English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
structural transformation تغییر شکل ساختمانی
Other Matches
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changing تغییر کردن تغییر دادن
change over تغییر روش تغییر رویه
changed تغییر کردن تغییر دادن
changes تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
structural ساختمانی
structurally ساختمانی
organic ساختمانی
constructional ساختمانی
building line بر ساختمانی
basic unit assembly group گروه ساختمانی
building unit واحد ساختمانی
building work کار ساختمانی
building operations عملیات ساختمانی
building limes اهک ساختمانی
building material مصالح ساختمانی
grillage شبکه ساختمانی
building sites کارگاه ساختمانی
building site کارگاه ساختمانی
contractors yard واحد ساختمانی
ashler سنگ ساختمانی
ashlar سنگ ساختمانی
component جزء ساختمانی
components جزء ساختمانی
basic construction unit واحد ساختمانی
artificial stone سنگ ساختمانی
structural steel فولاد ساختمانی
structual engineering مهندس ساختمانی
timber چوب ساختمانی
members جزء ساختمانی
member جزء ساختمانی
sites زمین ساختمانی
sites کارگاه ساختمانی
structural factor ضریب ساختمانی
sited زمین ساختمانی
structrual steelwork فولاد ساختمانی
structural member عضو ساختمانی
structrual stability استحکام ساختمانی
structrual stability ثبات ساختمانی
structural timber الوار ساختمانی
structural joints درزهای ساختمانی
site office دفتر ساختمانی
site building زمین ساختمانی
sited کارگاه ساختمانی
site زمین ساختمانی
structural concrete بتن ساختمانی
structural crack ترک ساختمانی
Construction works . عملیات ساختمانی
to found a building ساختمانی بینادکردن
constructive مفید ساختمانی
construction joint درز ساختمانی
construction joints درزهای ساختمانی
monumentality عظمت ساختمانی
structural drawing نقشه ساختمانی
contractors plant ماشینهای ساختمانی
structural draftsman نقشه کش ساختمانی
site کارگاه ساختمانی
structural analysis محاسبات طرح ساختمانی
fabrique [ساختمانی در محوطه باغ]
intelligent building [ساختمانی با سرویس هوشمند]
structural design طرح و محاسبات ساختمانی
structural steel sheet ورق فولاد ساختمانی
material storage area انبار مصالح ساختمانی
masonry lining پوشش با مصالح ساختمانی
masonery مصالح ساختمانی سنگتراشی
module مدلهای نمونه ساختمانی
modules مدلهای نمونه ساختمانی
refractory ماده ساختمانی نسوز
pattern construction drawing الگوی نقشههای ساختمانی
light weight unit واحد ساختمانی سبک
material testing laboratory ازمایشگاه مصالح ساختمانی
sidewalk superintendent نافر عملیات ساختمانی
constitutive تشکیل دهنده ساختمانی
home wiring سیم کشی ساختمانی
public works کارهای ساختمانی همگانی
sheer plan نقشه ساختمانی ناو
steel fabric بافت فولاد ساختمانی
corbeling پیش امدگی ساختمانی
construction cost index شاخص هزینه ساختمانی
building craftsman کارگر ماهر ساختمانی
ashlar سنگ ساختمانی تراشیده
building machinery ماشین الات ساختمانی
to pull down a building متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building متلاشی کردن ساختمانی
corbelling پیش امدگی ساختمانی
to tear down a building متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building خراب کردن ساختمانی
to pull down a building خراب کردن ساختمانی
to tear down a building خراب کردن ساختمانی
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
studding مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
bombproof ساختمانی که پناه بمب باشد
structural steel تیر فولاد یا اهن ساختمانی
pier پایه نصب ستونهای ساختمانی
structual constituent جزء تشکیل دهنده ساختمانی
building unit جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
piers پایه نصب ستونهای ساختمانی
modular design مدل ساختمانی پیش ساخته
anti drag wire اجزاء بست کاری ساختمانی
pier mount پایه نصب ستونهای ساختمانی
erection crane جراثقال برای کارهای ساختمانی
To make a forcible entry into a building. بزور وارد ساختمانی شدن
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
homomorphy شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
physiologic وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
haul فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauls فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
nut structure ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
factory ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
factories ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
to plan a building نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
physiological وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
embryonic membrane ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
ashlering [مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
to break into a building با زور [و غیر قانونی] وارد ساختمانی شدن
dolmen ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
masonary مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
to burgle [British E] / burglarize [American E] a building. با زور [و غیر قانونی] وارد ساختمانی شدن
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
interlacing arches طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
pin joint اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
dimension stone سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
beef up افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
heterology عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
earthquake factor مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
cellulose nitrate ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
bulb angle جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
free haul در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
operating bridge پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
polymer جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymers جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
gurantee period مدت زمانیکه قبل از تحویل نهائی پیمانکار ساختمانی موفف است خسارات ساختمان رارفع نماید
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
bed drop or bod fall اختلاف سطح کف نهر دردوطرف ساختمانی که روی نهر ساخته میشود
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
civil works امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
homoplasy تشابه ساختمانی تشابه اکتسابی
resident engineer مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
amendments تغییر
changed تغییر
alternation تغییر
alteration تغییر
conversions تغییر
shunting تغییر خط
changes تغییر
variations تغییر
mutation تغییر
changeless بی تغییر
vicissitude تغییر
variation تغییر
mutations تغییر
amendment تغییر
misalignment تغییر
change تغییر
changing تغییر
dachi تغییر پا
conversion تغییر
commutation تغییر
innovations تغییر
innovation تغییر
stationary بی تغییر
modification تغییر
fluctuation تغییر
coefficient of variation ضریب تغییر
transforms تغییر شکل
mutating تغییر دادن
mutates تغییر دادن
modify تغییر دادن
convertibility توانایی تغییر
displacement تغییر موضع
amend تغییر دادن
alter تغییر دادن
displacement تغییر مکان
modifies تغییر دادن
put about تغییر مسیردادن
alter تغییر یافتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com