Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English
Persian
grade crossing
تقاطع شاهراه
grade crossings
تقاطع شاهراه
Search result with all words
grade separation
تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
Other Matches
grade crossing
تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
grade crossings
تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
turnpikes
شاهراه
turnpike
شاهراه
superhighways
شاهراه
superhighway
شاهراه
roadways
شاهراه
highroad
شاهراه
highroads
شاهراه
mainline
شاهراه
mainlined
شاهراه
mainlines
شاهراه
mainlining
شاهراه
the road
شاهراه
national highway
شاهراه
lifeline
شاهراه
motorway
شاهراه
motorways
شاهراه
Highway Code
کد شاهراه
freeway
شاهراه
freeways
شاهراه
autobahn
شاهراه
lifelines
شاهراه
high road
شاهراه
state road
شاهراه
highways
شاهراه
highway
شاهراه
roadway
شاهراه
single lane
شاهراه یک طرفه
peripheral road
[British E]
شاهراه پیرامونی
superhighways
ابر شاهراه
superhighway
ابر شاهراه
peripheral highway
[American E]
شاهراه پیرامونی
dual carriage way
شاهراه دو طرفه
single lane
شاهراه یک خطه
verges
حریم شاهراه یا راه
verge
حریم شاهراه یا راه
thoroughfare
شارع عام شاهراه
thoroughfares
شارع عام شاهراه
expressways
شاهراه مخصوص وسایط سریع السیر
expressway
شاهراه مخصوص وسایط سریع السیر
junctions
تقاطع
weaving
تقاطع
intersections
تقاطع
junction
تقاطع
intersected
تقاطع
street crossing
تقاطع
intersect
تقاطع
cross
تقاطع
line cross
تقاطع خط
crosser
تقاطع
intersects
تقاطع
crosses
تقاطع
crossest
تقاطع
intersection
تقاطع
decussation
تقاطع
crossing line
خط تقاطع
chiasma
تقاطع
focused
نقطه تقاطع
intersect
تقاطع کردن
intersected
تقاطع کردن
intersects
تقاطع کردن
intertwine
تقاطع کردن
intertwined
تقاطع کردن
intertwines
تقاطع کردن
road junction
تقاطع جاده
road junction
تقاطع راه
point of intersection
نقطه تقاطع
intertwining
تقاطع کردن
intersection point
نقطه تقاطع
tree traversal
تقاطع درختی
weaving distance
طول تقاطع
focuses
نقطه تقاطع
focussed
نقطه تقاطع
focusses
نقطه تقاطع
focussing
نقطه تقاطع
meet
مقتضی تقاطع
meets
مقتضی تقاطع
intersection
تقاطع همبر
scissor junction
تقاطع مورب
intersections
تقاطع همبر
focus
نقطه تقاطع
weaving section
منطقه تقاطع
interlace
تقاطع کردن
intercepts
محل تقاطع
crisscross
تقاطع کردن
intercepted
محل تقاطع
intercepting
محل تقاطع
angle of erossing
زاویه تقاطع
crossing
محل تقاطع
angle of cutting
زاویه تقاطع
intercept
محل تقاطع
crossing
نقطه تقاطع
crossing plane
سطح تقاطع
beam grillage
تقاطع تیرها
cross road
تقاطع جاده
intercept point
محل تقاطع
[ریاضی]
crossroad
محل تقاطع دو جاده
Go to the first crossroad.
به اولین تقاطع بروید.
Go to the second crossroad.
به دومین تقاطع بروید.
crossing tower
برج تقاطع در کلیسا
multiway junction
تقاطع چند راه
grade crossing
تقاطع راه اهن
grade crossings
تقاطع راه اهن
interlacement
درهم بافتگی تقاطع
intersectional
وابسته بمحل تقاطع
cross road
محل تقاطع دو جاده چهارراه
meets
مواجه شدن تقاطع کردن
level crossing
محل تقاطع دو خط راه اهن
cross over point
نقطه تقاطع مسیر رژه
level crossings
محل تقاطع دو خط راه اهن
meet
مواجه شدن تقاطع کردن
ford crossing
تقاطع جاده با مجاری ابگذر
intercross
تقاطع کردن جفت گیری
traffic cut
تقاطع دو جریان عبور و مرور
bypass
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
cross roads
تقاطع با زاویه قایم چهارراه راست
bypassing
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
flyover junction
تقاطع دو راه ناهمکف چهارراه دو تراز
bypassed
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypasses
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
skylines
خط افق که محل تقاطع زمین واسمان است
skyline
خط افق که محل تقاطع زمین واسمان است
decussate
تقاطع یکی در میان یا بشکل > ضرب در< بودن
long base method
روش تقاطع نقشه برداری بااستفاده از یک باز طولانی
parameters
نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
parameter
نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
absolute address
مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
nicks
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
collision course interception
تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
nick
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking
ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
graticule ticks
نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
radio position finding
روش تعیین محل ایستگاه فرستنده به روش تقاطع
cross hairs
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
heddle rod
چوب کوجی
[به آن نیره و ورد نیز گفته می شود، در بالای دار در محل تقاطع چله های زیر و رو، بین تارها جهت تفکیک و تنظیم آنها قرار گرفته.]
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crosser
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
cross
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crossest
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosses
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
fly through
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com