب |
alu |
بخشی از CPU که تمام توابع محاسباتی و منط قی را انجام میدهد |
process |
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه |
electronic |
توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص |
patterns |
الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند |
rom |
کدی که توابع Bios را می سازد که در قطعه ROM ذخیره شده اند. |
pattern |
الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند |
mode |
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند |
processes |
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد |
process |
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد |
modes |
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند |
master |
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است |
WordPad |
امکان نرم افزاری در ویندوز که توابع مقدماتی Microsoft Word را دارد |
CD I |
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است |
basic |
بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند |
brouter |
وسیلهای که توابع bridge , router را برای اتصال به شبکه ترکیب میکند |
basics |
بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند |
edp |
پردازشگر کلمه که قادر به انجام توابع پردازش داده مشخص است |
mastered |
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است |
masters |
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است |
introduce |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
arithmetic |
بخش سخت افزاری CPU که تمام توابع ریاضی و منط قی را انجام میدهد |
introduces |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
hierarchical communications system |
روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند |
expansion board |
برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر |
introducing |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
kernel |
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است |
kernels |
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است |
non procedural language |
زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را |
introduced |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
toolbox |
مجموعه توابع از پیش تعیین شده که در حین نوشتن برنامه استفاده می شوند |
fall back |
دستورات و توابع دادههای موقت مخصوص که در صورت خطا یا خرابی استفاده میشود |
run duration |
کتابخانه توابع که توسط برنامه کاربردی در حین اجرا قابل دستیابی است |
adlib |
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI |
device |
کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص |
fall back |
شروع مجدد یک برنامه پس از رفع خطا از نقط های که توابع فراخوانده شده بودند |
main |
مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند |
declarative statement |
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها |
extends |
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است |
extending |
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است |
maths |
CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد |
math |
CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد |
processor |
ریزپردازنده جدا در سیستم که حاوی توابع خاصی تحت کنترل پردازنده مرکزی است |
devices |
کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص |
extend |
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است |
declaration |
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها |
linkages |
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند |
linkage |
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند |
parameter |
نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود |
declarations |
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها |
parameters |
نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود |
ends |
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند |
users |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند |
user |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند |
boolean algebra |
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست |
ended |
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند |
end |
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند |
logic |
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند |
attached processor |
ریز پردازنده جدا در سیستم که تحت کنترل واحد پردازش مرکزی توابع خاصی را انجام میدهد |
tabling |
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه |
tables |
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه |
table |
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه |
tabled |
لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه |
demonstration |
نرم افزاری که آنچه یک برنامه قادر به انجام است بدون پیاده سازی توابع آن نشان میدهد |
demonstrations |
نرم افزاری که آنچه یک برنامه قادر به انجام است بدون پیاده سازی توابع آن نشان میدهد |
demo |
نشان دادن آنچه یک برنامه کاربردی میتواند انجام دهد بدون پیاده سازی تمام توابع |
Hewlett Packard |
مجموعه دستورات استاندارد ساخت Hewlett Packard تا یک نرم افزار توابع چاپگر لیزری را کنترل کند |
quickdraw |
در Apple Macintosh توابع گرافیکی ساخت سیستم عامل Maxintash که نمایش متن و تصویر را کنترل میکند |
graphical user interface |
واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل |
algebra |
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند |
bomb |
بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند |
bombed |
بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند |
bombed out |
بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند |
bombs |
بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند |
languages |
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود |
central |
گروهی از مدارها که توابع اولیه یک کامپیوتر را انجام می دهند واز سه بخش تشکیل شده اند واحد کنترل |
language |
زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود |
numbers |
تعداد  |
paul |
تعداد کم |
magnitude |
تعداد  |
number |
تعداد  |
multimedia |
محصول ماکروسافت که امکان تولید برنامههای کاربردی چند رسانهای با استفاده از کتابخانه توابع برای کنترل گردش ویدیو |
circuits |
مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد |
circuit |
مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد |
number of threads |
تعداد پیچش ها |
number of rounds |
تعداد گلوله ها |
work force |
تعداد کارگر |
quantities |
تعداد زیاد |
number of cycle |
تعداد تناوبها |
population [pop.] |
تعداد مردم |
A smaller number . Fewer . |
تعداد کمتر |
number of cycle |
تعداد دوره ها |
quantity |
تعداد زیاد |
volumes |
تعداد میزان |
volume |
تعداد میزان |
counts |
تعداد ایمپولز |
counting |
تعداد ایمپولز |
counted |
تعداد ایمپولز |
count |
تعداد ایمپولز |
wheen |
تعداد زیاد |
small lot |
نوبه کم تعداد |
processor |
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند |
documentation |
اطلاعات یانموادرهایی که شرح توابع و استفاده و عمل سخت افزار یا نرم افزار می دهند |
locals |
متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است |
local |
متغیری که توسط توابع خاصی در بخش خاصی از برنامه کامپیوتر قابل دستیابی است |
gates |
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد |
semicompiled |
برنامه تبدیل شده از برنامه کد اصلی که حاوی توابع کتابخانهای و... نیست که در کد مبدا استفاده می شوند |
gate |
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد |
setting up |
تعداد موضوعات مربوطه |
set |
تعداد موضوعات مربوطه |
day of duty |
تعداد روزهای خدمت |
number [of something] |
تعداد [عده] [چیزهایی] |
sets |
تعداد موضوعات مربوطه |
precision |
تعداد ارقام یک عدد |
string |
تعداد حروف یک رشته |
version |
تعداد گونههای یک محصول |
parallelling |
تعداد آدرسهای متصل به هم |
family size |
تعداد افراد خانواده |
versions |
تعداد گونههای یک محصول |
Quite a few people ... |
تعداد زیادی [از مردم] |
No small number of ... |
تعداد زیادی [از مردم] |
width |
تعداد حروف در یک صفحه یا خط |
polls |
تعداد رای دهندگان |
blocking factor |
تعداد رکوردها در بلاک |
day of supply |
تعداد روزهای اماد |
count |
تعداد امتیاز توپزن |
tpi |
تعداد شیار در هر اینچ |
quantity |
تعداد یا شماره چیزی |
counting |
تعداد امتیاز توپزن |
quantities |
تعداد یا شماره چیزی |
paralleling |
تعداد آدرسهای متصل به هم |
bpi |
تعداد بایت در هر اینچ |
parallelled |
تعداد آدرسهای متصل به هم |
number of componentes |
تعداد سازندههای مستقل |