English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (5 milliseconds)
English Persian
am تلفیق دامنهای odulation
Other Matches
amplitude modulation تلفیق دامنهای
pam odulation
amplitude modulation تحمیل دامنهای
two tailes test ازمون دو دامنهای
area search جستجوی دامنهای
submontane دامنهای کوهی
frillies دامنهای چین دار
polygonal soil زمین چند دامنهای که شیبهای ان در اثر فرسایش یخ یا برف تولید شده باشد
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
syncretism تلفیق
modulation تلفیق
reconciliation تلفیق
collate تلفیق
patching together تلفیق
collating تلفیق
synthesis تلفیق
syntheses تلفیق
collated تلفیق
collates تلفیق
phase modulation تلفیق فازی
incorporation پیوستگی تلفیق
modulation frequency بسامد تلفیق
frequency modulation تلفیق فرکانس
modulator تلفیق کننده
conflating تلفیق کردن
pulse modulation تلفیق تپشی
reconcilable قابل تلفیق
schematist تلفیق کننده
compilations تلفیق همگردانی
conflate تلفیق کردن
conflated تلفیق کردن
conflates تلفیق کردن
frequency modulation تلفیق بسامدی
collator تلفیق کننده
collate تلفیق کردن
collated تلفیق کردن
fm تلفیق بسامدی
PM تلفیق مرحلهای
PM تلفیق فازی
collating تلفیق کردن
compilation تلفیق همگردانی
collates تلفیق کردن
pulse code modulation تلفیق رمز تپشی
frequecny modulation recording ثبت تلفیق فرکانس
low level modulation تلفیق سطح پایین
modem تلفیق و تفکیک کننده
external modem تلفیق و تفکیک کننده برونی
assimilating تلفیق کردن همانند ساختن
syncretic تلفیق کننده عقاید مختلف
mfm ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
internal modem تلفیق و تفکیک کننده درونی
assimilate تلفیق کردن همانند ساختن
frequency synthesizer ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
assimilated تلفیق کردن همانند ساختن
schematism تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
assimilates تلفیق کردن همانند ساختن
collating sequence توالی ترتیب رشته تلفیق
modified frequency modulation recording ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
conflation ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
hayes compatible modem تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
farraginous تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
Lous quinze [سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
pcm تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
purpurin رنگ ارغوان یا قرمز [که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
collator ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
rs c استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com