Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
converge
تقارب خطوط وجود تشابه
converged
تقارب خطوط وجود تشابه
converges
تقارب خطوط وجود تشابه
converging
تقارب خطوط وجود تشابه
Other Matches
stepped lines
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
laid paper
کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
homoplasy
تشابه ساختمانی تشابه اکتسابی
parallactic angle
زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
isobar
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isotherm
خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobars
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
convergence
تقارب
convergent
تقارب
persian herioic verse
بحر تقارب
vergency
تقارب عدسی
isohaline
خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
convergence zone
منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
convergence
تقارب نصف النهارات کج کردن کجی
resemblance
تشابه
symmetry
تشابه
similarty
تشابه
similitude
تشابه
commonalities
تشابه
commonality
تشابه
coragne line
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
geometric similarity
تشابه هندسی
homogeny
همانندی تشابه
kinder
نزدیکی تشابه
dissimilitude
عدم تشابه
synonymous
دارای تشابه
kinematic similarity
تشابه حرکتی
correspondences
تشابه مراسلات
correspondency
تشابه مراسلات
correspondence
تشابه مراسلات
similarity
تشابه مشابهت
simile
استعاره تشابه
correspoundence
مکاتبات تشابه
nonconformity
عدم تشابه
similarities
تشابه مشابهت
similes
استعاره تشابه
analogical
دارای وجه تشابه
symmetry
مراعات نظیر تشابه
dissimilation
عدم تشابه کاتابولیسم
isobath
خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
isometropia
تشابه انکسار نور دردو چشم
homophone
متشابه الصوت دارای تشابه صوتی
subcontrariety
رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
isotach
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
true convergence
سیستم کنترل جغرافیایی یاسیستم مختصات جغرافیایی تقارب حقیقی نصف النهارات
grid convergence
تقارب نصف النهارات یا کجی شبکه انحراف شبکه
convergence factor
ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
trick
خطوط
tricking
خطوط
tricked
خطوط
cotidal lines
خطوط هم مد
dedicated lines
خطوط اختصاصی
balmer lines
خطوط بالمر
along line
در امتداد خطوط
flow lines
خطوط جریان
extension lines
خطوط دنباله
zigzag
خطوط منکسر
equipotential lines
خطوط هم پتانسیل
emission spectrum lines
خطوط نشری
isochromatique
خطوط همرنگ
isocline
خطوط هم شیب
curvature lines
خطوط منحنی
flowlines
خطوط جریان
zigzagged
خطوط منکسر
dark lines
خطوط تاریک
front lines
خطوط مقدم
cotidal lines
خطوط مدیکسان
fraunhofer lines
خطوط فرانهوفر
absorption lines
خطوط دراشامی
grid lines
خطوط شبکه
absorption spectrum
خطوط جذبی
air way station
خطوط هوایی
zigzags
خطوط منکسر
zigzagging
خطوط منکسر
curvature lines
خطوط مدور
line of communications
خطوط مواصلات
spectral lines
خطوط طیفی
line of flux
خطوط قوا
line of induction
خطوط القا
line spacing
فاصله خطوط
line to line fault
تماس خطوط
leading
فاصله خطوط
lines of communication
خطوط مواصلاتی
lines of force
خطوط قوا
street railway
خطوط تراموا
lines of force
خطوط نیرو
stream lines
خطوط جریان
symmetry lines
خطوط تقارن
outside lines
خطوط حمله
isostatic lines
خطوط ایزواستاتیک
isovent
خطوط هم باد
closed traverse
خطوط متقاطع
phraseogram
خط یا خطوط نماینده عبارات
domestic air traffic
خطوط هوایی داخلی
front lines
خطوط جلو جبهه
magnetic line of force
خطوط قوای مغناطیسی
crawl trench
خطوط رابط سنگرها
trackage
خطوط راه اهن
voltage between lines
ولتاژ بین خطوط
zigzag
خطوط جناغی پیوسته
open lines
خطوط باز شطرنج
magnetic lines of force
خطوط قوای مغناطیسی
sheetlines
خطوط حاشیه نقشه
equal cost lines
خطوط هزینه برابر
dark line spectrum
طیف خطوط تاریک
communications
خطوط مواصلاتی ارتباطات
cutting line of force
قطع خطوط قوا
microwave transmission lines
خطوط انتقال ریزموج
curvilinear ornament
زینتکاری با خطوط خمیده
endline
خطوط موازی با 04 مترفاصله
magnetic lines of force
خطوط نیروی مغناطیسی
vermiculate
دارای خطوط موجی
diplomatics
شناسایی خطوط باستانی
electric line of force
خطوط نیروی برق
magnetic path
مسیر خطوط قوا
retrace blanking
خاموشی خطوط بازگشتی
contours
خطوط کناره نما
hoseline
خطوط لوله لاستیکی
hypen ladder
ردیف خطوط تیره
hypen ladder
خطوط تیره نردبانی
contour lines
خطوط میزان منحنی
contours
خطوط تراز زمین
contour interval
فاصله خطوط واصل
collimate
منطبق کردن خطوط
inside lines
خطوط حمله شمشیربازی
leased line network
شبکه با خطوط استیجاری
isohyetal map
نقشه خطوط هم باران
rivers
سفیدی بین خطوط
zigzagged
خطوط جناغی پیوسته
river
سفیدی بین خطوط
grid interval
فاصله خطوط شبکه
advance of defensive line
در جلو خطوط پدافندی
gules
خطوط موازی عمودی
air line of communications
خطوط مواصلات هوایی
rivulose
دارای خطوط مارپیچی
sheetlines
خطوط کناره نقشه
meridian
خطوط نصف النهار
zigzagging
خطوط جناغی پیوسته
line of communications
خطوط ارتباطی زمین
zigzags
خطوط جناغی پیوسته
meridians
خطوط نصف النهار
boundry lines
خطوط اطراف زمین والیبال
infiltrated
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrate
در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrating
در خطوط دشمن نفوذ کردن
paleography
شناسایی وکشف خطوط قدیمه
convergent
خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
infiltrates
در خطوط دشمن نفوذ کردن
lightface
حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
sideline
خطوط طرفین میدان بازی
sidelined
خطوط طرفین میدان بازی
sidelines
خطوط طرفین میدان بازی
sidelining
خطوط طرفین میدان بازی
magnetic path length
طول مسیر خطوط قوا
floating lines
خطوط مواج عکس هوایی
gridiron
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
lineolated
خط دار دارای خطوط ریز
lineament
خطوط چهره صفات مشخصه
lineaments
خطوط چهره صفات مشخصه
overhead trolley
خطوط هوایی ترن برقی
lineolate
خط دار دارای خطوط ریز
lpm
تعداد خطوط دردقیقه inutes
ingrain
خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
agonic line
خطوط رسم شده روی نقشه
image sharpness
خطوط مورب تحت زاویه معین
ring straked
دارای خطوط گرد در روی بدن
contour strip cropping
کشت نواری برروی خطوط میزان
line engraving
گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
ring streaked
دارای خطوط گرد در روی بدن
hierologist
متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
hierology
علم خواندن خطوط قدیم مصر
crawl trench
سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
neatline
خطوط باریک حدود کناره نقشه
graticule
خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
t square
خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
stria
نوار باریک هریک از خطوط موازی
topographic map
نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
bar pattern
ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
contour map
نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
oblique perspective
پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
floating lines
خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
raster scan graphics
نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
foreshortening
نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
granite paper
کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
neer do well or well
پی وجود
individuation
وجود
in spite
با وجود
In spite of . Despite . Notwithstanding .
با وجود
existence
وجود
entities
وجود
entity
وجود
presence
وجود
personalities
وجود
personality
وجود
being
وجود
existences
وجود
despite
با وجود
line drawing
خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com