English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
tolerance تفاوت مجاز
tolerances تفاوت مجاز
permissible deviation تفاوت مجاز
Other Matches
piggybacks دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggyback دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
legit نمایش مجاز تاتر مجاز
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
indifferent بی تفاوت
indfferent بی تفاوت
margine تفاوت
apathetic بی تفاوت
noise margin تفاوت خش
margin تفاوت
difference تفاوت
margins تفاوت
differences تفاوت
diversities تفاوت
diversity تفاوت
exchanging تفاوت
exchanges تفاوت
exchanged تفاوت
exchange تفاوت
amphoteric بی تفاوت
discrepancy تفاوت
sensed difference تفاوت محسوس
product differentiation تفاوت محصول
significant difference تفاوت معنادار
price differential تفاوت قیمت
neutral stability پایداری بی تفاوت
inequality تفاوت نامعادله
displaciment تفاوت مکان
losing the exchange تفاوت دادن
minor exchange تفاوت کوچک
winning the exchang تفاوت گرفتن
what the odds چه تفاوت میکند
neutral equilibrium تعادل بی تفاوت
inequalities تفاوت نامعادله
standard error of difference خطای معیار تفاوت
agio تفاوت هزینه تسریع
just noticeable difference کمترین تفاوت محسوس
in the face of such odds با وجود این تفاوت
jnd کمترین تفاوت محسوس
rank difference correlation همبستگی تفاوت رتبه ها
long odds تفاوت زیاد درمسابقه
they differ materially تفاوت کلی با هم دارند
discrepancy تفاوت اشتباه در حساب
sed خطای معیار تفاوت
by far <idiom> با تفاوت زیاد،بزرگ
as cool as a cucumber <idiom> مثل یخ [سرد و بی تفاوت]
make over <idiom> بی تفاوت جلوه دادن
it makes a t. difference تفاوت خیلی زیادی نمیکند
straight face چهره رسمی و بی نشاط قیافه بی تفاوت
balance of trade تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
total factor productivity تفاوت بین رشد داده ها و ستاده ها
trade gap تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
markup تفاوت بین هزینه و قیمت کالا
quality تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
qualities تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
to split the difference تفاوت میان دو چیز را دو نیم کردن
authorized level of organization سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
debt discount تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
declination مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
balance of trade تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
licensed مجاز
admittable مجاز
metonymy مجاز
allowable مجاز
rated مجاز
legal مجاز
permitted مجاز
at liberty مجاز
permissive مجاز
authorized مجاز
licensable مجاز
admissibll مجاز
certified مجاز
permissible مجاز
allowed مجاز
commissioned مجاز
authorised مجاز
toluene حد مجاز
tropologic مجاز
admissible مجاز
lawful مجاز
authorrized مجاز
authorized bank بانک مجاز
circuit allocated use مدارچانلهای مجاز
bag limit حد مجاز صید
authorized strength استعداد مجاز
authorised clerk واسطه مجاز
ban item غیر مجاز
authorized program برنامه مجاز
working load بار مجاز
authorized manpower استعدادپرسنلی مجاز
authorized allowance سهمیه مجاز
bona fide holder دارنده مجاز
delegation of authority مجاز شمردن
licensing hours زمان مجاز
on the house <idiom> مجاز درکاری
troplogy مجاز گوئی
not allowed غیر مجاز
trope مجاز استعاره
permissible dosage دوز مجاز
permissible load بار مجاز
permissible velocity سرعت مجاز
permissible velocity تندی مجاز
permissibly بطور مجاز
prescribed load بار مجاز
revocable contract عقد مجاز
safe load بار مجاز
metonym مجاز مرسل
fair game شکار مجاز
legitimised مجاز کردن
maximum prr ermissible مجاز حداکثر
legitimizing مجاز کردن
height clearance ارتفاع مجاز
legitimizes مجاز کردن
idiographic وابسته به مجاز
impermissible غیر مجاز
legitimized مجاز کردن
legitimize مجاز کردن
legitimization مجاز کردن
justifiability مجاز بودنی
legitimising مجاز کردن
licit روا مجاز
legitimises مجاز کردن
tolerance limit خطای مجاز
authorise مجاز نمودن
permits مجاز کردن
complement حد مجاز مکمل
complements حد مجاز مکمل
dose مقدار مجاز
dosed مقدار مجاز
doses مقدار مجاز
dosing مقدار مجاز
contraband غیر مجاز
frees مجاز منفصل
freeing مجاز منفصل
freed مجاز منفصل
free مجاز منفصل
complemented حد مجاز مکمل
complementing حد مجاز مکمل
permitting مجاز کردن
accredited مجاز معتبر
permit مجاز کردن
lawfully به طور مجاز
tolerance خطای مجاز
unauthorized غیر مجاز
tolerances خطای مجاز
allowances میزان مجاز
allowance میزان مجاز
figuratively بطور مجاز
speed limit سرعت مجاز
admitance روا مجاز
working stress تنش مجاز
allowable cargo load بار مجاز
allowable level تراز مجاز
allowable stress تنش مجاز
setting شدت مجاز
speed limits سرعت مجاز
allowable load بار مجاز
allowed vibrations ارتعاشهای مجاز
allowable cargo load حداکثربار مجاز
settings شدت مجاز
peak strenght حداکثر استعداد مجاز
personnel authorization سطح پرسنلی مجاز
authorized parts list لیست قطعات مجاز
rating نحوه عملکرد مجاز
ratings نحوه عملکرد مجاز
authorized allowance supplies سهمیه اماد مجاز
ranged مجموعه مقادیر مجاز
maximum permissible voltage ولتاژ مجاز حداکثر
permissible dosage میزان داروی مجاز
ranges مجموعه مقادیر مجاز
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
table of allowance جدول سهمیه مجاز
allowed quantum state حالت کوانتومی مجاز
tare وزن مجاز یک فرف
taxi stand ماندگاه مجاز تاکسی
authorized allowance supplies سهمیه مجاز اماد
safe loads tables جداول بارهای مجاز
tensile stress تنش کششی مجاز
allowed energy levels ترازهای انرژی مجاز
twenty four hour charge rate امپر مجاز باتری
prescribed load بار مهمات مجاز
authorized manpower نیروی انسانی مجاز
personnel authorization جدول پرسنلی مجاز
range مجموعه مقادیر مجاز
maximum permissible load بار مجاز حداکثر
eligible traffic عبور و مرور مجاز
security مشخصات کاربران مجاز
allowable cabin load بار مجاز هواپیما
numbers مجموعه مقادیر مجاز
acceptance tolerance حد مجاز قابل قبول
illigal character دخشه غیر مجاز
illicit advertising تبلیغ غیر مجاز
circuit allocated use سهمیه مدارهای مجاز
number مجموعه مقادیر مجاز
forbidden band نوار غیر مجاز
illigal character کاراکتر غیر مجاز
licitly بطور مجاز یا مشروع
maximum allowable concentration حداکثر غلظت مجاز
manpower cieling حداکثرنیروی انسانی مجاز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com