Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
riot gun
تفنگ ضد اغتشاش یا کنترل اغتشاشات
Other Matches
riot control
کنترل اغتشاشات
riot control
کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
civil disturbances
اغتشاشات غیرنظامی
civil disturbances
اغتشاشات داخلی
riot act
قانون ضد اغتشاشات
domestic disturbances
اغتشاشات داخلی
hum frequency
فرکانس اغتشاشات صوتی
fowling piece
تفنگ پرنده زنی تفنگ شکاری
cascade control
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
rifle salute
احترام با تفنگ سلام با تفنگ
fowling piece
تفنگ شکاری تفنگ ساچمهای
rifle shot
تیر تفنگ تیراندازی با تفنگ
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
disturber
اغتشاش کن
distortion
اغتشاش
bouleversement
اغتشاش
distortions
اغتشاش
riot
اغتشاش
rioted
اغتشاش
garboil
اغتشاش
rioting
اغتشاش
riots
اغتشاش
turbalence
اغتشاش
turbulence
اغتشاش
disarray
اغتشاش
confusion
اغتشاش
bewilderment
اغتشاش
to raise hell
اغتشاش کردن
hum
اغتشاش صوتی
topsy turvydom
اغتشاش اشفتگی
hummed
اغتشاش صوتی
hums
اغتشاش صوتی
rummaged
اغتشاش اشفتگی
turbulence
اشفتگی اغتشاش
commotion
جنبش اغتشاش
frequency distortion
اغتشاش بسامدی
confusional
اغتشاش امیز
trapezium distortion
اغتشاش ذوزنقهای
magnetic disturbance
اغتشاش مغناطیسی
turbulency
اشفتگی اغتشاش
humming noise
اغتشاش صوتی
rummage
اغتشاش اشفتگی
spot distortion
اغتشاش نقطه
inductive disturbance
اغتشاش القائی
rummaging
اغتشاش اشفتگی
distortion of field
اغتشاش میدان
anarchy
بی نظمی اغتشاش
thermal agitation
اغتشاش گرمایی
sedition
شورش اغتشاش
harmonic distortion
اغتشاش هارمونیک
rummages
اغتشاش اشفتگی
armature interference
اغتشاش ارمیچر
rout
گروه بی نظمی و اغتشاش
routed
گروه بی نظمی و اغتشاش
jamming
تولیداختلال در دستگاهها اغتشاش
singal to noise ratio
نسبت سیگنال به اغتشاش
perturation
اغتشاش انحراف مدار
routs
گروه بی نظمی و اغتشاش
babel
سخن پرقیل و قال اغتشاش
tumult
اغتشاش کردن جنجال راه انداختن
token
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
control sheet
صفحه کنترل چارت کنترل
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
control officer
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
rifle gun
تفنگ
rifle
تفنگ
rifles
تفنگ
breech
ته تفنگ
bottom
کف تفنگ
smoothbore
تفنگ
bottoms
کف تفنگ
breechloader
تفنگ ته پر
shot line
نخ تفنگ
musketry
تفنگ
musketry
تفنگ ها
breech loader
تفنگ ته پر
guns
تفنگ
shotguns
تفنگ
firer
تفنگ
gun butt
ته تفنگ
flint lock
تفنگ
shotgun
تفنگ
gun
تفنگ
rifle (rifled bore)
تفنگ
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
rifleman
تفنگ دار
stocked
قنداق تفنگ
rifle ranges
تیررس تفنگ
mousquetaire
تفنگ دار
musket
تفنگ فتیلهای
blowtube
تفنگ بادی
peep sight
مگسک تفنگ
sling
تسمه تفنگ
muskets
تفنگ فتیلهای
firelock
تفنگ فتیلهای
matchlock
تفنگ فتیلهای
electron gun
تفنگ الکترونی
percussion lock
ماشه تفنگ
stock
قنداق تفنگ
gunner
شکارچی با تفنگ
gunners
شکارچی با تفنگ
shotgun
تفنگ شکاری
shotguns
تفنگ ساچمهای
shotguns
تفنگ شکاری
blow gun
تفنگ بادی
blow pipe
تفنگ بادی
popgun
تفنگ خفیف
rifle range
تیررس تفنگ
pop gun
تفنگ بچگانه
slinging
تسمه تفنگ
pop gun
تفنگ بادی
slings
تسمه تفنگ
blowgun
تفنگ بادی
phiz
صفیرگلوله تفنگ
percussion gun
تفنگ دنگی
needle gun
تفنگ سوزنی
muzzle loader
تفنگ سرپر
trigger
ماشه تفنگ
gunrack
مقر تفنگ
hammers
چخماق تفنگ
hammered
چخماق تفنگ
hammer
چخماق تفنگ
gun butt
قنداق تفنگ
gun smith
تفنگ ساز
burp gun
تفنگ کوچک
gun stick
سنبه تفنگ
gun stock
قنداق تفنگ
gunsmithery
تفنگ سازی
gunsmiths
تفنگ ساز
gunsmith
تفنگ ساز
gunsmit
تفنگ ساز
harquebus
تفنگ شمخال
triggered
ماشه تفنگ
gun barrel
لوله تفنگ
gauged
اندازه تفنگ
straps
بند تفنگ
strap
بند تفنگ
breech loading
پر کردن تفنگ از ته
breechblock
گلنگدن تفنگ
fusee
تفنگ چخماقی
manubrium
قبضه تفنگ
gauge
اندازه تفنگ
gauges
اندازه تفنگ
cleaning rod
سمبه تفنگ
lyle gun
تفنگ لیل
triggers
ماشه تفنگ
gage
بند تفنگ
light gun
تفنگ نوری
buttstock
قنداق تفنگ
shotgunner
شکار با تفنگ
butted
ته قنداق تفنگ
target rifle
تفنگ مشقی
butted
قنداق تفنگ
kicks
لگد تفنگ
to miss fire
در نرفتن از تفنگ
butt
قنداق تفنگ
gun
تفنگ الکترونی
groove
خان تفنگ
backfires
پس زدن تفنگ
backfired
پس زدن تفنگ
backfire
پس زدن تفنگ
butts
قنداق تفنگ
bead
مگسک تفنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com