English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (9 milliseconds)
English Persian
generalized تعمیم یافته
Search result with all words
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
generalized inhibitory potential پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
generalized planning برنامه ریزی تعمیم یافته
generalized reinforcer تقویت کننده تعمیم یافته
generalized routine روال تعمیم یافته
sort merge program پردازش تعمیم یافته
generalized force نیروی تعمیم یافته
Distribution تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
Other Matches
universalization تعمیم
generalization تعمیم
popularization تعمیم
generalisations تعمیم
extension تعمیم
generalizations تعمیم
extensions تعمیم
genbraliztion تعمیم
generalizes تعمیم دادن
extendable قابل تعمیم
generalizing تعمیم دادن
generalize تعمیم دادن
generalising تعمیم دادن
generalises تعمیم دادن
extensile قابل تعمیم
fallacy of composition تعمیم نادرست
generalizability تعمیم پذیری
overgeneralization تعمیم افراطی
generable قابل تعمیم
generalised تعمیم دادن
extending تعمیم دادن
extends تعمیم دادن
extend تعمیم دادن
stimulus generalization تعمیم محرک
response generalization تعمیم پاسخ
extend the maining of مفهومی را تعمیم دادن
extrapolation ادامه روند تعمیم دهی
distributes تقسیم کردن تعمیم دادن
extrapolations ادامه روند تعمیم دهی
distribute تقسیم کردن تعمیم دادن
vulgarization تعمیم چیزی بزبان ساده
distributing تقسیم کردن تعمیم دادن
extensible قابلیت تمدید قابل تعمیم
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
university extension تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند
finding یافته
findings یافته
nascent پیدایش یافته
porrect بسط یافته
depauperate تقلیل یافته
full-fledged تکامل یافته
full fledged تکامل یافته
organized سازمان یافته
transferred انتقال یافته
tuned وفق یافته
expanded بسط یافته
downfallen زوال یافته
due out خاتمه یافته
endrgized انرژی یافته
mature economy تکامل یافته
nee تولد یافته
instinct with force نیرو یافته
transmissive انتقال یافته
waney کاهش یافته
wany کاهش یافته
applied <adj.> <past-p.> گسترش یافته
appointed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> گسترش یافته
installed <adj.> <past-p.> گسترش یافته
instinct with life روح یافته
abroad گسترش یافته
matched تطبیق یافته
deployed گسترش یافته
allocated اختصاص یافته
done وقوع یافته
extended تمدید یافته
structured ساخت یافته
awakened اگاهی یافته
glorified تجلیل یافته
linked پیوند یافته
past پایان یافته
interoperability قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
organizing بازار سازمان یافته
elaborated code رمز بسط یافته
organises بازار سازمان یافته
find چیز یافته مکشوف
redivivus تولد تازه یافته
reduced form فرم تقلیل یافته
development system سیستم توسعه یافته
reduced mass جرم کاهش یافته
developed contries ممالک توسعه یافته
organising بازار سازمان یافته
endarch از مرکزبخارج امتداد یافته
organized market بازار سازمان یافته
formatted display نمایش شکل یافته
inning زمین باز یافته
finds چیز یافته مکشوف
linked subroutine زیربرنامه پیوند یافته
mature economy اقتصاد رشد یافته
extended memory حافظه توسعه یافته
organizes بازار سازمان یافته
mature soil خاک تکامل یافته
organize بازار سازمان یافته
extended precision دقت توسعه یافته
structured design طراحی ساختار یافته
bimanual بادودست انجام یافته
reborn تولد تازه یافته
contd مخفف ادامه یافته
diminished [قوس تقلیل یافته]
diminished : تقلیل یافته کاسته
allopatric بتنهایی وقوع یافته
twice born تولدتازه روحانی یافته
systematized delusions هذیانهای نظام یافته
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
centralized design طراحی تمرکز یافته
structured english انگلیسی ساخت یافته
less developed countries کشورهای کمتر توسعه یافته
complete خاتمه یافته یا کامل شده
human oriented language زبان ارایش یافته بشری
completing خاتمه یافته یا کامل شده
completed خاتمه یافته یا کامل شده
completes خاتمه یافته یا کامل شده
the developed world جهان توسعه یافته [پیشرفته]
regenerating زندگی تازه و روحانی یافته
structured programming برنامه نویسی ساخت یافته
structures coding برنامه نویسی ساخت یافته
ranker افسر ترفیع یافته افسرصفی
regenerate زندگی تازه و روحانی یافته
well ordered بنحو اکمل انجام یافته
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
regenerates زندگی تازه و روحانی یافته
regenerated زندگی تازه و روحانی یافته
ramus قسمت بر امده واطاله یافته
extendeo core حافظه چنبرهای توسعه یافته
extended character set مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
salvage اموال نجات یافته از خطر
salvaged اموال نجات یافته از خطر
fully formed character کاراکتر تمام شکل یافته
reborn تغییر حالت روحانی یافته
salvages اموال نجات یافته از خطر
salvaging اموال نجات یافته از خطر
crumblings فاسد شده زوال یافته
content addressed نشامی یافته از روی محتوی
structured flowchart نمودار گردش کار ساخت یافته
new born زاییده شده تازه تولد یافته
newton محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
airborne بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
abended خاتمه یافته بطور غیر عادی
deployed مستقر گسترش یافته در روی زمین
after image یک کپی از داده که تغییر یافته است.
blasetocyst جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
generation توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
substantiative بادلیل اثبات شده تجسم یافته
generations توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
alma mater مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
ebcdic کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
extend قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extends قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
deformed reinforcing steel فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
extending قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
coextensive باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
acoustic حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
basic plus نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
NetView معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
aeolian soil خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
gametophore سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
standard bred اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
remedial maintenance باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
gastrea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
ethernet گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
gastraea رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
amiga مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط کمودور توسعه یافته اند
LAN Manager سیستم عامل شبکه توسعه یافته توسط ماکروسافت برای PC
elegant programming نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
rill erosion این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
individualism اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
rarefaction جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
enhancing سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
ECP سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای پیشبرد کارایی پورت چاپگر موازی
enhances سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extended code decimalinterchange coded binary کدمبادله اعشاری کد شده بصورت دودوئی توسعه یافته
JPEG++ حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
enhance سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhanced سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
transfer ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transferring ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
transfers ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
independent computer manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
applesoft basic نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
interactive ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
orthoferrite یک ماده که به صورت طبیعی وجود دارد و از نواحی متناوب مارپیچ با پلاریته مغناطیسی متضاد تشکیل یافته است
NetShow سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
c زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته
AT Attachment خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Advanced Technology Attachment خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
Visual C محصول توسعه یافته ماکروسافت که امکان ایجاد برنامههای کاربردی ویندوز با رسم واسط های کاربر و اتصال کد زبان C را برقرار میکند
demodulator دستگاهی که سیگنالهای انتقال یافته در یک اتصال مخابراتی را دریافت کرده وانها را به پالسهای الکتریکی یا بیتها که قابل ورود به ماشین داده پردازباشند
fourth generation computers فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
filed زمینه اصلی فرش [که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
Internetwork Packet Exchange پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه است
ScanDisk که دیسک سخت را برای وجود مشکل بررسی میکند وسعی در رفع مشکل ای دارد که یافته است
IPX پروتکل شبکه توسعه یافته توسط Novell که برای ارسال بستههای اطلاعاتی روی شبکه به کار می رود
databases مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com