English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
high contrast تغایر بالا
Search result with all words
high contrast developer دستگاه فهور با تغایر بالا
Other Matches
high contrast تغایر عالی
contract control کنترل تغایر
intermediate contrast تغایر متوسط
high contrast image تصویر با تغایر عالی
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
at a great age در سن بالا یی
on high در بالا
up رو به بالا
upper limit حد بالا
ascendency بالا
overhead بالا
up stairs بالا
up there ان بالا
outreach بالا
lever bridge پل بالا رو
highs بالا
highest بالا
headwater بالا اب
high بالا
up بالا
upper بالا
upside بالا
balconies لژ بالا
balcony لژ بالا
upping رو به بالا
upped بالا
galleries لژ بالا
gallery لژ بالا
atop بالا
overtones بالا تن
overtone بالا تن
top بالا
in old age [in great age] در سن بالا
above در بالا
superincumbent از بالا
aweigh بالا
ascendancy بالا
upped رو به بالا
over- بالا
over بالا
uppermost از بالا
overhead سر بالا
aloft بالا
upping بالا
rallies بالا بردن قی مت
rally بالا بردن قی مت
rallied بالا بردن قی مت
abovestairs طبقه بالا
Mts بالا رفتن
they were filfty at the outsid دست بالا
shoot forth بالا جستن
shoot out بالا جستن
shoot-out بالا جستن
shoot-outs بالا جستن
to cast the g. بالا اوردن
soared بالا رفتن
to bring up بالا اوردن
soars بالا رفتن
to fetch up بالا اوردن
upgrading بطرف بالا
upgrading از درجه بالا
ascendent بالا رونده
ascensive بالا رونده
at the utmost دست بالا
surmountable بالا قرارگرفتنی
upward بطرف بالا
upper classes طبقه بالا
upper class طبقه بالا
spoke bone زند بالا
highlights نور بالا
highlighted نور بالا
highlight نور بالا
oversize سایز بالا
scandent بالا رونده
bottom up از پایین به بالا
high frequency فرکانس بالا
puking بالا اوردن
ascendance بالا رفتن
talll بلند بالا
aspiring بالا رفتن
upgrading بالا بردن
upgrades بطرف بالا
upgrades از درجه بالا
upgrades بالا بردن
upgraded بطرف بالا
upgraded از درجه بالا
upgraded بالا بردن
upgrade بطرف بالا
upgrade از درجه بالا
upgrade بالا بردن
the upper storey اشکوب بالا
the above figures ارقام بالا
pukes بالا اوردن
Please come up . بفرمائید بالا
atop بطرف بالا
raises بالا کشیدن
raises بالا بردن
raise بالا کشیدن
raise بالا بردن
uplifts بالا بردن
jacks بالا بردن
jack بالا بردن
upriser بالا رونده
all-time بالا یا پایینترین حد
uprear بالا بردن
upraise بالا بردن
upper bound کران بالا
heave بالا کشیدن
chock-a-block بالا کشیده
heaved بالا کشیدن
upper beam تیر بالا
uplifter بالا برنده
uplift بالا بردن
hoists بالا کشیدن
hoist بالا بردن
tossing بالا انداختن
tosses بالا انداختن
tossed بالا انداختن
toss بالا انداختن
spec مشخصات بالا
top-down از بالا به پایین
top down از بالا به پایین
hoist بالا کشیدن
upward compatible همساز رو به بالا
hoisted بالا بردن
upward flow جریان رو به بالا
upward motion حرکت رو به بالا
upward rotation چرخش رو به بالا
hoisted بالا کشیدن
upwards بطرف بالا
hoists بالا بردن
radius زند بالا
upheavals بالا امدن
high-class از طبقات بالا
topsides قسمت بالا
topside قسمت بالا
topmast دکل بالا
embezzling بالا کشیدن
embezzles بالا کشیدن
embezzled بالا کشیدن
embezzle بالا کشیدن
top pour ریختن از بالا
raising بالا اوردن
top cast ریختن از بالا
top carriage قنداق بالا
to set in بالا امدن
to puff up بالا امدن
to puff out بالا امدن
ascending بالا رونده
booster بالا برنده
toss your oars پارو بالا
unfield میدان بالا
upheaval بالا امدن
escalate بالا گرفتن
escalated بالا گرفتن
escalates بالا گرفتن
promoting بالا بردن
promotes بالا بردن
promoted بالا بردن
promote بالا بردن
elevating بالا بردن
elevates بالا بردن
elevate بالا بردن
Mt بالا رفتن
escalating بالا گرفتن
aspires بالا رفتن
aspired بالا رفتن
aspire بالا رفتن
up and down بالا و پایین
boosters بالا برنده
long precision با دقت بالا
joo chin pyon soon koot کف دست بالا
jack up بالا بردن
it comes from above از بالا می آید
intumesce بالا امدن
face up feed خورد رو به بالا
upping بالا بردن
upped بالا بردن
soar بالا رفتن
up بالا بردن
to turn up [collar] به بالا پیچیدن
to tilt up به بالا پیچیدن
to fold up به بالا تا زدن
to hinge up به بالا تا زدن
to tilt up به بالا تا زدن
climbs بالا کشیدن
lifting device ابزار بالا بر
climbing بالا کشیدن
to turn up [collar] به بالا تا زدن
climbed بالا کشیدن
climb بالا کشیدن
to fold up به بالا پیچیدن
to hinge up به بالا پیچیدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com