Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
underpart
تقسیمات جز بخش فرعی
Other Matches
division
تقسیمات
divisions
تقسیمات
moom towng boun
تقسیمات بدن
azimuth resolution
تقسیمات سمتی
grand division
تقسیمات بزرگ طبله
administrations
تقسیمات جزء وزارتخانه ها درشهرها
repartition
توزیع مجدد وابسته به تقسیمات
administration
تقسیمات جزء وزارتخانه ها درشهرها
subregion
یکی از تقسیمات اولیه ناحیه بخش
subspecies
قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
compartment marking
تقسیمات علامت گذاری شده داخل هواپیمای باری یاترابری
phratry
درتاریخ یونان واحد قومیت یکی از تقسیمات سه گانه قبیله
by pass
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass
گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
departmentalism
اعنقاد به روش تمرکز دراداره کشور و تفویض اختیارات وسیع به مسئولین اداره امور تقسیمات کوچک مملکتی
garden design
طرح باغی
[با تقسیمات مستطیلی بصورت باغچه ها و چهارباغ و حوض و آبروها. این طرح از قرن بازدم میلادی مشاهده شد و جلوه ای از حیاط خانه ها و کاخ ها را نشان می دهد.]
stbtitle
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
branch line
خط فرعی
tributaries
فرعی
tributary
فرعی
accessorial
فرعی
inferiors
فرعی
spillover effect
اثر فرعی
adjunct
فرعی
sub dam
سد فرعی
secondary
فرعی
branch lines
خط فرعی
subsidiaries
فرعی
extrinsic
فرعی
half deck
پل فرعی
adjuncts
فرعی
minor
فرعی
petty
فرعی
lateral
فرعی
derivative
فرعی
second class
فرعی
incidents
فرعی
incident
فرعی
subsidiary
فرعی
derivatives
فرعی
inferior
فرعی
byeffect
اثر فرعی
subaltern
فرعی
subalterns
فرعی
secondary effect
اثر فرعی
fall-out
[side effect]
اثر فرعی
accessory
فرعی
min
فرعی
by-effect
اثر فرعی
succursal
فرعی
ancillary
فرعی
by
فرعی
adverse reaction
اثر فرعی
daughter chain
زنجیر فرعی
by product
فراورده فرعی
derived units
احاد فرعی
dixings
ارایشهای فرعی
diverticulum
جاده فرعی
derived unit
واحد فرعی
secondary unit
واحد فرعی
derived units
واحدهای فرعی
extension
شماره فرعی
extension telephone
تلفن فرعی
intercardinal points
جهات فرعی
lay-shaft
میله فرعی
intercardinal headings
جهات فرعی
incidentals
اقلام فرعی
incidental effect
اثر فرعی
dog leg
شاخه فرعی
floor jack
اهرم فرعی
lay shaft
میله فرعی
cotype
نوعی فرعی
coproduct
محصول فرعی
by pass
گذرگاه فرعی
by pass
لوله فرعی
by lane
کوچه فرعی
bye election
انتخابات فرعی
by election
انتخابات فرعی
bracteole
برگچه فرعی
borrowed light
نورگیر فرعی
blessed folder
مخزن فرعی
bayou
نهرکوچک یا فرعی
bypath
جاده فرعی
backway
جاده فرعی
by path
جاده فرعی
consequent pole
قطب فرعی
colonnette
ستون فرعی
byroad
جاده فرعی
byname
اسم فرعی
by work
کار فرعی
by way
راه فرعی
sub contractor
پیمانکار فرعی
by product material
فراورده فرعی
by product
نتیجه فرعی
by product
محصول فرعی
spur track
جاده فرعی
avocation
کار فرعی
sub station
پست فرعی
sub sector
بخش فرعی
sub network
شبکه فرعی
substrate
شکل فرعی
sugroup
دسته فرعی
stop street
خیابان فرعی
tine
شاخ فرعی
slave station
ایستگاه فرعی
sideway
فرعی از پهلو
token money
پول فرعی
underplot
داستان فرعی
byway
راه فرعی
byways
راه فرعی
subagency
نمایندگی فرعی
subclass
طبقه فرعی
subclass
شعبه فرعی
suborder
راسته فرعی
submenu
منوی فرعی
substation
ایستگاه فرعی
subspace
فضای فرعی
subinterval
فاصله فرعی
subharmonic
هماهنگ فرعی
subgenus
تیره فرعی
subgenus
جنس فرعی
subsidiary company
شرکت فرعی
subfamily
تیره فرعی
subfamily
خانواده فرعی
subdirectory
فهرست فرعی
sidepiece
چیز فرعی
side show
موضوع فرعی
side show
نمایش فرعی
radicle
فرعی نازک
quadrantal points
جهات فرعی
pseudocarp
میوه فرعی
probative
حقایق فرعی
municipal road
راه فرعی
minor league
لیگ فرعی
minor elements
عناصر فرعی
minor constituent
عنصر فرعی
minor arts
هنرهای فرعی
annexe
ساختمان فرعی
secondary port
بندر فرعی
jamb-shaft
ستون فرعی
retort tar
قطران فرعی
rootlet
ریشه فرعی
subsidiary occupations
مشاغل فرعی
side line occupations
مشاغل فرعی
side effects
اثرات فرعی
side dish
غذاهای فرعی
secondary stress
خستگی فرعی
secondary stairs
پلکان فرعی
subordinate clause
جملهوارهی فرعی
subordinate clauses
جملهوارهی فرعی
walk-on
بازیگر فرعی
DIVERSION
راه فرعی
secondary markets
بازارهای فرعی
second fiddle
شخص فرعی
link road
راه فرعی
auxiliary switch
کلید فرعی
subcultures
فرهنگ فرعی
by-product
محصول فرعی
accessory
دعوای فرعی
adjunct
صفت فرعی
subsections
قسمت فرعی
subsection
قسمت فرعی
corollary
نتیجه فرعی
subculture
کشت فرعی
subcommittees
کمیته فرعی
subcommittee
کمیسیون فرعی
subcommittee
کمیته فرعی
subculture
فرهنگ فرعی
corollaries
نتیجه فرعی
subdivision
بخش فرعی
subcontracted
قرارداد فرعی
subsidiaries
متمم فرعی
bypassed
مسیر فرعی
bypass
مسیر فرعی
subsidiary
متمم فرعی
subcontracting
قرارداد فرعی
side-effects
اثر فرعی
side effect
اثر فرعی
side-effect
اثر فرعی
accessory
لوازم فرعی
bypasses
مسیر فرعی
subcontract
قرارداد فرعی
subdivisions
بخش فرعی
subcultures
کشت فرعی
annex
شعبه فرعی
extension
تلفن فرعی
annexes
شعبه فرعی
bypassing
مسیر فرعی
extensions
تلفن فرعی
extraneous
تصادفی فرعی
annexing
شعبه فرعی
subcontracts
قرارداد فرعی
by-products
محصول فرعی
episode
داستان فرعی
affluent
رود فرعی
subordinate
فرعی پایین تر
subordinated
فرعی پایین تر
sideshows
نمایش فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com