Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
downfeed
تغذیه رو به پایین
Other Matches
dystrohpy
تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
friction feed
تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
down
سوی پایین بطرف پایین
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
recharging
تغذیه
recharge
تغذیه
feeder
خط تغذیه
feeders
خط تغذیه
nourishes
تغذیه
nourished
تغذیه
nourish
تغذیه
feeding
تغذیه
nurturing
تغذیه
nurtures
تغذیه
nurtured
تغذیه
nurture
تغذیه
sustenance
تغذیه
nutrition
تغذیه
recharges
تغذیه
nourishment
تغذیه
nutriment
تغذیه
recharged
تغذیه
feedings
تغذیه
alimentation
تغذیه
nutriments
تغذیه
line feed
تغذیه خط
diet
تغذیه
feeds
تغذیه گردن
undernourished
سوء تغذیه
feeds
تغذیه کردن
unhealthy diet
تغذیه ناسالم
recharge well
چاه تغذیه
feeding problem
مشکل تغذیه
feedway
تغذیه کننده
food program
رژیم تغذیه
form feed
تغذیه کاغذ
noise
منبع تغذیه
noises
منبع تغذیه
injection well
چاه تغذیه
innutrition
عدم تغذیه
nutritionists
ویژه گر تغذیه
ff
تغذیه کاغذ
supply cable
کابل تغذیه
feeder canal
کانال تغذیه
feed pump
پمپ تغذیه
malnourished
بد تغذیه شده
feed mechanism
مکانیزم تغذیه
dystrophic nutrition
تغذیه دش بار
main supply line
خط تغذیه اصلی
main feed
تغذیه اصلی
magazine feed
تغذیه مخزن
malnutrition
سوء تغذیه
mulnutrition
سوء تغذیه
bottle feeding
تغذیه با بطری
bottle-feeding
تغذیه با بطری
nutritionist
ویژه گر تغذیه
feeding center
مرکز تغذیه
undernourished
گرفتارسوء تغذیه
feeder panel
تابلوی تغذیه
feed pipe
لوله تغذیه
natural recharge
تغذیه طبیعی
dystrophy
سوء تغذیه
ad lib feeding
تغذیه ازاد
ab power pack
جعبه تغذیه ا.ب
malnourished
دچارسوء تغذیه
fed
تغذیه شده
pastures
تغذیه کردن
pasture
تغذیه کردن
cross feed
تغذیه عرضی
undernourishment
گرفتارسوء تغذیه
power transformer
مبدل تغذیه
power supply
منبع تغذیه
power supplay
منبع تغذیه
alimentiveness
قوه تغذیه
anode supply
تغذیه صفحه
serial feeding
تغذیه نوبتی
artificial recharge
تغذیه مصنوعی
support
[nourish, feed]
تغذیه کردن
nourish
تغذیه کردن
bacteriophagy
تغذیه ازباکتری
reverse bias
تغذیه معکوس
anti parallel feeding
تغذیه مخالف
recharge basin
حوضچه تغذیه
anthophagous
تغذیه شده با گل
plate supply
تغذیه صفحه
power pack
جعبه تغذیه
undernourishment
سوء تغذیه
pasturage
تغذیه کردن
breast feeding
تغذیه پستانی
aliment
تغذیه کردن
paper feer
تغذیه کاغذ
breast-feeding
تغذیه پستانی
pouring gate
تغذیه قالب
feeders
سیم تغذیه
cutler feed
تغذیه کاتلر
feed
تغذیه کردن
feeder
سیم تغذیه
feed
تغذیه گردن
hematophagous
تغذیه کننده از خون
gate
راه تغذیه لشعلث
positive feeder
سیم تغذیه مثبت
gates
راه تغذیه لشعلث
switches
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switch
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switched
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
ichthyophagous
تغذیه کننده ازماهی
input of current
تغذیه و هدایت جریان
magazine feeding attachment
تجهیزات تغذیه مخزن
axial feed method
روش تغذیه محوری
autotroph
قابل تغذیه خودبخود
long distance supply
تغذیه مسافت دور
loop feeder
سیم تغذیه حلقوی
turn-off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
feed
خوراندن تغذیه کردن
negative feeder
سیم تغذیه منفی
to eat an unhealthy diet
خوردن تغذیه ناسالم
predator
تغذیه کننده از شکار
predators
تغذیه کننده از شکار
turn-offs
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
internal power supply
منبع تغذیه داخلی
gallivorous
تغذیه کننده از مازو
ration method
روش تغذیه پرسنل
turn off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
grazed
تغذیه کردن از چریدن
graze
تغذیه کردن از چریدن
myrmecophagous
تغذیه کننده ازمورچه
predatorial
تغذیه کننده از شکار
energizing in field o phase rotation
تغذیه میدان دوار
endophagous
تغذیه کننده ازروی
power feed cable
کابل تغذیه برق
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
power supply switch
کلید منبع تغذیه
power supply cable
کابل منبع تغذیه
feeds
خوراندن تغذیه کردن
dozzle
مخزن کمکی تغذیه
vermivorous
تغذیه کننده از کرم
grazes
تغذیه کردن از چریدن
pin feed
تغذیه ممتد کاغذ
tractor feed mechanism
مکانیسم تغذیه تراکتوری
tractor feed
تغذیه کاغذ پیوسته
form feed character
کاراکتر تغذیه فرم
feeding group
گروه تغذیه کننده
predatory
تغذیه کننده از شکار
anthophagous
تغذیه کننده از شهد گل
petrol feed pump
پمپ تغذیه بنزین
cut sheet feeder
تغذیه کننده کاغذ مجزا
anthropophagous
تغذیه کننده از گوشت انسان
endophagous
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
ingot feeder head
مخزن کمکی تغذیه شمش
well field
حوزه تغذیه کننده چاه
uninterruptable power supply
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
tractor feed printer
چاپگر تغذیه شده تراکتوری
active zone of well
حوزهای که چاه را تغذیه میکند
sitology
علم تغذیه ورژیم غذایی
powered
توقف منبع تغذیه الکتریکی
supplying
تحویل دادن تغذیه کردن
supply
تحویل دادن تغذیه کردن
supplied
تحویل دادن تغذیه کردن
powers
توقف منبع تغذیه الکتریکی
predacious
شکاری تغذیه کننده از شکار
predaceous
شکاری تغذیه کننده از شکار
power
توقف منبع تغذیه الکتریکی
low voltage supply system
سیستم تغذیه فشار ضعیف
downfeed milling machine
دستگاه فرز با تغذیه از زیر
sheet feeder
تغذیه کننده ورق کاغذ
powering
توقف منبع تغذیه الکتریکی
lf
تعویض سطر تغذیه کاغذ
mains supply unit
واحد تغذیه جریان شبکه
mains power supply unit
واحد منبع تغذیه شبکه
switch
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
turn on
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switched
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switches
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
flight sister
افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
oligophagous
تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
updraft
کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
polyphagous
تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
bedbugs
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
bedbug
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
apivorous
زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
malnutrition
تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
stenophagous
تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
saprophagous
تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
powering
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sag
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sags
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
ray
ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
holophytic
تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
sagged
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powers
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
tusser or sur orsore
یکجور کرم ابریشم که ازدرخت بلوط تغذیه میکند
flexed
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexes
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexing
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com