English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English Persian
organizational maintenance تعمیرات سازمانی
Other Matches
voyage repairs تعمیرات مخصوص اماده شدن ناو برای دریانوردی تعمیرات قبل از حرکت دریایی
complements استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complemented استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complementing استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
maintenance materials لوازم تعمیرات
maintenance period دوره تعمیرات
minor repair تعمیرات کوچک
maintenance materials مواد تعمیرات
maintenance history تاریخ تعمیرات
shipwright's party گروه تعمیرات
general overhaul تعمیرات کلی
depot repair تعمیرات امادگاهی
dock حوض تعمیرات
maintenance period زمان تعمیرات
base repair تعمیرات پایگاهی
docked حوض تعمیرات
docks حوض تعمیرات
line chief مکانیسین تعمیرات هواپیما
I have laid up my car for repairs. اتوموبیلم را برای تعمیرات خوابانده ام
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
tenantable repair تعمیراتی که بر عهده مستاجراست تعمیرات جزیی عین مستاجره
authorized level of organization سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
access panel پانل یا قابی که برای اسانترکردن تعمیرات وبازرسی براحتی برداشته و یانصب میشود
approved data سوابق و اطلاعاتی که میتوانندبرای تعیین مراحل تعمیرات یاتغییرات هواپیمای ویژهای بکارروند
institutional سازمانی
inorganization بی سازمانی
organizational سازمانی
branch material position شغل سازمانی
organization chart نمودار سازمانی
organizational maintenance نگهداری سازمانی
nonorganic غیر سازمانی
organizational identity هویت سازمانی
organization control کنترل سازمانی
organization scheme نمودار سازمانی
organizational psychology روانشناسی سازمانی
quarters in kind منازل سازمانی
augment غیر سازمانی
organic سازمانی اصلی
organic یکان سازمانی
complement پرسنل سازمانی
organic سازمانی الی
complements پرسنل سازمانی
complementing پرسنل سازمانی
complemented پرسنل سازمانی
augments غیر سازمانی
augmenting غیر سازمانی
augmented غیر سازمانی
organizational یکان سازمانی
validated position شغل بلاتصدی سازمانی
make-up ساخت [سازمانی یا سیستمی]
side job شغل غیر سازمانی
noncrew خدمه غیر سازمانی
validated position محل سازمانی خالی
design ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
roll call حضور و غیاب سازمانی
site license مجوز درون سازمانی
organizational citizenship behavior رفتار شهروندی سازمانی
position حالت محل سازمانی
packaging آرایش [سازمانی یا سیستمی]
design ساخت [سازمانی یا سیستمی]
style ساخت [سازمانی یا سیستمی]
make-up آرایش [سازمانی یا سیستمی]
layout ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
make-up ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
style ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
layout آرایش [سازمانی یا سیستمی]
layout ساخت [سازمانی یا سیستمی]
position مقام شغل سازمانی
positioned حالت محل سازمانی
positioned مقام شغل سازمانی
style آرایش [سازمانی یا سیستمی]
design آرایش [سازمانی یا سیستمی]
packaging ساخت [سازمانی یا سیستمی]
packaging ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
organically چنانکه درساختمان یا سازمانی کارگرباشد
reshuffling تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffles تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffled تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffle تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
billets محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billeting محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billeted محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billet محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
BSI سازمانی که طراحی و کنترل استانداردهای انگلیس را برعهده دارد
in house training برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
clearinghouse سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
integrated روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
R & D سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
secondary سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
society of certified processors سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
custodian فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
international standards organization سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
custodians فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
Big Brother دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
National Center for Supercomputing Applications سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
independent computer manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
InterNIC سازمانی که روشی که نام میدان ها و آدرس یکتای شبکه به کامپیوتر انتساب شده است را مدیریت میکند
american national standards institute سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
nonappropriated funds اعتبارات غیر سازمانی اعتبارات تعهد نشده
parent یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
share IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com