English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
close تغییر وضع درایستادن
closer تغییر وضع درایستادن
closes تغییر وضع درایستادن
closest تغییر وضع درایستادن
Other Matches
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change over تغییر روش تغییر رویه
changes تغییر کردن تغییر دادن
changed تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
changing تغییر کردن تغییر دادن
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
alternation تغییر
mutations تغییر
mutation تغییر
modification تغییر
conversion تغییر
misalignment تغییر
alteration تغییر
shunting تغییر خط
commutation تغییر
vicissitude تغییر
variation تغییر
variations تغییر
stationary بی تغییر
conversions تغییر
amendments تغییر
amendment تغییر
changeless بی تغییر
dachi تغییر پا
changes تغییر
change تغییر
innovation تغییر
changing تغییر
fluctuation تغییر
changed تغییر
innovations تغییر
flexility قابلیت تغییر
infelection تغییر شکل
invariance تغییر ناپذیری
invariant تغییر ناپذیر
skittish تغییر پذیر
altering تغییر یافتن
altering تغییر دادن
ireversible تغییر ناپذیر
kainophobia تغییر هراسی
alters تغییر یافتن
transmutation تغییر شکل
upheaval تغییر فاحش
frequency change تغییر بسامد
constantly بدون تغییر
upheavals تغییر فاحش
variable تغییر پذیر
conversion تغییر مذهب
effable قابل تغییر
alters تغییر دادن
unalterable تغییر ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
inalterability تغییر ناپذیری
immutability تغییر ناپذیری
heterophonia تغییر صدا
immutable تغییر ناپذیر
supple تغییر پذیر
frequency fluctuation تغییر فرکانس
invariable تغییر ناپذیر
displeacement of water تغییر مکان اب
altered تغییر دادن
altered تغییر یافتن
modification of the articles تغییر اساسنامه
modificative تغییر دهنده
modificatory تغییر دهنده
mutating تغییر دادن
moveable قابل تغییر
amend تغییر دادن
amended تغییر دادن
multiplier ضریب تغییر
mutability تغییر پذیری
mutabilty تغییر پذیری
mutable تغییر پذیر
variation coefficient ضریب تغییر
nonreversal shift تغییر ناوارون
palingenesis تغییر شکل
parathesis ترکیبی بی تغییر
peripeteia تغییر ناگهانی
permute تغییر دادن
modifiability تغییر پذیری
mutates تغییر دادن
alter تغییر دادن
kainotophobia تغییر هراسی
lability تغییر پذیری
left shift تغییر مکان به چپ
load variation تغییر بار
mutate تغییر دادن
mutated تغییر دادن
modifiers تغییر دهنده
lour اخم تغییر
cinversion تغییر شکل
modifier تغییر دهنده
magnatic displacement تغییر مغناطیسی
mean variation تغییر متوسط
metachromatism تغییر رنگ
minor change خرد تغییر
misalign تغییر یافتن
phase shift تغییر فاز
varies تغییر کردن
change in supply تغییر عرضه
modifying تغییر دادن
change of curvature تغییر انحنا
modify تغییر دادن
amending تغییر دادن
change of place تغییر مکان
transform تغییر شکل
change of speed تغییر سرعت
modifies تغییر دادن
speed variation تغییر سرعت
change in demand تغییر تقاضا
behavior modification تغییر رفتار
modification تغییر وتبدیل
vary تغییر کردن
alter تغییر یافتن
mutants تغییر پذیر
mutant تغییر پذیر
alterability قابلیت تغییر
alterable قابل تغییر
alterant تغییر دادنی
altertive تغییر دهنده
kaleidoscopes تغییر پذیربودن
kaleidoscope تغییر پذیربودن
variant قابل تغییر
automatic take تغییر پایگاه
transformed تغییر شکل
change spin چرخیدن با تغییر پا
deformation تغییر شکل
weather تغییر فصل
variability تغییر پذیری
demand shift تغییر تقاضا
changeable قابل تغییر
changeable تغییر پذیر
transformation عمل تغییر
variables تغییر پذیر
design change تغییر طرح
dimensional change تغییر اندازه
displaceable قابل تغییر
weathered تغییر فصل
current displacement تغییر جریان
covariation تغییر همگام
displacement تغییر مکان
displacement تغییر موضع
changer تغییر دهنده
coefficient of variation ضریب تغییر
transforming تغییر شکل
variations تغییر ناپایداری
fluctuates تغییر مداوم
fluctuated تغییر مداوم
variation تغییر ناپایداری
commutable قابل تغییر
transforms تغییر شکل
fluctuate تغییر مداوم
concurrent variation تغییر همزمان
convertibility توانایی تغییر
weathers تغییر فصل
displaciment تغییر مکان
deed poll تغییر نام
turnabouts تغییر موضع
turnabouts تغییر عقیده
flexible قابل تغییر
turnabout تغییر موضع
to turn [into] تغییر دادن
deviation تغییر مسیر
deviations تغییر مسیر
to turn [into] تغییر کردن
change [in something] [from something] تغییر [در یا از چیزی]
turnabout تغییر عقیده
stable بی حرکت یا بی تغییر
vacillatory تغییر پذیر
unchangeable تغییر ناپذیر
transmutative قابل تغییر
transiguration تغییر شکل
convertible تغییر پذیر
convertibles تغییر پذیر
transformative قابل تغییر
variation theorem قضیه تغییر
variational method روش تغییر
variational principle اصل تغییر
stables بی حرکت یا بی تغییر
realigns تغییر دادن
realigning تغییر دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com