English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
laissez aller تلفظ به فرانسه
Other Matches
he does not know french او زبان فرانسه نمیداند فرانسه بلد نیست
locarno treaty بلژیک و فرانسه به سال 5291 که ضمن ان بلژیک فرانسه و المان حفظ مرزهای موجود را تضمین کردند و المان حالت غیرنظامی "راینلند" را تعهد نمود
French فرانسه زبان فرانسه
ems dispatch تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
spoonerism اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
french master فرانسه
gallice بزبان فرانسه
wrenches اچار فرانسه
francophile هواخواه فرانسه
french revolution انقلاب فرانسه
frenchless فرانسه ندان
chGteau خانهایروستاییبزرگدر فرانسه
French Polynesia پولینزی فرانسه
gallophile فرانسه دوست
French Guiana گویان فرانسه
French Guiana گیانای فرانسه
wrenched اچار فرانسه
wrench اچار فرانسه
adjustable nut wrench آچار فرانسه
adjustable wrench آچار فرانسه
francophil هواخواه فرانسه
flat nose plier اچار فرانسه
francophile فرانسه دوست
francophil فرانسه دوست
Charterhouse دیر کارتوزی [در فرانسه]
Channel Tunnel تونلراهآهنزیر کانالانگلستانبینانگلیسو فرانسه
to talk french فرانسه حرف زدن
He is ahead of me in french. درزبان فرانسه از من جلواست
figure of eight knot گره هشت فرانسه
to set off for France رهسپار شدن به فرانسه
Common Market فرانسه لوکزامبورگ و هلند
upsilon است وصدای u را در فرانسه میدهد
it borders on france در سر حد مرز فرانسه واقع است
marseillaise مارسیز سرود ملی فرانسه
Alsatians اهل ایالت آلزاس در فرانسه
My French is not up to much. فرانسه ام چندان تعریفی ندارد
fabliau وابسته باشعار قدیم فرانسه
Alsatian اهل ایالت آلزاس در فرانسه
dauphiness عروس پادشاه فرانسه ازپسرارشدش
keep up your french زبان فرانسه راهمانقدرکه میدانیدنگاه دارید
e c s c (european coal & steel commissio فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
constable of france فرمانده کل قوادرغیاب پادشاهان پیشین فرانسه
dauphin عنوان پسر ارشد پادشاه فرانسه
liberty pole چوب پرچم انقلابیون فرانسه وامریکا
sou مسکوک فرانسه یا سویس مساوی 50/0 فرانک
denier نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
quality تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
To speake broken French. فرانسه دست وپ؟ شکسته صحبت کردن
qualities تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
sturm und drang نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
trouvere شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
law french اصطلاحات امیخته با فرانسه که در زبان حقوقی بکارمیرود
He is giving her French lessons in exchange for English lessons به اودرس فرانسه می دهد ودرعوض انگیسی می گیرد
champagne نام مشروبی که درشامپانی فرانسه تهیه میشود
mistral باد خشک سرد شمالی درجنوب فرانسه
Monaco ناحیه " موناکو" واقع در جنوب شرقی فرانسه
the peninsular war جنگ انگلیس و فرانسه در شبه جزیره ایبری
Fontainebleau [سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
riviera ناحیه ساحلی فرانسه و ایتالیادر اطراف مدیترانه
pyrenran وابسته به کوهای PYRENEES درمیان فرانسه و اسپانی
cacoepy تلفظ بد
pronouncing تلفظ
accent تلفظ
accenting تلفظ
accents تلفظ
accented تلفظ
pronunciation تلفظ
pronunciations تلفظ
The [main] protagonists in the colonial struggle were Great Britain and France. بریتانیا و فرانسه سردمداران [اصلی] در مبارزه مستعمراتی بودند.
pom یکجور باده سرخ رنگ که اصل ان فرانسه است
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
the big four درکنفرانس صلح پاریس 9191به کشورهای فرانسه انگلستان
poms یکجور باده سرخ رنگ که اصل ان فرانسه است
femme-fleur [طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
percheron یکجور اسب نیرومندو تندروکه درنواحی فرانسه پرورده میشود
enounce تلفظ کردن
orthoepist درست تلفظ کن
vocalization تلفظ صوتی
mispronounciation تلفظ نادرست
pronounceable قابل تلفظ
lam dacism تلفظ حرف
velarization تلفظ کامی
mispronunciation تلفظ نادرست
mispronunciations تلفظ نادرست
mispronunciation تلفظ غلط
enunciating تلفظ کردن
enunciates تلفظ کردن
enunciated تلفظ کردن
pronouncing تلفظ دار
pronounce تلفظ کردن
mispronunciations تلفظ غلط
pronounces تلفظ کردن
tune لحن تلفظ
tunes لحن تلفظ
enunciate تلفظ کردن
She speaks French as if it were her mother tongue . She speaks Frinch like a native . فرانسه را آنقدر قشنگ صحبت می کند گویی زبان مادریش است
sigmatismus lateralis تلفظ کناری حرف " س "
sigmatism تلفظ نادرست حرف " س "
sibilate مانندحرف " س " تلفظ کردن
sibilation تلفظ بشکل حرف " س "
anglicises بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicised بطرزانگلیسی تلفظ کردن
burrs غلیظ تلفظ کردن
mispronouncing غلط تلفظ کردن
mispronounces غلط تلفظ کردن
orthoepic وابسته به تلفظ درست
mispronounced غلط تلفظ کردن
orthoepy فن درست تلفظ کردن
mispronounce غلط تلفظ کردن
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
accentuating با تکیه تلفظ کردن
accentuates با تکیه تلفظ کردن
lisp شل وسرزبانی تلفظ کردن
enunciation تلفظ واضح و روشن
diction تلفظ واضح و روشن
lisped شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisping شل وسرزبانی تلفظ کردن
intonation طرز قرائت تلفظ
intonations طرز قرائت تلفظ
aspiration تلفظ حرف H ازحلق
aspirations تلفظ حرف H ازحلق
well spoken دارای تلفظ خوب
well-spoken دارای تلفظ خوب
zee تلفظ امریکایی حرف Z
zed تلفظ انگلیسی حرف Z
tonemic دارای تلفظ مشابه
accentuate با تکیه تلفظ کردن
accentuated با تکیه تلفظ کردن
tolay street on باتکیه تلفظ کردن
anglicising بطرزانگلیسی تلفظ کردن
jaw breaking دشوار برای تلفظ
enouce تلفظ کردن افهارکردن
aspirate بانفس تلفظ کردن
burr غلیظ تلفظ کردن
emphasizes باقوت تلفظ کردن
lisps شل وسرزبانی تلفظ کردن
emphasize باقوت تلفظ کردن
emphasising باقوت تلفظ کردن
emphasises باقوت تلفظ کردن
emphasised باقوت تلفظ کردن
aspirates بانفس تلفظ کردن
emphasizing باقوت تلفظ کردن
emphasized باقوت تلفظ کردن
burred غلیظ تلفظ کردن
cacology تلفظ یا انشاء غلط
anglicize بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized بطرزانگلیسی تلفظ کردن
aspirating بانفس تلفظ کردن
anglicizes بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizing بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphatic باقوت تلفظ شده
burring غلیظ تلفظ کردن
anglicization تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
legion ofholour نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
sigmatismus adentalis تلفظ روی دندانی حرف " س "
velarize حروف را از کام تلفظ کردن
vocalize تلفظ کردن تشکیل دادن
Your pronunciation is good. تلفظ شما خوب است.
articulation تلفظ شمرده طرز گفتار
sigmatismus interdentalis تلفظ میان دندانی حرف " س "
intonate با لحن خاصی تلفظ کردن
lenis دارای تلفظ نرم رقیق
extend مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
orthoepist کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
extending مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
jaw breaker سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
How do you pronounce [say] that [this] word? این واژه چه جور تلفظ می شود؟
phonemics علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
tongue-twisters کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
diphthongize تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
tongue twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
phonrtic drill مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
phonetics مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
extends مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
etacism تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
big five بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
fortis دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
syllabary جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
slides تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
fricative تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
smooth breathing که دردستوریونانی عدم تلفظ حرف اول رامیرساند
slide تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
lection اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
rough breathing که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
labialism حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
velarization تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
aspirating حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirate حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
toneme لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
aspirates حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
transliteration نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
french revolution انقلابی که درسال 9871 در فرانسه اتفاق افتاد و باعث امحاء سیستم فئودالی و انتقال قدرت حاکمه به طبقه بورژوا شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com