English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (17 milliseconds)
English Persian
vermivorous تغذیه کننده از کرم
Search result with all words
predatory تغذیه کننده از شکار
predator تغذیه کننده از شکار
predators تغذیه کننده از شکار
anthophagous تغذیه کننده از شهد گل
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
cut sheet feeder تغذیه کننده کاغذ مجزا
endophagous تغذیه کننده ازروی
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
feeding group گروه تغذیه کننده
feedway تغذیه کننده
gallivorous تغذیه کننده از مازو
hematophagous تغذیه کننده از خون
holophytic تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
ichthyophagous تغذیه کننده ازماهی
myrmecophagous تغذیه کننده ازمورچه
oligophagous تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
predatorial تغذیه کننده از شکار
rose chafer سوسک علفخوار سوسک تغذیه کننده از گل سرخ
saprophagous تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
sheet feeder تغذیه کننده ورق کاغذ
stenophagous تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
well field حوزه تغذیه کننده چاه
Other Matches
dystrohpy تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
alimentation تغذیه
diet تغذیه
recharge تغذیه
nurturing تغذیه
recharging تغذیه
recharges تغذیه
recharged تغذیه
nourishes تغذیه
nourished تغذیه
nutrition تغذیه
sustenance تغذیه
feeding تغذیه
nurtures تغذیه
nurtured تغذیه
nurture تغذیه
nourish تغذیه
feedings تغذیه
feeders خط تغذیه
nourishment تغذیه
feeder خط تغذیه
nutriments تغذیه
line feed تغذیه خط
nutriment تغذیه
serial feeding تغذیه نوبتی
downfeed تغذیه رو به پایین
bacteriophagy تغذیه ازباکتری
noises منبع تغذیه
noise منبع تغذیه
natural recharge تغذیه طبیعی
breast-feeding تغذیه پستانی
breast feeding تغذیه پستانی
malnourished بد تغذیه شده
reverse bias تغذیه معکوس
pasture تغذیه کردن
pastures تغذیه کردن
malnutrition سوء تغذیه
undernourished سوء تغذیه
undernourished گرفتارسوء تغذیه
mulnutrition سوء تغذیه
nutritionist ویژه گر تغذیه
nutritionists ویژه گر تغذیه
dystrophy سوء تغذیه
dystrophic nutrition تغذیه دش بار
fed تغذیه شده
malnourished دچارسوء تغذیه
power supplay منبع تغذیه
feeder سیم تغذیه
recharge basin حوضچه تغذیه
ff تغذیه کاغذ
paper feer تغذیه کاغذ
form feed تغذیه کاغذ
pasturage تغذیه کردن
cutler feed تغذیه کاتلر
cross feed تغذیه عرضی
undernourishment سوء تغذیه
pouring gate تغذیه قالب
undernourishment گرفتارسوء تغذیه
power transformer مبدل تغذیه
power pack جعبه تغذیه
power supply منبع تغذیه
food program رژیم تغذیه
feeding problem مشکل تغذیه
feed تغذیه گردن
feed mechanism مکانیزم تغذیه
feed pipe لوله تغذیه
feed pump پمپ تغذیه
feeder canal کانال تغذیه
feed تغذیه کردن
feeds تغذیه کردن
feeds تغذیه گردن
feeder panel تابلوی تغذیه
feeding center مرکز تغذیه
unhealthy diet تغذیه ناسالم
injection well چاه تغذیه
alimentiveness قوه تغذیه
recharge well چاه تغذیه
support [nourish, feed] تغذیه کردن
magazine feed تغذیه مخزن
bottle feeding تغذیه با بطری
main feed تغذیه اصلی
anti parallel feeding تغذیه مخالف
anthophagous تغذیه شده با گل
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
ad lib feeding تغذیه ازاد
nourish تغذیه کردن
artificial recharge تغذیه مصنوعی
innutrition عدم تغذیه
feeders سیم تغذیه
aliment تغذیه کردن
supply cable کابل تغذیه
anode supply تغذیه صفحه
main supply line خط تغذیه اصلی
bottle-feeding تغذیه با بطری
plate supply تغذیه صفحه
power feed cable کابل تغذیه برق
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
gates راه تغذیه لشعلث
positive feeder سیم تغذیه مثبت
to eat an unhealthy diet خوردن تغذیه ناسالم
feed خوراندن تغذیه کردن
gate راه تغذیه لشعلث
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
power supply switch کلید منبع تغذیه
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
power supply cable کابل منبع تغذیه
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
negative feeder سیم تغذیه منفی
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
internal power supply منبع تغذیه داخلی
grazed تغذیه کردن از چریدن
dozzle مخزن کمکی تغذیه
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
long distance supply تغذیه مسافت دور
axial feed method روش تغذیه محوری
ration method روش تغذیه پرسنل
autotroph قابل تغذیه خودبخود
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
graze تغذیه کردن از چریدن
feeds خوراندن تغذیه کردن
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
tractor feed تغذیه کاغذ پیوسته
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
grazes تغذیه کردن از چریدن
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
input of current تغذیه و هدایت جریان
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
supply تحویل دادن تغذیه کردن
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
tractor feed printer چاپگر تغذیه شده تراکتوری
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
sitology علم تغذیه ورژیم غذایی
low voltage supply system سیستم تغذیه فشار ضعیف
downfeed milling machine دستگاه فرز با تغذیه از زیر
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
supplying تحویل دادن تغذیه کردن
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
flight sister افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
malnutrition تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
turn on وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switches یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switched یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
updraft کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
bedbugs ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
bedbug ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sags کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sagged کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
ray ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
tusser or sur orsore یکجور کرم ابریشم که ازدرخت بلوط تغذیه میکند
flex سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexing سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexed سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
flexes سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
powered منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powers منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powering منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
macronutrient ماده شیمیایی که برای رشد ونمو و تغذیه گیاه لازم است
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
portable کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com