English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
grade separation تقاطع شاهراه یا راه اهن که در ان دو جاده دارای اختلاف سطح از یکدیگر هستند
Other Matches
grade crossings تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
grade crossing تقاطع پیاده روها تقاطع راه اهن و جاده
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
grade crossing تقاطع شاهراه
grade crossings تقاطع شاهراه
road junction تقاطع جاده
cross road تقاطع جاده
they are well matched حریف یکدیگر هستند
crossroad محل تقاطع دو جاده
ford crossing تقاطع جاده با مجاری ابگذر
cross road محل تقاطع دو جاده چهارراه
The twins look just like each other. دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند.
microwave hop یک کانال رادیویی ریزموج میان انتن بشقابی که متوجه یکدیگر هستند
The roads are obstructed. جاده ها مسدود هستند.
yoke جفت یا گروهی ازهدهای خواندن- نوشتن که به یکدیگر متصل هستند و برروی دو یا چند شیار نوار یادیسک مغناطیسی حرکت می کنند
lool لول [تارهای نامتقارن] [این حالت بخاطر قرار گرفتن پود بین تارها بوجود آمده و در حقیقت نشان دهنده اختلاف سطح تارها با یکدیگر است.]
the ins انان که سر کا یا دارای متامی هستند
outs and ins انانی که سر کار دارای مقامی هستند
I musn't eat food containing ... من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
tarmacadam جاده اسفالته دارای سنگفرش
Tarmac جاده اسفالته دارای سنگفرش
rotaglider گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
agonic line خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
steamroller جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollering جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollers جاده صاف کن دارای نیروی بخار
haplont موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
concentration cell corrosion نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
azimuth deviation اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
going وضع جاده زمین جاده
service road جاده کناری جاده سرویس
Nomatic rugs قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
free air anomaly اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
freeways شاهراه
roadway شاهراه
highways شاهراه
freeway شاهراه
mainlined شاهراه
autobahn شاهراه
the road شاهراه
high road شاهراه
mainlining شاهراه
lifeline شاهراه
mainlines شاهراه
superhighways شاهراه
highroads شاهراه
turnpike شاهراه
highroad شاهراه
state road شاهراه
national highway شاهراه
turnpikes شاهراه
mainline شاهراه
lifelines شاهراه
motorway شاهراه
motorways شاهراه
superhighway شاهراه
Highway Code کد شاهراه
roadways شاهراه
highway شاهراه
superhighway ابر شاهراه
superhighways ابر شاهراه
single lane شاهراه یک خطه
single lane شاهراه یک طرفه
dual carriage way شاهراه دو طرفه
peripheral road [British E] شاهراه پیرامونی
peripheral highway [American E] شاهراه پیرامونی
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
verges حریم شاهراه یا راه
verge حریم شاهراه یا راه
thoroughfare شارع عام شاهراه
thoroughfares شارع عام شاهراه
difference in northing اختلاف عرض جغرافیایی اختلاف عرض
expressways شاهراه مخصوص وسایط سریع السیر
expressway شاهراه مخصوص وسایط سریع السیر
junctions تقاطع
decussation تقاطع
intersected تقاطع
intersects تقاطع
weaving تقاطع
intersections تقاطع
intersect تقاطع
line cross تقاطع خط
chiasma تقاطع
crosses تقاطع
crossest تقاطع
intersection تقاطع
crosser تقاطع
cross تقاطع
crossing line خط تقاطع
junction تقاطع
street crossing تقاطع
interwork بر یکدیگر
of each other <adv.> از یکدیگر
each other یکدیگر
from one another <adv.> از یکدیگر
of one another <adv.> از یکدیگر
one a یکدیگر
from each other <adv.> از یکدیگر
one another یکدیگر
intertwine تقاطع کردن
intertwining تقاطع کردن
intertwined تقاطع کردن
intertwines تقاطع کردن
intersected تقاطع کردن
intersect تقاطع کردن
crisscross تقاطع کردن
intersection point نقطه تقاطع
interlace تقاطع کردن
intersects تقاطع کردن
crossing plane سطح تقاطع
angle of erossing زاویه تقاطع
angle of cutting زاویه تقاطع
focussing نقطه تقاطع
intersections تقاطع همبر
intercept محل تقاطع
weaving section منطقه تقاطع
weaving distance طول تقاطع
meet مقتضی تقاطع
meets مقتضی تقاطع
intercepted محل تقاطع
intercepting محل تقاطع
tree traversal تقاطع درختی
scissor junction تقاطع مورب
intersection تقاطع همبر
crossing محل تقاطع
crossing نقطه تقاطع
road junction تقاطع راه
point of intersection نقطه تقاطع
focus نقطه تقاطع
intercepts محل تقاطع
focused نقطه تقاطع
focuses نقطه تقاطع
focusses نقطه تقاطع
focussed نقطه تقاطع
beam grillage تقاطع تیرها
combine ترکیب با یکدیگر
combines ترکیب با یکدیگر
interconnecting اتصال به یکدیگر
combining ترکیب با یکدیگر
interconnect اتصال به یکدیگر
concrescence رشد با یکدیگر
peer to each other قرین یکدیگر
peer to each other برابر با یکدیگر
intersecting از یکدیگر گذرنده
arm in arm در دست یکدیگر
cheek by jowl پهلوی یکدیگر
couples ترکیب با یکدیگر
to look at each other به یکدیگر نگریستن
simultaneous with each other مقارن یکدیگر
interconnected اتصال به یکدیگر
coupled ترکیب با یکدیگر
internecine کشتار یکدیگر
couple ترکیب با یکدیگر
interconnects اتصال به یکدیگر
crossing tower برج تقاطع در کلیسا
intercept point محل تقاطع [ریاضی]
grade crossing تقاطع راه اهن
Go to the first crossroad. به اولین تقاطع بروید.
grade crossings تقاطع راه اهن
interlacement درهم بافتگی تقاطع
intersectional وابسته بمحل تقاطع
multiway junction تقاطع چند راه
Go to the second crossroad. به دومین تقاطع بروید.
telepathy ارتباط افکار با یکدیگر
interconnects با یکدیگر اتصال دادن
of a piece with each other ازسر هم همجنس یکدیگر
abut به یکدیگر ضربه زدن
complementary تکمیل کننده یکدیگر
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
intersplere در حوزه یکدیگر امدن
incompossible منافی یکدیگر ناسازگار
abuts به یکدیگر ضربه زدن
grappling گرفتن لباس یکدیگر
abutted به یکدیگر ضربه زدن
interconnecting با یکدیگر اتصال دادن
correlative with each other لازم و ملزوم یکدیگر
one-to-one عینامساوی و مرتبط با یکدیگر
interconnected با یکدیگر اتصال دادن
one to one عینامساوی و مرتبط با یکدیگر
interconnect با یکدیگر اتصال دادن
hand in hand دست دردست یکدیگر
in tune <idiom> با یکدیگر موافق بودن
level crossings محل تقاطع دو خط راه اهن
meet مواجه شدن تقاطع کردن
meets مواجه شدن تقاطع کردن
intercross تقاطع کردن جفت گیری
level crossing محل تقاطع دو خط راه اهن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com