English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
coordinate تعدیل کردن هم پایه
Other Matches
adjusting تعدیل کردن
modifying تعدیل کردن
modifies تعدیل کردن
regulates تعدیل کردن
adjust تعدیل کردن
realigned تعدیل کردن
modify تعدیل کردن
modulating تعدیل کردن
modulates تعدیل کردن
modulate تعدیل کردن
adjusts تعدیل کردن
realigns تعدیل کردن
realigning تعدیل کردن
realign تعدیل کردن
adapt تعدیل کردن
measure تعدیل کردن
regulate تعدیل کردن
dampens تعدیل کردن
collimate تعدیل کردن
regulated تعدیل کردن
dampening تعدیل کردن
dampened تعدیل کردن
regulating تعدیل کردن
dampen تعدیل کردن
collimate موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
trammel تعدیل کردن بدام افتادن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
adjusts مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
adjusting مطابق کردن تنظیم کردن تعدیل کردن
moderate اداره کردن تعدیل کردن
adapts تعدیل کردن اقتباس کردن
adapting تعدیل کردن اقتباس کردن
moderated اداره کردن تعدیل کردن
moderates اداره کردن تعدیل کردن
moderating اداره کردن تعدیل کردن
adjusting تعدیل کردن تنظیم کردن
adjusts تعدیل کردن تنظیم کردن
base width عرض پایه پهنای پایه
hatch beam پایه دریچه پایه دهلیز
support پشتیبانی کردن تایید کردن پایه
bracket احاطه کردن تیر پایه انتن
mount تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
mounts تنظیم کردن وسیله یا مدار در پایه
fulcrum تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
damping تعدیل
equation of payments تعدیل
adjustment تعدیل
equalized تعدیل
equalizing تعدیل
qualification تعدیل
equalizes تعدیل
modification تعدیل
equalize تعدیل
editing تعدیل
regulation تعدیل
modulation تعدیل
equalising تعدیل
adjustments تعدیل
equalised تعدیل
equalises تعدیل
levelling تعدیل
base piece پایه پایه استقرار
regulator تعدیل کننده
modifies جرح و تعدیل
modify جرح و تعدیل
escalator تعدیل کننده
corrector magnet اهنربای تعدیل کن
moderator تعدیل کننده
escalators تعدیل کننده
moderators تعدیل کننده
modulator تعدیل کننده
stock adjustment تعدیل موجودی
adjustment method روش تعدیل
method of adjustment روش تعدیل
regulator الت تعدیل
price adjustment تعدیل قیمت
regulators تعدیل کننده
regulators الت تعدیل
address adjustment تعدیل نشانی
modifying جرح و تعدیل
partial adjustment تعدیل جزئی
modified تعدیل شده
regulable قابل تعدیل
readjust دوباره تعدیل
readjusted دوباره تعدیل
readjusting دوباره تعدیل
readjusts دوباره تعدیل
coordinator تعدیل کننده
lump sum redistribution تعدیل یکجا
adjustable تعدیل پذیر
sight reduction تعدیل رصد
modifiers تعدیل کننده
demand accommodation تعدیل درخواستها
modifier تعدیل کننده
moderator variable متغیر تعدیل کننده
modification factor ضریب تعدیل کننده
contract escalation clause ماده تعدیل قرارداد
damper عایق تعدیل کننده
modificatory متضمن تعدیل یااصلاح
baf ضریب تعدیل سوخت
adaptors جرح و تعدیل کننده
maladjustments تعدیل وتنظیم غلط
adaptable قابل جرح و تعدیل
reduced form فرم تعدیل شده
adapters جرح و تعدیل کننده
maladjustment تعدیل وتنظیم غلط
reduction to the meridian تعدیل به نصف النهار
escalation ماده یا عبارت تعدیل
contract price adjustment تعدیل قیمت قرارداد
adaptor جرح و تعدیل کننده
bunker adjustment factor ضریب تعدیل سوخت
strongback الوار تعدیل ناو
sumptuary وابسته به تعدیل هزینه
adjustable dimension بعد تعدیل پذیر
adapter جرح و تعدیل کننده
adapted جرح و تعدیل شده
socle پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
compensating winding سیم پیچ تعدیل کننده
adjustment آلت تعدیل اسباب تنظیم
emergency complement تعدیل یکانهابرای موارد اضطراری
trammel الت ترسیم بیضی تعدیل
index linked insurance بیمهای که با شاخص تعدیل میشود
adjustments الت تعدیل اسباب تنظیم
cac هزینه تعدیل نرخ ارز
caf ضریب تعدیل نرخ پول
boolean algebra قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
register ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
frequency medulation تعدیل تناوب یا بسامد موج حامل
registering ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
g.d.p deflator تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی
registers ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
degaussing تعدیل حوزه میدان مغناطیسی ناو دیگازینگ
emergency complement جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
emergency establishment تعدیل و تقسیم سربازان بین یکانها برای موارد اضطراری
streamliner قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
microcomputer کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
escalation مادهای در قرارداد که براساس ان قیمتهای قرارداد تعدیل میگردد
thermostats :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostat :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
bracket پایه
rests پایه
unfounded بی پایه
rests سه پایه
probe پایه
saddled پایه
bottoms پایه
probes پایه
stand پایه
probed پایه
columns پایه
foundation پایه
saddles پایه
seat پایه
seated پایه
rest سه پایه
spuds پایه
point d'appui پایه
pedestals پایه
degree پایه
bedrock پایه
pedestal پایه
poppet head پایه
radix پایه
pousto پایه
levels پایه
column پایه
pile bent پایه
seats پایه
levelled هم پایه
sill پایه
rest پایه
sills پایه
levelled پایه
spud پایه
saddle پایه
mark پایه
levels هم پایه
principium پایه
foot rest پایه
presser foot پایه
mounting foot پایه
equal هم پایه
equaled هم پایه
equaling هم پایه
equalled هم پایه
equalling هم پایه
equals هم پایه
loose بی پایه
fundament پایه
looser بی پایه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com