English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
English Persian
inclining تعظیم تمایل
Other Matches
obeisance تعظیم
conge تعظیم
obeisances تعظیم
curtsey تعظیم
curtseying تعظیم
curtsied تعظیم
curtsies تعظیم
saluting تعظیم
salutes تعظیم
saluted تعظیم
salute تعظیم
curtsy تعظیم
curtsying تعظیم
bend تعظیم کردن
bowed تعظیم کمان
bows تعظیم کمان
beck تعظیم کردن
bow تعظیم کردن
bow تعظیم کمان
bowed تعظیم کردن
bowing تعظیم کردن
bowing تعظیم کمان
bows تعظیم کردن
to give one the knee بکسی تعظیم کردن
unbowed انحنا پیدا نکرده تعظیم نکرده
pendulums تمایل
trend تمایل
unwilling بی تمایل
trends تمایل
disinclined بی تمایل
sentiment تمایل
trepan تمایل
recumbency تمایل
proneness تمایل
nisus تمایل
left justification تمایل به چپ
declination تمایل
appetence or tency تمایل
appetency تمایل
appetence تمایل
addictedness تمایل
aclinic بی تمایل
gravitation تمایل
pendulum تمایل
tendency تمایل
tendencies تمایل
leaning تمایل
would تمایل
proclivity تمایل
disposition تمایل
leanings تمایل
orientation تمایل
intention تمایل
intentions تمایل
propensities تمایل
proclivities تمایل
liking تمایل
propensity تمایل
month's mind تمایل
gusts تمایل مزمزه
lean تمایل داشتن
falloff تمایل داشتن
work effort تمایل به کار
declinatory دارای تمایل
against his grain برخلاف تمایل او
gust تمایل مزمزه
central tendency تمایل به مرکز
leaned تمایل داشتن
leans تمایل داشتن
fugitiveness تمایل به فرار
landscape orientation تمایل افقی
reactive tendency تمایل واکنشی
wish [would like] تمایل داشتن
list تمایل کجی
polarities تمایل قطبی
the herd instinct تمایل بگروه
sinistral تمایل بچپ
self immolation تمایل به خودکشی
polarity تمایل قطبی
propensity to consume تمایل به مصرف
propend تمایل داشتن
proclivity to steal تمایل بدزدی
predispostion تمایل قبلی
portraint orientation تمایل عمودی
trepan تمایل داشتن
aptitude تمایل طبیعی
aptitudes تمایل طبیعی
streaked تمایل میل
streak تمایل میل
propensity تمایل طبیعی
veins حالت تمایل
vein حالت تمایل
predilection تمایل قبلی
caprices تمایل فکری
affect تمایل داشتن
caprice تمایل فکری
fantasy میل تمایل
antipathetic فاقد تمایل
preoccupation تمایل شیفتگی
preoccupations تمایل شیفتگی
propensities تمایل طبیعی
affects تمایل داشتن
disinclination عدم تمایل
tilts کجی تمایل
tilted کجی تمایل
predilections تمایل قبلی
tilt کجی تمایل
hang تردید تمایل
hangs تردید تمایل
inclination تمایل شیب
streaks تمایل میل
streaking تمایل میل
fantasies میل تمایل
to take a ply تمایل پیدا کردن
yen تمایل رغبت شدید
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
low marginal propensity to cunsume تمایل ارام به مصرف
proclivity تمایل طبیعی بچیز بد
tendency toward something تمایل به سوی چیزی
proclivities تمایل طبیعی بچیز بد
marginal propensity to expend تمایل نهائی به مخارج
odds تمایل بیک سو احتمالات
take to تمایل پیدا کردن به
marginal propensity to absorb تمایل نهائی به جذب
turn تمایل تغییر جهت
bias تمایل بیک طرف
take to تمایل پیدا کردن
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
argumentativeness تمایل یاعادت به جدال
express willingness اظهار تمایل کردن
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
inclination for any thing تمایل یا میل بچیزی
uptrend تمایل بسوی بالا
turns تمایل تغییر جهت
hade تمایل پیدا کردن
biases تمایل بیک طرف
kindlily با تمایل به مهربانی مهربانانه
desirability درجه تمایل شرایط مطلوب
helm تمایل قایق به انحراف از مسیر
diminishing utility قانون تقلیل تمایل به مصرف
helms تمایل قایق به انحراف از مسیر
worldliness تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
frigidity کمی تمایل درقوای جنسی
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
heredity تمایل برگشت باصل توارث
tenor تمایل صدای زیر مردانه
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
tenors تمایل صدای زیر مردانه
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
prepossession اشغال قبلی تمایل بیجهت
adductor تمایل عضو بطرف محور
bear out تمایل اسب به نزدیک شدن به حد خارجی
undersexed دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
levorotary دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
levorotatory دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
negative diheral تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
lug out تمایل داشتن اسب به دورشدن از نرده مسابقه
oversteer تمایل به پیچیدن بیش از حدراننده به خصوص در سر پیچ
labialism حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
p in favour of a person تمایل بی جهت نسبت بکسی طرفداری تعصب امیزازکسی
Appetite comes with eating. <proverb> با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد. [ضرب المثل]
bear in تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
understeer تمایل اتومبیل به مستقیم رفتن در سر پیچ بیش ازانتظار راننده
cathedral تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
isoclinal line خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
exparte قراری که دادگاه به درخواست یکی از اصحاب دعوی و بدون توجه به تمایل دیگری صادر میکند
isoclinic line خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
diminishing utility اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
margin propensity to consume تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com