English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
market segmentation تقسیم بازار
sharing the market تقسیم بازار
Search result with all words
collusion برای تعیین قیمت مشترک و یا تقسیم بازار کالامیان خود
Other Matches
walras law براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
dumping فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
fairer بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs بازار مکاره هفته بازار عادلانه
divisor عملوندی که برای تقسیم مقسوم علیه در عمل تقسیم به کار می روند
fissiparous تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
vernier درجه یا تقسیم بندی فرعی تقسیم بدرجات جزء
market failure شکست بازار نارسائی بازار
base band 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
baseband 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
trellis coding روش تقسیم سیگنال که از تقسیم فرکانس و فاز استفاده میکند تا خروجی بیشتر و نرخ خطای کمتر برای سرعت ارسال داده بر حسب بیت در ثانیه ایجاد کند
subdivide بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivides بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
market value در بازار قیمت بازار
sectors کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market economy اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
marketed بازار
the mareet was weak بازار
trone بازار
bazaar بازار
bazaars بازار
market بازار
market places بازار
market place بازار
shopping center بازار
markets بازار
mart بازار
agora بازار
cloth-hall بازار
home market بازار داخلی
market risk خطر بازار
historical cost قیمت بازار
market system نظام بازار
imperfect market بازار ناقص
labor market بازار کار
market segmentation تجزیه بازار
loan market بازار وام
market share سهم بازار
perfect market بازار کامل
market appraisal سنجش بازار
sale بازار فروش
market survey بررسی بازار
gold market بازار طلا
market price قیمت بازار
Common Market بازار مشترک
market penetration نفوذ به بازار
market review بررسی بازار
sales area بازار فروش
market overt بازار اشکار
market oriented در جهت بازار
outlet بازار فروش
outlets بازار فروش
marketing بازار یابی
market demand تقاضای بازار
market equilibrium تعادل بازار
market failure ناتوانی بازار
market economies اقتصاد بازار
supermarket ابر بازار
market mechanism مکانیسم بازار
market economy اقتصاد بازار
marketplace بازار گاه
market research بررسی بازار
market prices قیمتهای بازار
market freedom ازادی بازار
market leader پیشرو بازار
market functions وفائف بازار
market leader پیشقدم در بازار
supermarkets ابر بازار
market opportunity فرصت بازار
market structure ساخت بازار
market structure بنیان بازار
market trends روندهای بازار
market forces نیروهای بازار
oil market بازار نفت
narrow market بازار محدود
money markets بازار پول
money market بازار پول
market trust بازار انحصاری
market value قیمت بازار
market imperfection نقص بازار
emporiums بازار بزرگ
dead market بازار کساد
carpet market بازار فرش
credit market بازار اعتباری
county fair بازار روز
county fair بازار مکاره
aggregate market demand تقاضای کل بازار
aggregate market supply عرضه کل بازار
dead market بازار کم فروش
bourse بازار سهام
black market بازار سیاه
black markets بازار سیاه
commodity market بازار کالا
capital market بازار سرمایه
bearish market بازار رو به افول
brand leader پیشرو در بازار
financial market بازار مالی
mart بازار مالی
gluts پر کردن بازار
glut پر کردن بازار
bullion market بازار شمش
buyers market بازار خرید
buyer's market بازار خرید
bullish market بازار رو به رونق
bullish market بازار احتکاری
open market بازار ازاد
seller's market بازار فروشنده
download بازار کارافتاده
the market is dull بازار کساداست
free markets بازار ازاد
tenor بازار سلف
tenors بازار سلف
exchange market بازار اسعار
spot market بازار نقدی
fair market هفته بازار
fair market بازار مکاره
falling market بازار رو به زوال
open market بازار باز
free market بازار ازاد
foreign exchange market بازار ارز
foreign market بازار خارج
slumps کسادی بازار
slumping کسادی بازار
slumped کسادی بازار
emporia بازار بزرگ
widening of market گسترش بازار
domestic market بازار داخلی
emporium بازار بزرگ
EEC بازار مشترک
wage market بازار دستمزد
competitions بازار ازاد
slump کسادی بازار
competition بازار ازاد
home market بازار داخل کشور
black market operations عملیات بازار سیاه
free market economy اقتصاد بازار ازاد
market grades and grading طبقه بندی بازار
market forces عوامل موثردر بازار
bull the market بازار را گرم کردن
break into the market در بازار رسوخ کردن
commodity market بازار مواد اولیه
initial campaign معرفی کالا به بازار
dual labor market بازار کار دوگانه
free market system نظام بازار ازاد
market imperfection ناقص بودن بازار
cornering the market قبضه نمودن بازار
cooling period زمان بازار خراب کن
commodity market بازار کالای مصرفی
market information اطلاعات و دادههای بازار
market directed economy اقتصاد مبتنی بر بازار
market leader دارای رهبریت بازار
exchange intervention دخالت در بازار ارز
market clearing price قیمت تعادل در بازار
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
baltic exchange بازار بورس بالتیک
exchange market بازار داد و ستد
market mechanism طرز کار بازار
product launch جا انداختن محصول در بازار
markets به بازار عرضه کردن
markets در بازار دادوستد کردن
market بازار فروش [اقتصاد]
marketed در بازار دادوستد کردن
market به بازار عرضه کردن
market در بازار دادوستد کردن
To depress the market . بازار را کساد کردن
launched جا انداختن کالا در بازار
open market operations عملیات بازار ازاد
open market price قیمت بازار ازاد
open market rate نرخ بازار ازاد
launches جا انداختن کالا در بازار
launching جا انداختن کالا در بازار
open purchase خرید از بازار ازاد
organized market بازار سازمان یافته
launch جا انداختن کالا در بازار
to put on the market به بازار عرضه کردن
marketability قابلیت عرضه در بازار
organizing بازار سازمان یافته
soft market بازار با تقاضای خوب
spot market بازار معاملات نقدی
the market is dull بازار راکد است
market rate of interest نرخ بهره بازار
marketed به بازار عرضه کردن
security market بازار اوراق بهادار
to place on the market به بازار عرضه کردن
securities market بازار اوراق بهادار
organizes بازار سازمان یافته
organises بازار سازمان یافته
organize بازار سازمان یافته
organising بازار سازمان یافته
roll out معرفی یک کالای تجارتی به بازار
futures market بازار خرید و فروش سلف
go to the school of hard knocks <idiom> در کوچه و بازار یاد گرفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com