English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (6 milliseconds)
English Persian
voluntary waste تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
Other Matches
wastes تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
encroachment and waste تعدی و تفریط
wrongful act and misuse تعدی و تفریط
tortious مبتنی بر تعدی و تفریط
gross negligence تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
object of lease مستاجره
leasehold property عین مستاجره
thing hired عین مستاجره
things hired اعیان مستاجره
object of lease عین مستاجره مورد اجاره
negligence تفریط
wasting تفریط
dissipation تفریط
waste تفریط
wastes تفریط
extremity افراط و تفریط
wastage تفریط کاری
extremities افراط و تفریط
golden mean برکناری از افراط و تفریط
go to extreme افراط و تفریط کردن
take an extreme course افراط یا تفریط کردن
tenantable repair تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
impropriator تفریط کننده دارایی کلیسا
dead rent اجاره بهایی که در صورت عدم استفاده از عین مستاجره نیز باید پرداخت شود
estate at will در CLواگذاری ملکی است که به کسی به عنوان اجاره با قیداین شرط که مستاجر عین مستاجره را به میل مالک اداره کند
intrusions تعدی
intrusion تعدی
extravagance تعدی
extravagances تعدی
incursion تعدی
inbreak تعدی
incursions تعدی
injustice تعدی
injustices تعدی
transitivity تعدی
infringing تعدی
excessive use تعدی
infringe تعدی
attacked تعدی
encroachments تعدی
encroachment تعدی
oppression تعدی
infringed تعدی
infringes تعدی
attacks تعدی
attack تعدی
negligence اهمال تفریط معیار ان در CL رفتارو دقتی است که یک فرد بافهم و شعور عادی در امورخود معمول می دارد
abusive تهمت تعدی
oppressing تعدی کردن
inroad تعدی هجوم
oppresses تعدی کردن
oppress تعدی کردن
aggro تعدی و تهاجم
transitivity principle اصل تعدی
trepass تعدی کردن
do injustice to تعدی کردن
to gain ground تجاوزکردن تعدی کردن
joint tenants در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
trespass تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
trespassing تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
trespasses تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
trespassed تجاوز یا تعدی یا تخطی کردن
ingrate تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
victimizes دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimized دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimize دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimises دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimising دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimised دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
victimizing دستخوش فریب یا تعدی قرار دادن
tenant right حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
jus ex injuria non oritur تعدی و تجاوز فرد برای اوحقی ایجاد نمیکند
trespassing تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
inviolability مصون بودن فرستاده دیپلماتیک ازهر نوع تعدی و اهانت
trespasses تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
trespass تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
trespassed تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
gain ground خاک دشمن راتصرف کردن تجاوز و تعدی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com