English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (38 milliseconds)
English Persian
graze تغذیه کردن از چریدن
grazed تغذیه کردن از چریدن
grazes تغذیه کردن از چریدن
Other Matches
browsed چریدن
browses چریدن
browse چریدن
dystrohpy تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
pasture چرانیدن چریدن در
pastures چرانیدن چریدن در
pasturage چرانیدن چریدن در
grass چریدن علف خوردن
grasses چریدن علف خوردن
pasturage تغذیه کردن
feed تغذیه کردن
pastures تغذیه کردن
feeds تغذیه کردن
aliment تغذیه کردن
nourish تغذیه کردن
support [nourish, feed] تغذیه کردن
pasture تغذیه کردن
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
feed خوراندن تغذیه کردن
feeds خوراندن تغذیه کردن
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
supplying تحویل دادن تغذیه کردن
supply تحویل دادن تغذیه کردن
turn on وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
damage feasant درCL حالتی را گویند که رمه یاگله کسی وارد ملک دیگری شده از طریق چریدن یاشکستن اشجار ایجاد خسارت نماید
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
diet تغذیه
alimentation تغذیه
nurtures تغذیه
feeders خط تغذیه
nourished تغذیه
sustenance تغذیه
feeding تغذیه
line feed تغذیه خط
feeder خط تغذیه
nurturing تغذیه
nutriment تغذیه
recharging تغذیه
recharges تغذیه
nourish تغذیه
nourishes تغذیه
recharged تغذیه
feedings تغذیه
recharge تغذیه
nurtured تغذیه
nourishment تغذیه
nutriments تغذیه
nutrition تغذیه
nurture تغذیه
main feed تغذیه اصلی
magazine feed تغذیه مخزن
malnutrition سوء تغذیه
recharge basin حوضچه تغذیه
undernourishment گرفتارسوء تغذیه
undernourishment سوء تغذیه
fed تغذیه شده
malnourished دچارسوء تغذیه
malnourished بد تغذیه شده
bottle-feeding تغذیه با بطری
undernourished سوء تغذیه
undernourished گرفتارسوء تغذیه
main supply line خط تغذیه اصلی
reverse bias تغذیه معکوس
power supplay منبع تغذیه
pouring gate تغذیه قالب
power pack جعبه تغذیه
power supply منبع تغذیه
paper feer تغذیه کاغذ
bottle feeding تغذیه با بطری
mulnutrition سوء تغذیه
feeder سیم تغذیه
feeders سیم تغذیه
breast feeding تغذیه پستانی
breast-feeding تغذیه پستانی
nutritionists ویژه گر تغذیه
nutritionist ویژه گر تغذیه
natural recharge تغذیه طبیعی
power transformer مبدل تغذیه
feed تغذیه گردن
ad lib feeding تغذیه ازاد
food program رژیم تغذیه
downfeed تغذیه رو به پایین
noises منبع تغذیه
supply cable کابل تغذیه
feedway تغذیه کننده
dystrophic nutrition تغذیه دش بار
cutler feed تغذیه کاتلر
form feed تغذیه کاغذ
unhealthy diet تغذیه ناسالم
anthophagous تغذیه شده با گل
plate supply تغذیه صفحه
anode supply تغذیه صفحه
noise منبع تغذیه
anti parallel feeding تغذیه مخالف
alimentiveness قوه تغذیه
cross feed تغذیه عرضی
dystrophy سوء تغذیه
bacteriophagy تغذیه ازباکتری
feed pump پمپ تغذیه
feed pipe لوله تغذیه
injection well چاه تغذیه
feeder canal کانال تغذیه
ff تغذیه کاغذ
innutrition عدم تغذیه
recharge well چاه تغذیه
feeder panel تابلوی تغذیه
feed mechanism مکانیزم تغذیه
feeding problem مشکل تغذیه
feeds تغذیه گردن
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
artificial recharge تغذیه مصنوعی
feeding center مرکز تغذیه
serial feeding تغذیه نوبتی
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
gate راه تغذیه لشعلث
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
positive feeder سیم تغذیه مثبت
predator تغذیه کننده از شکار
predators تغذیه کننده از شکار
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
autotroph قابل تغذیه خودبخود
axial feed method روش تغذیه محوری
predatory تغذیه کننده از شکار
power feed cable کابل تغذیه برق
ration method روش تغذیه پرسنل
endophagous تغذیه کننده ازروی
predatorial تغذیه کننده از شکار
feeding group گروه تغذیه کننده
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
gallivorous تغذیه کننده از مازو
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
to eat an unhealthy diet خوردن تغذیه ناسالم
dozzle مخزن کمکی تغذیه
power supply switch کلید منبع تغذیه
power supply cable کابل منبع تغذیه
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
gates راه تغذیه لشعلث
hematophagous تغذیه کننده از خون
long distance supply تغذیه مسافت دور
negative feeder سیم تغذیه منفی
vermivorous تغذیه کننده از کرم
anthophagous تغذیه کننده از شهد گل
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
myrmecophagous تغذیه کننده ازمورچه
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
internal power supply منبع تغذیه داخلی
tractor feed تغذیه کاغذ پیوسته
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
ichthyophagous تغذیه کننده ازماهی
input of current تغذیه و هدایت جریان
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
low voltage supply system سیستم تغذیه فشار ضعیف
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
cut sheet feeder تغذیه کننده کاغذ مجزا
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
downfeed milling machine دستگاه فرز با تغذیه از زیر
sitology علم تغذیه ورژیم غذایی
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
tractor feed printer چاپگر تغذیه شده تراکتوری
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
sheet feeder تغذیه کننده ورق کاغذ
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
well field حوزه تغذیه کننده چاه
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
stenophagous تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
bedbugs ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
malnutrition تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
bedbug ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
updraft کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switched یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
flight sister افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
saprophagous تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
switches یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
oligophagous تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
holophytic تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
ray ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
sagged کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sags کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
tusser or sur orsore یکجور کرم ابریشم که ازدرخت بلوط تغذیه میکند
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com