Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (3 milliseconds)
English
Persian
watermark
تعیین میزان مد اب
watermarks
تعیین میزان مد اب
Search result with all words
bomb damage assessment
تعیین میزان خسارت ناشی ازبمب
damage assessment
تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
miss distance scorer
دستگاه تعیین میزان خطای تیردستگاه خطایاب
optometry
تعیین میزان دیدچشم
self rating
تعیین میزان استعداد خود
weapon selector
مقیاس یا جدول تعیین خسارات اتمی یا میزان دوزدریافتی هدفها
Other Matches
bond albedo
نسبت میزان نور بازتابش شده به میزان نوربرخوردکرده
availability
میزان در دسترس بودن میزان امادگی زمان تعمیرناو
authentication
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
tune
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
tunes
میزان کردن میزان کردن الت موسیقی یارادیو وغیره
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
self adjusting
بخودی خود میزان شونده خود میزان
dosimetry
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
located
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
isobath
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
air priorities committee
کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
auxiliary contours
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
radar locating
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
running fix
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
depth contour
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
criterion
میزان
rates
میزان
yardstick
میزان
levels
میزان
measure
میزان
yardsticks
میزان
units
میزان
infiltration rate
میزان
balance
میزان
balances
میزان
adjustment
میزان
libra
میزان
rhythms
میزان
rhythm
میزان
At the rate of . On a scale of .
به میزان
amounts
میزان
amounting
میزان
unit
میزان
adjustments
میزان
noise level
میزان خش
weight
میزان
amount
میزان
amounted
میزان
librae
میزان
scales
میزان
meter
میزان
level
میزان
scalage
میزان
metre
میزان
metres
میزان
volumes
میزان
volume
میزان
meters
میزان
levelled
میزان
rate
میزان
leveled
میزان
Richter Scale
میزان ریشتر
rate of climb
میزان صعود
survival rate
میزان ماندگاری
rate of flow
میزان جریان
rate of loading
میزان بارگذاری
rain glass
میزان سنج
quantity discount
میزان تخفیف
sprinkling
میزان اندک
rain glass
میزان الهوا
speed
میزان شتاب
barometer
میزان الهواء
barometers
میزان الهواء
rate of output
میزان تولید
rate of spending
میزان مخارج
setscrew
پیچ میزان
rating
میزان عوارض
ratings
میزان عوارض
tension adjustment
میزان فشار
par
میزان متوسط
resistance adjustment
میزان پایداری
shear modulus
میزان سختپایی
salinity
میزان شوری
expenditure
میزان مصرف
height adjustment
میزان ارتفاع
isometrics
دارای یک میزان
incidence
میزان بروز
isometric
دارای یک میزان
standardization
میزان کردن
rate of turn
میزان گردش
line of cerdit
میزان اعتبار
speeding
میزان شتاب
adjusting
میزان کردن
precipitation
میزان رطوبت
precipitation
میزان بارندگی
turbidity
میزان کدری
tuning meter
میزان سنج
performance
میزان کارائی
performances
میزان کارائی
adjust
میزان کردن
modules
اندازه میزان
torsion balance
میزان ت_نش
module
اندازه میزان
tuning
میزان سازی
remedying
درمان میزان
speeds
میزان شتاب
humidity
میزان رطوبت
remedied
درمان میزان
remedies
درمان میزان
tuner
میزان کننده
tuner
میزان ساز
tuners
میزان کننده
remedy
درمان میزان
tuners
میزان ساز
voltage balance
میزان ولتاژ
gradient
میزان شیب
effectiveness
میزان تاثیر
gradients
میزان شیب
adjusts
میزان کردن
tuning indicator
میزان نما
degree of protection
میزان حفافت
contour line
خط میزان منحنی
beta librae
بتا- میزان
tempo
میزان سرعت
align
میزان کردن
aligned
میزان کردن
failure rate
میزان خرابی
evaporimter
میزان تبخیر
demand surface
میزان تقاضا
hygrometer
میزان الرطوبه
tune
میزان کردن
tunes
میزان کردن
degree of risk
میزان خطر
goodness of fit
میزان انطباق
delta librae
دلتا- میزان
education stand
میزان تحصیلات
credit rating
میزان اعتبار
calorimeter
میزان الحراره
aligning
میزان کردن
conductance
میزان هدایت
volume
تعداد میزان
volumes
تعداد میزان
collimate
میزان کردن
collision rate
میزان برخورد
discount rate
میزان تخفیف
meter
مقیاس میزان
error rate
میزان خطا
aligns
میزان کردن
birthrate
میزان موالید
consumption rate
میزان مصرف
equilibration
میزان کردن
availability
میزان دسترسی
meters
مقیاس میزان
libra
برج میزان
to figure up
مبلغ یا میزان
adjustment
میزان کردن
measure
واحد میزان
data rate
میزان داده
focus
میزان کردن
focused
میزان کردن
focuses
میزان کردن
amounts
مقدار میزان
admission rate
میزان پذیرش
decrement
میزان کاهش
allowances
میزان مجاز
allowance
میزان مجاز
tuned
میزان شده
level of effort
میزان تلاش
lapse rate
میزان افت
quantum
درجه میزان
knock rating
میزان بهسوزی
kiffa australis
بتا- میزان
amounting
مقدار میزان
amounted
مقدار میزان
damage criteria
میزان خسارات
damage criteria
میزان ضایعات
alpha librae
الفا- میزان
tempos
میزان سرعت
focussing
میزان کردن
focusses
میزان کردن
amount
مقدار میزان
sensitivity
میزان حساسیت
focussed
میزان کردن
sensitivities
میزان حساسیت
contour lines
خطوط میزان منحنی
diapason
دوشاخه میزان کوک
margin
میزان سود سهام
resonant line tuner
میزان سازی با خط مواج
product usage rate
میزان مصرف محصول
margins
میزان سود سهام
critical concentration
میزان تمرکز بحرانی
contour interval
فاصله میزان منحنی
shadow tuning indicator
میزان نمای سایهای
data transfer rate
میزان ارسال داده
counterinterval
فاصله میزان منحنی
data transfer rate
میزان انتقال داده
approximate contour
میزان منحنی تقریبی
decrement
کاهش میزان یک متغیر
level of strength
میزان استعداد رزمی
mortality rate
میزان مرگ و میر
incidence rate
میزان حوادث و تصادفات
natality
میزان زاد و ولد
spark timing
میزان کردن جرقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com