Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (15 milliseconds)
English
Persian
anthophagous
تغذیه کننده از شهد گل
Search result with all words
predatory
تغذیه کننده از شکار
predator
تغذیه کننده از شکار
predators
تغذیه کننده از شکار
anthropophagous
تغذیه کننده از گوشت انسان
apivorous
زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
cut sheet feeder
تغذیه کننده کاغذ مجزا
endophagous
تغذیه کننده ازروی
endophagous
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
feeding group
گروه تغذیه کننده
feedway
تغذیه کننده
gallivorous
تغذیه کننده از مازو
hematophagous
تغذیه کننده از خون
holophytic
تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
ichthyophagous
تغذیه کننده ازماهی
myrmecophagous
تغذیه کننده ازمورچه
oligophagous
تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
polyphagous
تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
predaceous
شکاری تغذیه کننده از شکار
predacious
شکاری تغذیه کننده از شکار
predatorial
تغذیه کننده از شکار
rose chafer
سوسک علفخوار سوسک تغذیه کننده از گل سرخ
saprophagous
تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
sheet feeder
تغذیه کننده ورق کاغذ
stenophagous
تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
vermivorous
تغذیه کننده از کرم
well field
حوزه تغذیه کننده چاه
Other Matches
dystrohpy
تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
friction feed
تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
alimentation
تغذیه
diet
تغذیه
recharge
تغذیه
nurturing
تغذیه
recharging
تغذیه
recharges
تغذیه
recharged
تغذیه
nourishes
تغذیه
nourished
تغذیه
nutrition
تغذیه
sustenance
تغذیه
feeding
تغذیه
nurtures
تغذیه
nurtured
تغذیه
nurture
تغذیه
nourish
تغذیه
feedings
تغذیه
feeders
خط تغذیه
nourishment
تغذیه
feeder
خط تغذیه
nutriments
تغذیه
line feed
تغذیه خط
nutriment
تغذیه
serial feeding
تغذیه نوبتی
downfeed
تغذیه رو به پایین
bacteriophagy
تغذیه ازباکتری
noises
منبع تغذیه
noise
منبع تغذیه
natural recharge
تغذیه طبیعی
breast-feeding
تغذیه پستانی
breast feeding
تغذیه پستانی
malnourished
بد تغذیه شده
reverse bias
تغذیه معکوس
pasture
تغذیه کردن
pastures
تغذیه کردن
malnutrition
سوء تغذیه
undernourished
سوء تغذیه
undernourished
گرفتارسوء تغذیه
mulnutrition
سوء تغذیه
nutritionist
ویژه گر تغذیه
nutritionists
ویژه گر تغذیه
dystrophy
سوء تغذیه
dystrophic nutrition
تغذیه دش بار
fed
تغذیه شده
malnourished
دچارسوء تغذیه
power supplay
منبع تغذیه
feeder
سیم تغذیه
recharge basin
حوضچه تغذیه
ff
تغذیه کاغذ
paper feer
تغذیه کاغذ
form feed
تغذیه کاغذ
pasturage
تغذیه کردن
cutler feed
تغذیه کاتلر
cross feed
تغذیه عرضی
undernourishment
سوء تغذیه
pouring gate
تغذیه قالب
undernourishment
گرفتارسوء تغذیه
power transformer
مبدل تغذیه
power pack
جعبه تغذیه
power supply
منبع تغذیه
food program
رژیم تغذیه
feeding problem
مشکل تغذیه
feed
تغذیه گردن
feed mechanism
مکانیزم تغذیه
feed pipe
لوله تغذیه
feed pump
پمپ تغذیه
feeder canal
کانال تغذیه
feed
تغذیه کردن
feeds
تغذیه کردن
feeds
تغذیه گردن
feeder panel
تابلوی تغذیه
feeding center
مرکز تغذیه
unhealthy diet
تغذیه ناسالم
injection well
چاه تغذیه
alimentiveness
قوه تغذیه
recharge well
چاه تغذیه
support
[nourish, feed]
تغذیه کردن
magazine feed
تغذیه مخزن
bottle feeding
تغذیه با بطری
main feed
تغذیه اصلی
anti parallel feeding
تغذیه مخالف
anthophagous
تغذیه شده با گل
ab power pack
جعبه تغذیه ا.ب
ad lib feeding
تغذیه ازاد
nourish
تغذیه کردن
artificial recharge
تغذیه مصنوعی
innutrition
عدم تغذیه
feeders
سیم تغذیه
aliment
تغذیه کردن
supply cable
کابل تغذیه
anode supply
تغذیه صفحه
main supply line
خط تغذیه اصلی
bottle-feeding
تغذیه با بطری
plate supply
تغذیه صفحه
power feed cable
کابل تغذیه برق
magazine feeding attachment
تجهیزات تغذیه مخزن
gates
راه تغذیه لشعلث
positive feeder
سیم تغذیه مثبت
to eat an unhealthy diet
خوردن تغذیه ناسالم
feed
خوراندن تغذیه کردن
gate
راه تغذیه لشعلث
turn off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
power supply switch
کلید منبع تغذیه
turn-off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
power supply cable
کابل منبع تغذیه
switches
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
negative feeder
سیم تغذیه منفی
switched
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
loop feeder
سیم تغذیه حلقوی
tractor feed mechanism
مکانیسم تغذیه تراکتوری
internal power supply
منبع تغذیه داخلی
grazed
تغذیه کردن از چریدن
dozzle
مخزن کمکی تغذیه
switch
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
long distance supply
تغذیه مسافت دور
axial feed method
روش تغذیه محوری
ration method
روش تغذیه پرسنل
autotroph
قابل تغذیه خودبخود
form feed character
کاراکتر تغذیه فرم
graze
تغذیه کردن از چریدن
feeds
خوراندن تغذیه کردن
pin feed
تغذیه ممتد کاغذ
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
tractor feed
تغذیه کاغذ پیوسته
petrol feed pump
پمپ تغذیه بنزین
grazes
تغذیه کردن از چریدن
energizing in field o phase rotation
تغذیه میدان دوار
input of current
تغذیه و هدایت جریان
ingot feeder head
مخزن کمکی تغذیه شمش
mains power supply unit
واحد منبع تغذیه شبکه
active zone of well
حوزهای که چاه را تغذیه میکند
powering
توقف منبع تغذیه الکتریکی
mains supply unit
واحد تغذیه جریان شبکه
supplied
تحویل دادن تغذیه کردن
supply
تحویل دادن تغذیه کردن
power
توقف منبع تغذیه الکتریکی
tractor feed printer
چاپگر تغذیه شده تراکتوری
powers
توقف منبع تغذیه الکتریکی
sitology
علم تغذیه ورژیم غذایی
low voltage supply system
سیستم تغذیه فشار ضعیف
downfeed milling machine
دستگاه فرز با تغذیه از زیر
lf
تعویض سطر تغذیه کاغذ
supplying
تحویل دادن تغذیه کردن
uninterruptable power supply
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
powered
توقف منبع تغذیه الکتریکی
flight sister
افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
malnutrition
تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
turn on
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switches
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switched
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
updraft
کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
bedbugs
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
switch
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
bedbug
ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
powering
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sags
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powers
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sagged
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powered
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
ray
ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
sag
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
tusser or sur orsore
یکجور کرم ابریشم که ازدرخت بلوط تغذیه میکند
flex
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexing
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexed
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
over voltage protection
وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
flexes
سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
sangrail
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
powered
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powers
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powering
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
macronutrient
ماده شیمیایی که برای رشد ونمو و تغذیه گیاه لازم است
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
portable
کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com