English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
request for proposal تقاضا برای پیشنهاد
Other Matches
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
application تقاضا برای چیز
applications تقاضا برای چیز
demand for money تقاضا برای پول
money demand تقاضا برای پول
requests تقاضا برای چیزی
requesting تقاضا برای چیزی
requested تقاضا برای چیزی
request تقاضا برای چیزی
demand تقاضا برای انجام چیزی
demanded تقاضا برای انجام چیزی
demands تقاضا برای انجام چیزی
request for quotation تقاضا برای اعلام قیمت
transaction demand for money تقاضای معاملاتی برای پول تقاضا برای پول بمنظورمبادلات
invokes تقاضا از کسی برای انجام کاری
demanded تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
invoked تقاضا از کسی برای انجام کاری
demand تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
invoking تقاضا از کسی برای انجام کاری
demands تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
invoke تقاضا از کسی برای انجام کاری
applies تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-ups تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
apply تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
applying تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
speculative demand for money تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
input/output سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
golden handshakes پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshake پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
take over bid پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
X series تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiries کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiry کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
to suggest it is appropriate to do so [matter] پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد [چیزی ]
layer بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
arc elasticity of demand عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
precautionary demand for money تقاضای احتیاطی برای پول تقاضا برای پول بمنظورانگیزه احتیاطی
they rejected his proposition پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
inelastic demand تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
composite demand تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
allotment advice پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
enquiry تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
demands تقاضا کردن تقاضا
demanded تقاضا کردن تقاضا
demand تقاضا کردن تقاضا
offered پیشنهاد کردن پیشنهاد
offers پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
slutsky theorem براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
shift of a demand curve انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
postulating تقاضا
demands تقاضا
rogation تقاضا
suit تقاضا
demanded تقاضا
requisition تقاضا
requisitioning تقاضا
requisitions تقاضا
prayers تقاضا
prayer تقاضا
postulate تقاضا
postulated تقاضا
postulates تقاضا
requisitioned تقاضا
suited تقاضا
suits تقاضا
solicitation تقاضا
request تقاضا
exigence تقاضا
requesting تقاضا
requests تقاضا
demand تقاضا
requested تقاضا
importance تقاضا
propositions پیشنهاد
application پیشنهاد
bidders پیشنهاد
propositioning پیشنهاد
proffered پیشنهاد
proffering پیشنهاد
offer پیشنهاد
motion [politic] پیشنهاد
proposal پیشنهاد
suggestion پیشنهاد
bid پیشنهاد
bidder پیشنهاد
overture پیشنهاد
proffer پیشنهاد
applications پیشنهاد ها
proposition پیشنهاد
offers پیشنهاد
offer پیشنهاد
pleas پیشنهاد
offers پیشنهاد ها
proposals پیشنهاد ها
propositioned پیشنهاد
offered پیشنهاد
plea پیشنهاد
overtures پیشنهاد ها
purpose پیشنهاد
tender پیشنهاد
motioning پیشنهاد
proffers پیشنهاد
proposals پیشنهاد
proposal پیشنهاد
suggestions پیشنهاد
tendered پیشنهاد
purposes پیشنهاد
motion پیشنهاد
tendering پیشنهاد
motioned پیشنهاد
motions پیشنهاد
tenderest پیشنهاد
overtures پیشنهاد
recommendation پیشنهاد
bids پیشنهاد
recommendations پیشنهاد
overture پیشنهاد
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
demand side طرف تقاضا
demand function تابع تقاضا
plea تقاضا استدعا
on demand بنا به تقاضا
law of demand قانون تقاضا
requested تقاضا خواسته
demand side ستون تقاضا
demand schedule جدول تقاضا
information on demand اطلاعات با تقاضا
demand pattern الگوی تقاضا
demand shift جابجائی تقاضا
demand shift انتقال تقاضا
requests تقاضا خواسته
demand management مدیریت تقاضا
requesting تقاضا خواسته
demand shift تغییر تقاضا
request تقاضا خواسته
demand surface میزان تقاضا
income elasticity of demand درامدی تقاضا
requisitions چیزمورد تقاضا
requisitions تقاضا کردن
applications فرم تقاضا
measurement of demand تخمین تقاضا
quantity of demand مقدار تقاضا
excess demand فزونی تقاضا
requisitioning تقاضا کردن
adjure تقاضا کردن
requisitioning چیزمورد تقاضا
offer and demand عرضه و تقاضا
requisition تقاضا کردن
requisitioned چیزمورد تقاضا
within three days of demand در طی سه روز پس از تقاضا
demandant تقاضا کننده
applier تقاضا کننده
requisitioned تقاضا کردن
requirement تقاضا احتیاج
demandable قابل تقاضا
change in demand تغییر تقاضا
peak demand بیشترین تقاضا
suing تقاضا کردن
claimed <adj.> <past-p.> تقاضا شده
sues تقاضا کردن
peak demand حداکثر تقاضا
supply and demand عرضه و تقاضا
sue تقاضا کردن
demanded <adj.> <past-p.> تقاضا شده
demand surface سطح تقاضا
sued تقاضا کردن
demands تقاضا کردن
demand تقاضا کردن
pleas تقاضا استدعا
requisition چیزمورد تقاضا
demand elasticity کشش تقاضا
demand factor ضریب تقاضا
demand factors عوامل تقاضا
demand curve منحنی تقاضا
elasticity of demand کشش تقاضا
asked <adj.> <past-p.> تقاضا شده
demanded تقاضا کردن
application فرم تقاضا
counterbid پیشنهاد متقابل
project پیشنهاد کردن
offer پیشنهاد کردن
bid پیشنهاد مزایده
tendering پیشنهاد دادن
bids پیشنهاد کردن
suggestible پیشنهاد کردنی
bid پیشنهاد دادن
tendering form ورقه پیشنهاد
tenderer پیشنهاد دهنده
peace offering پیشنهاد صلح
firm offer پیشنهاد قطعی
bid پیشنهاد خرید
bid پیشنهاد حراج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com