English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
English Persian
opposition jupiter to the sun تقابل بر جیس با خورشید
Other Matches
heliocentric دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
contrasts تقابل
mutuality تقابل
reciprocity تقابل
mutualism تقابل
opposition تقابل
contrasting تقابل
contrasted تقابل
contrast تقابل
contrasting تقابل کنتراست
chromatic contrast تقابل فامی
brightness contrast تقابل درخشندگی
in opposition تقابل فاز
contrast تقابل کنتراست
contrasted تقابل کنتراست
opposability قابلیت تقابل
contrasts تقابل کنتراست
finger thumb opposition تقابل شست و انگشت
thermal crossover تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
daystar خورشید
day star خورشید
phoebus خورشید
sol خورشید
sun خورشید
the greater lumen خورشید
sunned خورشید
sunning خورشید
suns خورشید
samson اهل خورشید
sol الهه خورشید
declination میل خورشید
eclipse of the sun خورشید گرفتگی
perihelion حضیض خورشید
sunlight نور خورشید
heliometer خورشید سنج
parhelion عکس خورشید
macule لکه خورشید
parhelion خورشید کاذب
solar eclipse گرفت خورشید
sun's disk قرص خورشید
mock sun عکس خورشید
d. of the sun انحراف خورشید
actinometre پرتوسنج خورشید
actinometer پرتوسنج خورشید
coronas خرمن خورشید
titans خدای خورشید
helium گاز خورشید
corona خرمن خورشید
air thread لعاب خورشید
titan خدای خورشید
spectrohelioscope طیف بین خورشید
helios دارگونه خورشید خورشیدخدا
coronal هاله خورشید وغیره
the setting of the sun غروب کردن خورشید
sunspot لکه روی خورشید
parheliacal مانند عکس خورشید
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
coronel هاله خورشید وغیره
chromatosphere هاله سرخ خورشید
anthelion هاله رو به روی خورشید
sunglow فلق و شفق خورشید
first light اولین طلیعه خورشید
hour angle زاویه ساعتی خورشید
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
perihelion نزدیکترین نقطه مدار به خورشید
photoheliograph دوربین مخصوص عکسبرداری از خورشید
solar flare تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
gossamery لعاب خورشید پارچه بسیارنازک
pyrheliometer گرماسنج ونیرو سنج خورشید
heliometer الت پیمایش قطر خورشید
The earth moves round the sun . زمین بدور خورشید می گردد
The earth moves round the sun. زمین دوز خورشید می چرخد
spectroheliograph تصویریک رنگ طیف نمای خورشید
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
to screen one's eyes from the sun از چشمهای خود از خورشید محافظت کردن
Plants store up the sun's energy. گیاهان انرژی خورشید را ذخیره میکنند.
snowblink انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
solunar حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
spectroheliogram تصویر یک رنگ طیف نمای خورشید
actinogram ثبت تغییرات نیروی اشعهء خورشید
aureole هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
midnight sun خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
aureola هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
shoot رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
shoots رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
flocculus دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
parhelic وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
reversing layer لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
autumnal equinox نقطه عبور خورشید ازاستوای نجومی در اول پاییز
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
actinograph دستگاهی که تغییرات نیروی اشعهء خورشید را ثبت میکند
camera lucida [ابزاری که نور خورشید را بوسیله منشور منعکس می کند.]
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
noise استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noises استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
helical ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
sailed سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
supernovae ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
sail سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailings سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
supernovas ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernova ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
apolline [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
white out انحراف افق به علت انعکاس نور خورشید روی برف خطای تشخیص محل افق
hill shading سایه زدن ارتفاعات و تپه هاروی نقشه رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور خورشید
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
gossamer لعاب خورشید لعاب عنکبوت
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com