Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
sigmatismus interdentalis
تلفظ میان دندانی حرف " س "
Other Matches
sigmatismus adentalis
تلفظ روی دندانی حرف " س "
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
spoonerism
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
denting
دندانی
dented
دندانی
dent
دندانی
dents
دندانی
odontic
دندانی
dental age
سن دندانی
labiodental
لبی- دندانی
odontoblast
سلول دندانی
dentiform
دندانی شکل
alveolus
حفرهء دندانی
interdental
بین دندانی
dentilingual
دندانی وزبانی
odontoid
وابسته به زائده دندانی
medoterranean
واقع در میان چند زمین میان زمینی
lagomorphous
وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
lagomorphic
وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
periodontal
واقع دراطراف دندان یا دندانها ضریع دندانی
odontolite
دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
intervenient
در میان اینده واقع در میان
futtock
میان چوب میان تیر
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
accent
تلفظ
accented
تلفظ
accenting
تلفظ
pronunciations
تلفظ
pronouncing
تلفظ
pronunciation
تلفظ
accents
تلفظ
cacoepy
تلفظ بد
vocalization
تلفظ صوتی
mispronunciations
تلفظ غلط
mispronunciations
تلفظ نادرست
lam dacism
تلفظ حرف
pronouncing
تلفظ دار
pronounces
تلفظ کردن
pronounce
تلفظ کردن
enunciate
تلفظ کردن
enunciated
تلفظ کردن
mispronunciation
تلفظ نادرست
enounce
تلفظ کردن
velarization
تلفظ کامی
enunciates
تلفظ کردن
enunciating
تلفظ کردن
laissez aller
تلفظ به فرانسه
mispronunciation
تلفظ غلط
pronounceable
قابل تلفظ
mispronounciation
تلفظ نادرست
orthoepist
درست تلفظ کن
tunes
لحن تلفظ
tune
لحن تلفظ
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
phonics
تلفظ وهجاهای کلمات
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
cacology
تلفظ یا انشاء غلط
burred
غلیظ تلفظ کردن
well spoken
دارای تلفظ خوب
well-spoken
دارای تلفظ خوب
anglicization
تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
orthoepic
وابسته به تلفظ درست
emphatic
باقوت تلفظ شده
zed
تلفظ انگلیسی حرف Z
orthoepy
فن درست تلفظ کردن
burrs
غلیظ تلفظ کردن
burring
غلیظ تلفظ کردن
enouce
تلفظ کردن افهارکردن
sibilate
مانندحرف " س " تلفظ کردن
burr
غلیظ تلفظ کردن
aspirates
بانفس تلفظ کردن
aspirating
بانفس تلفظ کردن
emphasizes
باقوت تلفظ کردن
emphasized
باقوت تلفظ کردن
emphasize
باقوت تلفظ کردن
tonemic
دارای تلفظ مشابه
tolay street on
باتکیه تلفظ کردن
emphasising
باقوت تلفظ کردن
jaw breaking
دشوار برای تلفظ
emphasises
باقوت تلفظ کردن
emphasised
باقوت تلفظ کردن
aspirate
بانفس تلفظ کردن
anglicizing
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizes
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
sibilation
تلفظ بشکل حرف " س "
emphasizing
باقوت تلفظ کردن
mispronounce
غلط تلفظ کردن
mispronounced
غلط تلفظ کردن
mispronounces
غلط تلفظ کردن
mispronouncing
غلط تلفظ کردن
anglicised
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicises
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicize
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
sigmatism
تلفظ نادرست حرف " س "
lisps
شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisping
شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisped
شل وسرزبانی تلفظ کردن
diction
تلفظ واضح و روشن
enunciation
تلفظ واضح و روشن
lisp
شل وسرزبانی تلفظ کردن
zee
تلفظ امریکایی حرف Z
aspiration
تلفظ حرف H ازحلق
aspirations
تلفظ حرف H ازحلق
sigmatismus lateralis
تلفظ کناری حرف " س "
intonations
طرز قرائت تلفظ
intonation
طرز قرائت تلفظ
intonate
با لحن خاصی تلفظ کردن
vocalize
تلفظ کردن تشکیل دادن
Your pronunciation is good.
تلفظ شما خوب است.
velarize
حروف را از کام تلفظ کردن
articulation
تلفظ شمرده طرز گفتار
lenis
دارای تلفظ نرم رقیق
tongue twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
extending
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
jaw breaker
سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
tongue-twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
extend
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extends
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
How do you pronounce
[say]
that
[this]
word?
این واژه چه جور تلفظ می شود؟
tongue-twisters
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
etacism
تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
phonemics
علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
phonetics
مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
psychophysics
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
smooth breathing
که دردستوریونانی عدم تلفظ حرف اول رامیرساند
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
slides
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
fortis
دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
rough breathing
که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
lection
اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
slide
تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
labiovelar
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
fricative
تلفظ شده با اصطکاک نفس ووقفه تنفس
aspirates
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirate
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
labialism
حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
velarization
تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
toneme
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
transliteration
نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
homonym
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
dieresis
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
diaeresis
دو نقطهای که بر روی بعضی ازحروف میگذارند تا تلفظ ان حرف راازحرف مجاورش جداسازد
palatals
حروف لطعی یا حنکی حروفی که با گذاردن زبان بکام دهان تلفظ میشوند
omphalos
میان
between
میان
cross country
میان بر
midrib
رگ میان
amongst
در میان
middle part
میان
crosscut
میان بر
through
از میان
into
در میان
center
میان
among
میان
shortcut
میان بر
middle
میان
mongst
میان
middles
میان
overthwart
از میان
intershoot
در میان
centre
میان
waists
میان
stagger
یک در میان
per
از میان
staggering
یک در میان
staggers
یک در میان
half back
میان
in the midden of
در میان
in our midst
در میان ما
diameter
میان بر
diameters
میان بر
centred
میان
centered
میان
centers
میان
mesocarp
میان بر
amid
در میان
waist
میان
middling
میان
mean line
خط میان
mean water
میان اب
waistlines
میان
waistline
میان
thru
از میان
interfluves
میان دو رود
an a days
یک روز در میان
blow in
حمله از میان خط
double space
یک سطر در میان
interlay
در میان گذاردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com