Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
simple strain
تغییر طول نسبی ساده
Other Matches
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
strain
تغییر شکل نسبی
relative deformation
تغییر شکل نسبی
strains
تغییر شکل نسبی
linear strain
تغییر شکل نسبی خطی
lateral strain
تغییر شکل نسبی جانبی
elastic strain
تغییر شکل نسبی ارتجاعی
bulk strain
تغییر شکل نسبی حجمی
increase of strain
افزایش تغییر طول نسبی
strain energy
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
stress strain diagram
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
cold straining
تغییر بعد نسبی در حالت سرد
dbms
برنامه هایی که به کاربر اجازه ایجاد و تغییر ساده پایگاه داده ها میدهد
databases
مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
database
مجموعه دستوراتی که به کاربر اجازه ایجاد تغییر ساده در پایگاه داده ها میدهد
boolean algebra
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
quantization
خطای تبدیل سیگنال آنالوگ به عددی با توجه به دقت محدوده ساده یا سیگنالی که به سرعت تغییر میکند
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
simple design
طرف کف ساده
[هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
stack
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
basic
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
relative plot
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
mirror carpet
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
end strings
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
varies
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changes
تغییر کردن تغییر دادن
changed
تغییر کردن تغییر دادن
change over
تغییر روش تغییر رویه
changing
تغییر کردن تغییر دادن
change
تغییر کردن تغییر دادن
comparative
نسبی
proportional
نسبی
self relative
نسبی
relative code
کد نسبی
comparatives
نسبی
proportional limit
حد نسبی
consanguineous
نسبی
relative humidity
نم نسبی
respective
نسبی
relative
نسبی
ipsative scale
مقیاس نسبی
fractional error
خطای نسبی
emissivity
تابش نسبی
proportional liability partnership
شرکت نسبی
proportional tax
مالیات نسبی
consanguinity
قرابت نسبی
persons related to another by parentage
اقارب نسبی
distortion factor
مانده نسبی
whole blood
قرابت نسبی
relative value
مقدار نسبی
proportional representation
انتخابات نسبی
comparative cover
پوشش نسبی
comparative costs
هزینههای نسبی
comparative advantage
مزیت نسبی
comparative advantage
برتری نسبی
persons related to another by descent
اقارب نسبی
ipsative score
نمره نسبی
relativity
فرضیه نسبی
self relative address
نشانی نسبی
relative permitivity
گذردهی نسبی
relative permeability
نفوذپذیری نسبی
relative nullity
بطلان نسبی
relative movement
حرکت نسبی
relative motion
حرکت نسبی
relative minimum
حداقل نسبی
relative minimum
می نیمم نسبی
relative maximum
حداکثر نسبی
relative maximum
ماکزیمم نسبی
relative precision
دقت نسبی
relative prices
قیمتهای نسبی
sib
منسوب نسبی
sanguinity
قرابت نسبی
relativism
نسبی نگری
relativeness
نسبی بودن
relative wind
باد نسبی
relative viscosity
گرانروی نسبی
relative velocity
سرعت نسبی
relative term
لفظ نسبی
relative solvation
حلالپوشی نسبی
relative solubility
انحلالپذیری نسبی
relative majority
اکثریت نسبی
relative location
ترتیب نسبی
relative jurisdiction
صلاحیت نسبی
relative density
چگالی نسبی
relative harmonic content
مانده نسبی
stranger in blood
غیر نسبی
relative compaction
تراکم نسبی
relative bearing
جهت نسبی
relative bearing
گرای نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative address
نشانی نسبی
relative density
دانسیته نسبی
relative income
درامد نسبی
relative importance
اهمیت نسبی
relative humidity
رطوبت نسبی
relative frequency
بسامد نسبی
relative error
خطای نسبی
relative dispersion
پراکندگی نسبی
relationship by bood
قرابت نسبی
relationship by blood
قرابت نسبی
specific gravities
چگالی نسبی
relative
خودی نسبی
specific gravity
چگالی نسبی
genealogical
نسبی شجرهای
relationship by blood
خویشاوندی نسبی
blood relationship
قرابت نسبی
blood relationship
خویشاوندی نسبی
relative dielectric constant
ثابت دی الکتریک نسبی
sound level
شدت نسبی صوت
relativity of knowledge
نسبی بودن دانش
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
relative value of pieces
ارزش نسبی سوارها
relative supersaturation
ابر سیری نسبی
relative refractory period
دوره بی پاسخی نسبی
employment rate
میزان نسبی اشتغال
relativize
بصورت نسبی در اوردن
cultural relativism
نسبی نگری فرهنگی
strains
افزایش طول نسبی
true air speed
سرعت نسبی هواپیما
relative addressing
نشانی دهی نسبی
relative addressing
نشان دهی نسبی
relative bearing
سمت نسبی ناو
relative coding
برنامه نویس نسبی
of relative importance
دارای اهمیت نسبی
a matter of relative importance
موضوعی با اهمیت نسبی
relative coding
برنامه نویسی نسبی
relative coordinate system
دستگاه مختصات نسبی
strain
افزایش طول نسبی
california bearing ratio
توان باربری نسبی کالیفرنیا
strain at failure
افزایش طول نسبی درگسیختگی
relativity
فلسفه نسبیه نسبی بودن
bel
واحد شدت نسبی توان
comparative ve
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
recessions
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
differential susceptibility and permeabi
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
recession
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
coefficient of relative efficiency organ
ضریب نسبی کارایی سازمان
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
stress strain curve
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
elasticity of factor substitution
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
difference chart
جدول تعیین سمت و برد نسبی
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
adjustable proportional module
نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
strain hardening
سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
superaerodynamics
ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
limiting speed
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
grade
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
rotor incidence
زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
critical angle of attack
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
rams
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
ram
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
tristimulus values
مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
rammed
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
sailwing
هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
pitch control
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
vertical take off and landing
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
clodhopper
ساده
expansive
<adj.>
ساده دل
cleaned
ساده
clean
ساده
unaffected
ساده
taffetized
ساده
simplex
ساده
conversable
<adj.>
ساده دل
semplice
ساده
idiots
ساده
idiot
ساده
plain
ساده
cleans
ساده
clodhoppers
ساده
simpleminded
ساده دل
cleanest
ساده
unceremoniously
ساده
good-humored
ساده دل
naive
ساده
untutored
ساده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com