Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (7 milliseconds)
English
Persian
procrastinatingly
تعلل کنان
Other Matches
inquiringly
تحقیق کنان پرسش کنان
rejoicingly
شادی کنان وجد کنان
ca'canny
تعلل
cunctation
تعلل
delay
بتاخیرانداختن تعلل
delaying
بتاخیرانداختن تعلل
delays
بتاخیرانداختن تعلل
escape clause
شرط تعلل
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
loiterer
کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitering
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
black list
فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
lingeringly
فس فس کنان
vacillatingly
دل دل کنان
murmuringly
غر غر کنان
afoam
کف کنان
mutteringly
من من کنان
pantingly
ارزو کنان
poutingly
لب کلفت کنان
on the run
شلوق کنان
murmuringly
ناله کنان
mockingly
ریشخند کنان
minaciously
تهدید کنان
lurkingly
کمین کنان
louringly
اخم کنان
loiteringly
درنگ کنان
ponderingly
اندیشه کنان
pulingly
ناله کنان
ragingly
شورش کنان
wonderingly
تعجب کنان
wailingly
ناله کنان
wailingly
شیون کنان
vituperatively
سرزنش کنان
surprisedly
تعجب کنان
scoffingly
ریشخند کنان
saunteringly
ولگردی کنان
twittingly
سرزنش کنان
reprovingly
سرزنش کنان
repinningly
لندلند کنان
remonstratingly
تعرض کنان
remonstratingly
نکوهش کنان
rejoicingly
خوشی کنان
refelectingly
اندیشه کنان
railingly
بدحرفی کنان
under one's breath
<idiom>
نجوا کنان
questioningly
پرسش کنان
whiningly
ناله کنان
groaningly
ناله کنان
exultingly
خوشی کنان
glozingly
تاویل کنان
flashily
جلوه کنان
fawningly
مداهنه کنان
menacingly
تهدید کنان
exultantly
خوشی کنان
mincingly
ناز کنان
jokingly
شوخی کنان
cock-a-hoop
شادی کنان
grumblingly
شکایت کنان
lingeringly
معطل کنان
gyringly
گردش کنان
jumpingly
پرش کنان
intriguingly
دسیسه کنان
haltingly
تامل کنان
insultingly
توهین کنان
insinuatingly
اشاره کنان
lingeringly
درنگ کنان
sneeringly
ریشخند کنان
at pause
مکث کنان خاموش
friskiest
جست وخیز کنان
they returned in triumph
شادی کنان برگشتند
friskier
جست وخیز کنان
revilingly
بدگویان فحاشی کنان
frisky
جست وخیز کنان
dramatis personoe
صورت بازی کنان
jumpingly
جست وخیز کنان
repinningly
ناله کنان بادلتنگی
skipped
رقص کنان حرکت کردن
wedding party
مجلس عروسی یا عقد کنان
interposingly
مداخله کنان بطور معترضه
haltingly
درنگ کنان ازروی دودلی
fleeringly
استهزاء کنان باخنده تمسخرامیز
skips
رقص کنان حرکت کردن
the miner's f.
اتحادیه یاپیمان کان کنان
on the run
بهر سو دوان دوندگی کنان
skip
رقص کنان حرکت کردن
whisperingly
به نجوا نجوا کنان سر گوشی اهسته
perdu or due
درحال کمین کمین کنان
gulpingly
غورت غورت کنان
pulingly
جیک جیک کنان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com