Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English
Persian
farraginous
تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
Other Matches
This is contray to all moral principles ( codes ) .
این کار مخالف کلیه اصول وضوابط اخلاقی است
collator
تلفیق کننده
schematist
تلفیق کننده
modulator
تلفیق کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
modem
تلفیق و تفکیک کننده
internal modem
تلفیق و تفکیک کننده درونی
frequency synthesizer
ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
external modem
تلفیق و تفکیک کننده برونی
syncretic
تلفیق کننده عقاید مختلف
hayes compatible modem
تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
qualificatory
واجد شرایط کننده
defier
مخالف کننده
dead duck
<idiom>
در شرایط ناامید کننده قرار داشتن
contending
ستیزه کننده مخالف
to live like animals
[in a place]
در شرایط مسکنی خیلی بد زندگی کردن
[اصطلاح تحقیر کننده ]
bargaining chips
عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
bargaining chip
عامل کمک کننده به عقد قرارداد یا دستیابی به شرایط خوب
nephrogenic
ایجادشده در کلیه منشعب از کلیه
hottest
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hot
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hotter
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
warp patterning
طراحی با تار
[گاه با استفاده از تارهای رنگی و یا تارهای با ظرافت متفاوت از تار جهت بوجود آمدن جلوه های متفاوت در فرش استفاده می شود.]
anti blush tinner
ماده رقیق کننده ایکه به کندی خشک میشود و در شرایط رطوبت زیاد برای جلوگیری از التهاب لعاب روی سطح بکار میرود
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
synoptic situation
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
antisocial
مخالف اصول اجتماعی مخالف اجتماع
rs c
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
collates
تلفیق
collating
تلفیق
patching together
تلفیق
collate
تلفیق
collated
تلفیق
syncretism
تلفیق
reconciliation
تلفیق
modulation
تلفیق
syntheses
تلفیق
synthesis
تلفیق
collates
تلفیق کردن
reconcilable
قابل تلفیق
collating
تلفیق کردن
PM
تلفیق مرحلهای
pulse modulation
تلفیق تپشی
PM
تلفیق فازی
phase modulation
تلفیق فازی
fm
تلفیق بسامدی
modulation frequency
بسامد تلفیق
frequency modulation
تلفیق فرکانس
conflating
تلفیق کردن
conflates
تلفیق کردن
incorporation
پیوستگی تلفیق
compilations
تلفیق همگردانی
collate
تلفیق کردن
collated
تلفیق کردن
frequency modulation
تلفیق بسامدی
conflate
تلفیق کردن
conflated
تلفیق کردن
compilation
تلفیق همگردانی
amplitude modulation
تلفیق دامنهای
away
متفاوت
other than
متفاوت
odd and ends
متفاوت
different
متفاوت
am
تلفیق دامنهای odulation
frequecny modulation recording
ثبت تلفیق فرکانس
low level modulation
تلفیق سطح پایین
pulse code modulation
تلفیق رمز تپشی
differentiated products
کالاهای متفاوت
re-routing
ارسال در یک متفاوت
others
متفاوت دیگری
re route
ارسال در یک متفاوت
re-route
ارسال در یک متفاوت
re-routed
ارسال در یک متفاوت
re-routes
ارسال در یک متفاوت
differebtial settlements
نشستهای متفاوت
other
متفاوت دیگری
unlike signs
علامتهای متفاوت
continuous tone
نقطههای متفاوت
assimilated
تلفیق کردن همانند ساختن
collating sequence
توالی ترتیب رشته تلفیق
modified frequency modulation recording
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
assimilate
تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates
تلفیق کردن همانند ساختن
schematism
تلفیق واجتماع اجرام اسمانی
mfm
ثبت تلفیق بسامد اصلاحی
assimilating
تلفیق کردن همانند ساختن
conflation
ترکیب دوعبارت بایکدیگر تلفیق
a whole new ball game
<idiom>
یک ماجرای کاملا متفاوت
another kettle of fish
<idiom>
کاملا متفاوت از دیگری
changing
متفاوت ساختن چیزی
far cry
<idiom>
چیزی کاملا متفاوت
change
متفاوت ساختن چیزی
changed
متفاوت ساختن چیزی
outsize
اندازه متفاوت با عادی
changes
متفاوت ساختن چیزی
all-
کلیه
all
کلیه
reins
کلیه ها
kidneys
کلیه
kidney
کلیه
as different as chalk and cheese
<idiom>
مثل آسمان و ریسمان
[متفاوت]
aliens
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
as different as chalk and cheese
<idiom>
مثل فیل و فنجان
[متفاوت]
ranged
تغییر کردن یا متفاوت بودن
alien
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
exceptional
متفاوت ونه مثل همیشه
ranges
تغییر کردن یا متفاوت بودن
range
تغییر کردن یا متفاوت بودن
differently
بطریق دیگر بطور متفاوت
nephralgia
قولنج کلیه
entireforce
کلیه قوا
floating kidney
کلیه متحرک
all men
کلیه مردم
entireforce
کلیه نیرو
all hands
کلیه پرسنل
renal gravel
حصات کلیه
reniform
شبیه کلیه
nephroptosis
کلیه متحرک
paranephric
مجاور کلیه
renal gravel
ریک کلیه
reniform
کلیه مانند
renal calculus
ریگ کلیه
renal
وابسته به کلیه ها
all arms
کلیه نیروها
uniquely
آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
combo box
ورودی- خروجی متفاوت را نمایش میدهد
crossfertilize
پیوستن دونوع متفاوت از طریق لقاح
special
آنچه متفاوت یا غیر عادی است
unique
آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
swim against the tide/current
<idiom>
کاری متفاوت از دیگران انجام دادن
to try something completely new
<idiom>
چیزی
[روشی ]
کاملا متفاوت امتحان کردن
weighted bit
هر بیت با مقدار متفاوت بسته به محل آن در کلمه
reins
محل کلیه در بدن
tenantary
کلیه مستاجرین یک ملک
azoth
علاج کلیه دردها
ornis
کلیه مرغان یک سرزمین
paranephros
غده روی کلیه
against all risks
در براب کلیه خطرات
1 and 2 are poles apart.
<idiom>
۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند
[بسیار متفاوت هستند]
.
discriminating tariff
شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
the total population
تمامی نفوس کلیه جمعیت
the t. population
کلیه جمعیت همه مردم
The ship and all its crew were lost .
کشتی با کلیه سر نشینانش گه ( مفقود ) شد
syngraph
سندی که به مهر و امضا کلیه
chronic renal failure
[CRF]
نارسایی مزمن کلیه
[پزشکی]
chronic renal disease
[CRD]
نارسایی مزمن کلیه
[پزشکی]
Chronic kidney disease
[CKD]
نارسایی مزمن کلیه
[پزشکی]
chronic kidney failure
[CKF]
نارسایی مزمن کلیه
[پزشکی]
kidney stone
[Calculus renalis]
سنگ کلیه
[پزشکی]
[بیماری]
renal calculus
[Calculus renalis]
سنگ کلیه
[پزشکی]
[بیماری]
all available
کلیه توپخانه حاضر به تیر
disclaim all liability
کلیه بدهیها را انکار کردن
nephrolith
سنگ کلیه
[پزشکی]
[بیماری]
demesne
کلیه زمین مایملک یک شخص
Lous quinze
[سبک فرانسوی تلفیق معماری روکوکو و نئوکلاسیک در زمان لوئی پانزدهم]
pcm
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
These pants do not look any different than the others.
به نظر نمی آید که این شلوار از دیگران متفاوت باشد.
exception
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exceptions
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
adrenocortical
وابسته به قشر غدهء فوق کلیه
adrenal
مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
tenantry
اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
To sweep the board .
کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
nephrosis
بیماری کلیه که بیشترلولههای کلیوی را مبتلامیکند
avifauna
کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
fauna
کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
flora
کلیه گیاهان یک سرزمین گیاه نامه
purpurin
رنگ ارغوان یا قرمز
[که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
dichogamous
دارای عناصر نروماده ایکه درمواقع متفاوت اماده باروری می شوند
dichogamic
دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
Cicim
جاجیم و یا کلیه بافت های ساده کفپوش
showdown
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
cortin
ماده فعاله قشر غده فوق کلیه
corporative state
حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
All wages were scaled up to 15 per cent .
کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
All thing considered.
باتوجه به کلیه مسایل (تمام جوانب امر )
troop test
ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
To pool resources to gether .
کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
suet
چربی سخت دور کلیه وکمر گوسفند
carrier
روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
carriers
روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
Andy was never interested in school, but Anna was a completely different kettle of fish.
اندی زیاد به مدرسه علاقه نداشت، اما آنا کاملا متفاوت بود.
formalism
اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
We ought to (should)examineit in all itsaspects.
باید کلیه جهات وجوانب آنرا بررسی کنیم
banc
جلسهای که با حضور کلیه قضات یک دادگاه تشکیل شود
gentelmen's agreement
کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
comprehensive job
کاری که کلیه اجزا ان در رشته واحدی مجتمع شود
collator
ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
JPEG++
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
Pidgin English
<idiom>
انگلیسی برای ارتباط بازرگانان با زبان های متفاوت شامل گرامر ساده و لغات کم.
gateway
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
gateways
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
identity matrix
ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
watershed management
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
garrison forces
قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
baud rate
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
gateways
نرم افزاری که ارسال پیام های پستی توسط مسیر متفاوت یا شبکه دیگر میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com