English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
English Persian
edit تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
edited تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
Other Matches
images تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
image تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
source نرم افزارای که به کاربر امکان تغییر دادن , حذف و افزودن دستورات در فایل اصلی برنامه میدهد
changes تغییر کردن تغییر دادن
changed تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
changing تغییر کردن تغییر دادن
patches تصحیح در یک برنامه
program correctness تصحیح برنامه
bugging تصحیح یک برنامه
bugs تصحیح یک برنامه
bug تصحیح یک برنامه
patch تصحیح در یک برنامه
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
swapped توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopping توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swap توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
debugs آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debugged آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debug آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
commmute تغییر دادن مبادله کردن
edited اماده چاپ کردن تغییر دادن
edit اماده چاپ کردن تغییر دادن
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
detects خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detect خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detected خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
transmute تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmuted تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmutes تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
to refresh oneself تغییر ذائقه دادن رفع خستگی کردن
transmuting تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
byte حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
affects لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
affect لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
bytes حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
request modify درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
housekeeping در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
to jink [colloquial] [British English] در دویدن [راه رفتن] [رانندگی کردن] ناگهان مسیر را تغییر دادن
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
maintenance فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
range disk صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
bugs تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bugging تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
bug تصحیح کوچک در برنامه نرم افزاری توسط کاربر روی دستورات منتشر کننده نرم افزار
jump instruction دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
editing run در پردازش دستهای برنامه ویرایش کننده داده را از نظردرستی فاهری بررسی کرده و هر گونه اشتباه را برای تصحیح و ارائه مجدد مشخص میکند
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
newest دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new- دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
checked رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digits عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digit عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
design پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
designs پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
shifting حرکت دادن تغییر سمت دادن لوله
harder که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
softer کلیدی که به وسیله برنامه تغییر میکند
soft کلیدی که به وسیله برنامه تغییر میکند
hardest که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
hard که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
softest کلیدی که به وسیله برنامه تغییر میکند
crunching متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
softest صفحه کلیدی که کار کلیدها با برنامه تغییر میکند
soft صفحه کلیدی که کار کلیدها با برنامه تغییر میکند
softer صفحه کلیدی که کار کلیدها با برنامه تغییر میکند
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
rezone محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
looped دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
planed یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
planing یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
fix برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
fixes برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
hardwired program برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
loops دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
planes یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
loop دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
wires کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
wire کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
modification دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد
program برنامه دادن برنامه ریختن
programs برنامه دادن برنامه ریختن
televise درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
televises درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
televising درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
televised درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن
renumber خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
massaged ماساژ دادن تغییر دادن
massage ماساژ دادن تغییر دادن
massages ماساژ دادن تغییر دادن
massaging ماساژ دادن تغییر دادن
users یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن
user یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن
dbms برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد و تغییر ساده پایگاه داده ها میدهد
dump چاپ محل هایی که محتوای آنها در حین اجرای برنامه تغییر کرده است
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
api مجموعهای از توابع و دستورات برنامه استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد با برنامه از طریق برنامه کاربردی دیگر واسط شود
rectified تصحیح کردن
refine تصحیح کردن
emendate تصحیح کردن
corrects تصحیح کردن
correct تصحیح کردن
rectifies تصحیح کردن
refines تصحیح کردن
correcting تصحیح کردن
proofread تصحیح کردن
red pencil تصحیح کردن
proofreading تصحیح کردن
proofreads تصحیح کردن
rectify تصحیح کردن
reset تغییر دادن
modifying تغییر دادن
changed تغییر دادن
redeploy [staff] تغییر دادن
to turn [into] تغییر دادن
convert تغییر دادن
shifted تغییر دادن
modifies تغییر دادن
change تغییر دادن
shifts تغییر دادن
modify تغییر دادن
changes تغییر دادن
shift تغییر دادن
changing تغییر دادن
realigning تغییر دادن
permute تغییر دادن
amended تغییر دادن
amending تغییر دادن
realigned تغییر دادن
alter تغییر دادن
alters تغییر دادن
altered تغییر دادن
transact تغییر دادن
to convert something into something تغییر دادن به
to turn something into something تغییر دادن به
realigns تغییر دادن
mutate تغییر دادن
mutated تغییر دادن
mutates تغییر دادن
mutating تغییر دادن
realign تغییر دادن
amend تغییر دادن
altering تغییر دادن
declaring معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
scrolls که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
scroll که نحوه عملیات کلیدهای کنترل نمایشگر را تغییر میدهد , کار آنها بستگی به برنامه کاربردی دارد
transformed تغییر شکل دادن
transforms تغییر شکل دادن
quirks تغییر جهت دادن
quirk تغییر جهت دادن
transfigured تغییر شکل دادن
changing تغییر دادن تبدیل
transfigures تغییر صورت دادن
transfigures تغییر شکل دادن
disguising تغییر قیافه دادن
disguises تغییر قیافه دادن
disguised تغییر قیافه دادن
disguise تغییر قیافه دادن
discolor تغییر رنگ دادن
sing a different tune <idiom> تغییر جهت دادن
transfiguring تغییر شکل دادن
transfiguring تغییر صورت دادن
transfigured تغییر صورت دادن
shunt تغییر جهت دادن
to change colour تغییر رنگ دادن
to change one's tune تغییر عقیده دادن
switches تغییر جهت دادن
changes تغییر دادن تبدیل
to change ones mind تغییر رای دادن
to change the tack تغییر رویه دادن
changed تغییر دادن تبدیل
tune تغییر فرکانس دادن
change تغییر دادن تبدیل
transfigure تغییر شکل دادن
transfigure تغییر صورت دادن
modification تغییر شکل دادن
go about تغییر جهت دادن
shunts تغییر جهت دادن
shunted تغییر جهت دادن
transform تغییر شکل دادن
tunes تغییر فرکانس دادن
transforming تغییر شکل دادن
to veer [off] تغییر جهت دادن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com