English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
implied assumpist تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
Other Matches
considerations وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
consideration وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
covenant in low تعهد ناشی ازحکم قانون
scilicet از این چنین استنباط میشود.....
titular ناشی از لقب رسمی افتخاری
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
objectivism روش فکری که مبتنی بر اصالت حقایقی است که به وسیله درک حسی استنباط میشود
equitable mortgage از اعمال طرفین یک عمل یا تاسیس حقوقی ناشی میشود
knee brace پشت بندی که جهت مقاومت ساختمان درمقابل فشار ناشی از بادبسته میشود
constructive trust منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
crosstalk سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
protesting واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
protest واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
bank rate مظنه رسمی تنزیل که توسط بانک مرکزی تعیین میشود
protested واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
protests واست نامه به وسیله سردفتراسناد رسمی تنظیم و صادر میشود
mush افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
telephony مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
synchronous پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
warranty تضمین تعهد تعهد قانونی
warranties تضمین تعهد تعهد قانونی
tortious liability ضمان ناشی از شبه جرم مسئوولیت ناشی از خطای مدنی
low cycle fatigue خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
id مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانی وجنسی ازان ناشی میشود
compensatory time ساعاتی از کار رسمی که به عنوان جبران کار فوق العاده از کار کارگر حذف و به اومرخصی داده میشود
social contract اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
look ahead جمع کننده سریع که وجود رقم نقلی ناشی از جمع را پیش بینی میکند. و تاخیر ناشی از آن را حذف میکند
top روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
subscribed تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
officiary مامور رسمی مقام رسمی
review بازدید رسمی یاسان رسمی
reviews بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewing بازدید رسمی یاسان رسمی
officious نیمه رسمی شبهه رسمی
reviewed بازدید رسمی یاسان رسمی
solemn form در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
constructive notice ابلاغ اختیاری در CL ابلاغی که به وکیل شخص بشود قانونی یااعتباری نامیده میشود و درمقابل ان " ابلاغ رسمی یاواقعی " قرار دارد و ان ابلاغی است که به خود شخص بشود
universal آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
inference استنباط
corollaries استنباط
elicitation استنباط
eduction استنباط
reading استنباط
presumption استنباط
presumptions استنباط
corollary استنباط
readings استنباط
inferences استنباط
sequitur استنباط
deduced استنباط کردن
inference program برنامه استنباط
educe استنباط کردن
inferentially ازراه استنباط
inferible قابل استنباط
follows پیروی استنباط
presumptions استنباط گستاخی
read استنباط کردن
followed پیروی استنباط
presumption استنباط گستاخی
inferable قابل استنباط
educt استخراج یا استنباط
inducts استنباط کردن
inducting استنباط کردن
deducing استنباط کردن
reads استنباط کردن
inducted استنباط کردن
deduces استنباط کردن
induct استنباط کردن
deducible استنباط شدنی
deduce استنباط کردن
inferred استنباط کردن
inferring استنباط کردن
to be deduced استنباط شدن
infers استنباط کردن
implication مفهوم استنباط
follow پیروی استنباط
implications مفهوم استنباط
presumption of law استنباط قانونی
infer استنباط کردن
nonsequitur عدم استنباط قضایا
presumption of fact استنباط از روی امارات
infer استنباط کردن پی بردن به
educible قابل استخراج یا استنباط
inferentally بطریق استنتاج یا استنباط
divining کشیش استنباط کردن
divined کشیش استنباط کردن
divines کشیش استنباط کردن
ruled based deduction استنباط بر مبنای مقررات
inferrable قابل استنباط برامدنی
inferring استنباط کردن پی بردن به
inferred استنباط کردن پی بردن به
infers استنباط کردن پی بردن به
divine کشیش استنباط کردن
guarantors متعهد
guarantor متعهد
underwriter متعهد
underwriters متعهد
guaranty متعهد له
obligor متعهد
promisor متعهد
promiser متعهد
promisee متعهد له
sureties متعهد
surety متعهد
warrantor متعهد
warranter متعهد
subscriber متعهد
warrantee متعهد له
warranties متعهد
committed [to] <adj.> متعهد [به]
obligee متعهد له
obligator متعهد
subscribers متعهد
warranty متعهد
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
to i. from somebodies words از حرفهای کسی استنباط کردن
guaranteed ضامن متعهد
federated متعهد کرد
guarantor کفیل متعهد
non-aligned غیر متعهد
federates متعهد کرد
pledges متعهد کردن
federating متعهد کرد
to bind متعهد ساختن
federate متعهد کرد
pledge متعهد کردن
pledging متعهد کردن
pledged متعهد کردن
guarantees ضامن متعهد
engages متعهد شدن
bailee ضامن و متعهد
engages متعهد کردن
plight متعهد کردن
guarantors کفیل متعهد
professed متعهد مدعی
guarantee ضامن متعهد
engage متعهد شدن
plight متعهد شدن
engage متعهد کردن
stalwart <adj.> با وفا [متعهد]
nonaligned غیر متعهد
dedications قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
dedication قصدایجاد چنین تاسیسی استنباط گردد
release from the obligation ابراء ذمه متعهد
engage نامزدکردن متعهد کردن
guarantees تکفل کردن متعهد له
guaranteed تکفل کردن متعهد له
guarantee تکفل کردن متعهد له
binds متعهد وملزم ساختن
bind متعهد وملزم ساختن
nonalignment کشور غیر متعهد
engages نامزدکردن متعهد کردن
deduction استنباط پی بردن ازکل به جزء یاازعلت به معلول
pledged متعهد شدن التزام دادن
obliges متعهد شدن لطف کردن
obliged متعهد شدن لطف کردن
pledging متعهد شدن التزام دادن
pledges متعهد شدن التزام دادن
i undertake to pay that sum متعهد میشوم که ان مبلغ رابپردازم
gage شرط بستن متعهد شدن
pledge متعهد شدن التزام دادن
Can I pin you down to that? شما را به این متعهد بکنم؟
oblige متعهد شدن لطف کردن
dealing arrangments نحوه توزیع
delivery terms نحوه تحویل
usage نحوه استعمال
usages نحوه استعمال
procedure نحوه عمل
nonalignment روش سیاسی غیر متعهد بودن
to pin somebody down on something کسی را به چیزی متعهد و ملتزم کردن
to engage yourself to do something خود را به انجام امری متعهد نمودن
to undertake to do something رسما متعهد به انجام کاری شدن
to commit yourself to do something خود را به انجام امری متعهد نمودن
line of duty نحوه انجام وفیفه
ratings نحوه عملکرد مجاز
syntax checker مقابله نحوه گری
rating نحوه عملکرد مجاز
operations نحوه استفاده ازدستگاهها
echoes هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
form ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
formed ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averaged متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com