English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (14 milliseconds)
English Persian
tariff classification تعرفه بندی
Search result with all words
tariff تعرفه گمرگی تعرفه بندی کردن
tariffs تعرفه گمرگی تعرفه بندی کردن
brussels nomenclature رده بندی تعرفه بروکسل
brussels nomenclature طبقه بندی تعرفه برکسل
impost تعرفه بندی کردن
tariff kisting فهرست بندی تعرفه ها
tariff regulations مقررات تعرفه بندی
Other Matches
tariff تعرفه
tariffs تعرفه
raiway tariff تعرفه
base rate تعرفه مبنا
tariff تعرفه گمرکی
protective tariffs تعرفه حمایتی
import charge تعرفه واردات
import tariff تعرفه واردات
prohibitive tariff تعرفه ممانعتی
base rates تعرفه مبنا
fitness report تعرفه خدمتی
tariff schedule جدول تعرفه
customs tariff تعرفه گمرکی
general tariff تعرفه عمومی
export tariff تعرفه صادرات
custom tariff تعرفه گمرکی
export charge تعرفه صادرات
domestic tariff تعرفه داخلی
export duty تعرفه صادرات
customs duty تعرفه گمرکی
tariffs تعرفه گمرکی
tariff عوارض تعرفه گمرکی
tariffs عوارض تعرفه گمرکی
brussels nomenclature تعرفه گمرکی بروکسل
flexible tariff تعرفه انعطاف پذیر
railroad tariff تعرفه راه اهن
railway rates تعرفه یا کرایههای راه اهن
general agreement on tariff & trade (gat موافقت نامه عمومی تعرفه وتجارت
annual average score میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
e f t a (european free trade association فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
protective tariffs تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineament طرح بندی صورت بندی
wording جمله بندی کلمه بندی
classification طبقه بندی رده بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
begger my neighbour policy سیاستی است که هدفش انتقال مشکل بیکاری به کشور دیگر است مانندافزایش تعرفه گمرکی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
flat rate نرخ یکسان تعرفه یکسان
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
funicular بندی
queing صف بندی
articular بندی
alignments صف بندی
taping ته بندی
lapping اب بندی
sealing off اب بندی
waterproofing اب بندی
nailed up سر هم بندی
queuing صف بندی
trimerous سه بندی
vanation رگ بندی
seal اب بندی
seals اب بندی
funiculars بندی
commissural بندی
commisural بندی
striation خط بندی
alignment صف بندی
hermetic sealing اب بندی
humidity insulation اب بندی
laced بندی
mud sill ته بندی
snack ته بندی
patching سر هم بندی
snacks ته بندی
humidity insulation نم بندی
neuration رگ بندی
packaged بسته بندی
dividing تقسیم بندی
trelliswork داربست بندی
typification سنخ بندی
typification طبقه بندی
taxonomy طبقه بندی
packages بسته بندی
rank رتبه بندی
taxonomies طبقه بندی
regimentalation گروه بندی
ranked رتبه بندی
triangularization مثلث بندی
reticulation شبکه بندی
rootage ریشه بندی
rhyme scheme قافیه بندی
ring clossure حلقه بندی
triangulation مثلث بندی
patching سرهم بندی
pluralization جمع بندی
partitioning جزء بندی
tabulate جدول بندی
formulation صورت بندی
ranks رتبه بندی
sealing wax موم اب بندی
totalization جمع بندی
wagering شرط بندی
tabulated جدول بندی
to mull a mull of سر هم بندی کردن
leverage اهرم بندی
juggling چشم بندی
juggles چشم بندی
queuing theory نظریه صف بندی
juggled چشم بندی
juggle چشم بندی
tabulates جدول بندی
premunition پیش بندی
scheduling queue صف زمان بندی
grade درجه بندی
somatotyping سنخ بندی تن
staping مرحله بندی
steining طوقه بندی
sealing joint اتصال اب بندی
seal bars میلههای اب بندی
gambles شرط بندی
botchery سرهم بندی
stratification قشر بندی
gambled شرط بندی
stratification لایه بندی
gamble شرط بندی
sealing liquid مایع اب بندی
sealing screw پیچ اب بندی
self dramatization بخود بندی
grades درجه بندی
shuttering تخته بندی
single sling باربردار یک بندی
segmentation قطعه بندی
skelton استخوان بندی
snow job سرهم بندی
sealings بتونه اب بندی
shoring شمع بندی
stratification چینه بندی
to make a mess of سر هم بندی کردن
package عدل بندی
to make a muddle of سر هم بندی کردن
to nails up سر هم بندی کردن
syllabification هجا بندی
package بسته بندی
packaged عدل بندی
to pin up بی بندی کردن
scheme of colour رنگ بندی
to take a snack ته بندی کردن
packages عدل بندی
terracing تراس بندی
stratification طبقه بندی
subsumption رده بندی
summation جمع بندی
syllabication هجا بندی
syllabicity هجا بندی
systemization طبقه بندی
tabulation جدول بندی
paging صفحه بندی
toe protection پاشنه بندی
message queuing صف بندی پیام
rationing جیره بندی
rationing سهمیه بندی
division طبقه بندی
divisions طبقه بندی
groupage دسته بندی
granulating دانه بندی
gradin پله بندی
gipsyhood غربال بندی
arrangement for payment by instalment قسط بندی
gipsydom غربال بندی
attack timing زمان بندی تک
gemmulation جرثومه بندی
initialization قالب بندی
coring مغزه بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com