English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
sublate تغییرشکل یافتن
Other Matches
paramorphous تغییرشکل
strains تغییرشکل
strain تغییرشکل
sublation تغییرشکل
evolution تغییرشکل
paramorphic تغییرشکل
transmogrify تغییرشکل دادن
deformation energy انرژی تغییرشکل
strain hardening سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
propagate گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
detect یافتن
detected یافتن
detecting یافتن
detects یافتن
discover یافتن
discovered یافتن
discovering یافتن
discovers یافتن
finds یافتن
find یافتن
dwindle تدریجاکاهش یافتن
relaxing تخفیف یافتن
relaxes تخفیف یافتن
dwindled تدریجاکاهش یافتن
relax تخفیف یافتن
to be prolonged امتداد یافتن
deploys گسترش یافتن
terminates خاتمه یافتن
to come to know اگاهی یافتن
terminated خاتمه یافتن
expand بسط یافتن
dwindles تدریجاکاهش یافتن
dwindling تدریجاکاهش یافتن
deploy گسترش یافتن
transcends برتری یافتن
transcending برتری یافتن
to a greatness بزرگی یافتن
transcend برتری یافتن
taper off کاهش یافتن
attain دست یافتن
attained دست یافتن
perennate دوام یافتن
attaining دست یافتن
attains دست یافتن
transcended برتری یافتن
to be through فراغت یافتن
deploying گسترش یافتن
to be transferred انتقال یافتن
to extricate oneself رهایی یافتن
to gain in nealth بهبودی یافتن
dominated تفوق یافتن
to undergo a change تغییر یافتن
wane کاهش یافتن
to take courage خرات یافتن
waned کاهش یافتن
wanes کاهش یافتن
to quit oneself of رهائی یافتن از
waning کاهش یافتن
to reach for knowledge برای یافتن
accruing گسترش یافتن
accruing افزایش یافتن
wrap up خاتمه یافتن
wind up پایان یافتن
learn اگاهی یافتن
learns اگاهی یافتن
accrue افزایش یافتن
accrue گسترش یافتن
accrues افزایش یافتن
accrues گسترش یافتن
to pull round بهبودی یافتن
to look oneself again بهبود یافتن
diminish نقصان یافتن
to get ones hand in دست یافتن به
to get off رهایی یافتن از
dominate تفوق یافتن
diminishes تقلیل یافتن
dominates تفوق یافتن
to get fame شهرت یافتن
to gain the upper hand غلبه یافتن
terminate خاتمه یافتن
to get rid of رهایی یافتن از
to grow better بهبودی یافتن
diminish تقلیل یافتن
diminishes نقصان یافتن
ensure اطمینان یافتن
ensured اطمینان یافتن
ensures اطمینان یافتن
ensuring اطمینان یافتن
insures اطمینان یافتن
insuring اطمینان یافتن
pick up health بهبود یافتن
hold out بسط یافتن
luxuriate شکوه یافتن
get out رهایی یافتن
luxuriated شکوه یافتن
luxuriates شکوه یافتن
luxuriating شکوه یافتن
achieve دست یافتن
achieved دست یافتن
achieves دست یافتن
recovers بهبودی یافتن
recovering بهبودی یافتن
look oneself again بهبود یافتن
diverge انشعاب یافتن
diverged انشعاب یافتن
diverges انشعاب یافتن
lay hands on something چیزی را یافتن
keep one's head above water رهایی یافتن
immix امیزش یافتن
hunt out با جستجو یافتن
recover بهبودی یافتن
achieving دست یافتن
end خاتمه یافتن
convect انتقال یافتن
tensest تشدید یافتن
tenses تشدید یافتن
shrink کاهش یافتن
shrinking کاهش یافتن
shrinks کاهش یافتن
tenser تشدید یافتن
tensed تشدید یافتن
tense تشدید یافتن
scant تخفیف یافتن
tensing تشدید یافتن
break out شیوع یافتن
ended خاتمه یافتن
come through وقوع یافتن
ends خاتمه یافتن
come round شفا یافتن
come off وقوع یافتن
come off تحقق یافتن
circumfuse گسترش یافتن
center تمرکز یافتن
bunchout برامدگی یافتن
outspread گسترش یافتن
misalign تغییر یافتن
expanding بسط یافتن
specialization تخصص یافتن
conquer پیروزی یافتن بر
conquering پیروزی یافتن بر
conquers پیروزی یافتن بر
centralisation مرکزیت یافتن
recvperate بهبودی یافتن
lessen تقلیل یافتن
lessened تقلیل یافتن
lessening تقلیل یافتن
prefers ترجیح یافتن
preferring ترجیح یافتن
expands بسط یافتن
recuperate بهبودی یافتن
recuperated بهبودی یافتن
recuperates بهبودی یافتن
recuperating بهبودی یافتن
overpower استیلا یافتن بر
overpowered استیلا یافتن بر
overpowers استیلا یافتن بر
prefer ترجیح یافتن
pull round بهبودی یافتن
lessens تقلیل یافتن
protend امتداد یافتن
accedes راه یافتن
acceding دست یافتن
acceding راه یافتن
overspread بسط یافتن
overmatch تفوق یافتن
overmaster برتری یافتن بر
outreach برتری یافتن
overcome غلبه یافتن
overcomes غلبه یافتن
accedes دست یافتن
acceded راه یافتن
pickup بهبودی یافتن
penetract راه یافتن
alter تغییر یافتن
altered تغییر یافتن
altering تغییر یافتن
alters تغییر یافتن
accede دست یافتن
accede راه یافتن
acceded دست یافتن
overcoming غلبه یافتن
spread گسترش یافتن
to alter [to] تغییر یافتن
decreased کاهش یافتن
decreased نقصان یافتن
spreads گسترش یافتن
decrease نقصان یافتن
over پایان یافتن
decreases نقصان یافتن
take steps <idiom> آمادگی یافتن
up and about <idiom> بهبود یافتن
developments تکامل یافتن
development تکامل یافتن
decrease کاهش یافتن
decreases کاهش یافتن
over- پایان یافتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com