English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (10 milliseconds)
English Persian
cross road تقاطع جاده
road junction تقاطع جاده
Search result with all words
grade crossing تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
grade crossings تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
cross road محل تقاطع دو جاده چهارراه
crossroad محل تقاطع دو جاده
ford crossing تقاطع جاده با مجاری ابگذر
grade separation تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
Other Matches
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
service road جاده کناری جاده سرویس
going وضع جاده زمین جاده
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
street crossing تقاطع
intersects تقاطع
decussation تقاطع
intersect تقاطع
intersection تقاطع
crosses تقاطع
weaving تقاطع
crossest تقاطع
junctions تقاطع
junction تقاطع
intersected تقاطع
line cross تقاطع خط
cross تقاطع
chiasma تقاطع
intersections تقاطع
crossing line خط تقاطع
crosser تقاطع
interlace تقاطع کردن
scissor junction تقاطع مورب
road junction تقاطع راه
grade crossing تقاطع شاهراه
weaving distance طول تقاطع
crossing نقطه تقاطع
grade crossings تقاطع شاهراه
crossing محل تقاطع
intertwined تقاطع کردن
tree traversal تقاطع درختی
intertwine تقاطع کردن
intersects تقاطع کردن
intertwining تقاطع کردن
intersected تقاطع کردن
weaving section منطقه تقاطع
intersect تقاطع کردن
intercepts محل تقاطع
intercepted محل تقاطع
intercepting محل تقاطع
intercept محل تقاطع
intertwines تقاطع کردن
point of intersection نقطه تقاطع
meet مقتضی تقاطع
focussed نقطه تقاطع
focuses نقطه تقاطع
angle of erossing زاویه تقاطع
angle of cutting زاویه تقاطع
focussing نقطه تقاطع
intersection point نقطه تقاطع
meets مقتضی تقاطع
crossing plane سطح تقاطع
focusses نقطه تقاطع
intersection تقاطع همبر
focus نقطه تقاطع
focused نقطه تقاطع
intersections تقاطع همبر
beam grillage تقاطع تیرها
crisscross تقاطع کردن
intersectional وابسته بمحل تقاطع
Go to the second crossroad. به دومین تقاطع بروید.
intercept point محل تقاطع [ریاضی]
Go to the first crossroad. به اولین تقاطع بروید.
crossing tower برج تقاطع در کلیسا
multiway junction تقاطع چند راه
interlacement درهم بافتگی تقاطع
grade crossings تقاطع راه اهن
grade crossing تقاطع راه اهن
cross over point نقطه تقاطع مسیر رژه
intercross تقاطع کردن جفت گیری
meet مواجه شدن تقاطع کردن
traffic cut تقاطع دو جریان عبور و مرور
meets مواجه شدن تقاطع کردن
level crossing محل تقاطع دو خط راه اهن
level crossings محل تقاطع دو خط راه اهن
bypassing از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
cross roads تقاطع با زاویه قایم چهارراه راست
bypasses از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypass از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
flyover junction تقاطع دو راه ناهمکف چهارراه دو تراز
bypassed از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
skylines خط افق که محل تقاطع زمین واسمان است
skyline خط افق که محل تقاطع زمین واسمان است
decussate تقاطع یکی در میان یا بشکل > ضرب در< بودن
long base method روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
absolute address مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
parameter نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
parameters نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
nicks ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
collision course interception تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
nicked ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nick ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
graticule ticks نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
tracks جاده
invious بی جاده
road bed کف جاده
road block سد جاده
road blocks سد جاده
pathways جاده
route جاده
hard core پی جاده
roadless بی جاده
roadability جاده رو
track جاده
pathway جاده
way جاده
tracked جاده
roadable جاده رو
roadbed کف جاده
causeways جاده
turnpikes جاده
turnpike جاده
rut رد جاده
roadways جاده
blocking سد جاده
roads جاده
path جاده
road جاده
paths جاده
causeway جاده
roadway جاده
pads جاده
lines جاده
line جاده
pad جاده
ruts رد جاده
routes جاده
triple point نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
radio position finding روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
high road جاده عمده
lateral route جاده عرضی
jacob's ladder جاده شیری
road builder جاده ساز
cross trail جاده عرضی
diverticulum جاده فرعی
double flow route جاده دو خطه
drive way جاده خیابان
wayless بدون جاده
traffic on public roads ترافیک [جاده]
frontage road جاده کناری
cross country خارج از جاده
street traffic ترافیک [جاده]
double flow route جاده دوطرفه
hard core زیرسازی جاده
molecular attracticm جاده ذرات
single flow جاده یک مسیره
trackless بی جاده بی ریل
uneven road جاده ناهموار
roadhog خوک جاده
roadhogs خوک جاده
commercial vehicle وسیلهحملکالاومسافردر جاده
To make roads . جاده کشیدن
to beat a path کوبیدن یک جاده
roadwheel چرخ جاده
route reconnaissance شناسایی جاده
single carriageway road راه با یک جاده
steam roller جاده صاف کن
secondary road جاده درجه دو
the impediment of a road موانع جاده
the impediment of a road پا گیرهای جاده
screed شمشه جاده
the road was impaired جاده خراب شد
third class road جاده درجه سه
road roller جاده صاف کن
road net شبکه جاده ها
road ditch خندق جاده
pathless بدون جاده
pack road جاده مال رو
overhead roadway جاده هوایی
operational route جاده رزمی
operational route جاده عملیاتی
open route جاده باز
causeway جاده سنگفرش
post road جاده پستی
profile of the road نیمرخ جاده
road clearance تخلیه جاده
berm لبه جاده
road capacity فرفیت جاده
raod bed بستر جاده
provincial road جاده محلی
track خط اهن جاده
main roads جاده اصلی
access road جاده دسترسی
asphalt paving جاده سازی
main road جاده اصلی
alignment مسیر جاده
axial road جاده طولی
bridle path جاده اسب رو
tracked خط اهن جاده
backway جاده فرعی
backway جاده پرت
wayside کنار جاده
paths جاده مال رو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com