Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English
Persian
heat pump
تلمبه گرمایی
Other Matches
heating
گرمایی
calorific
گرمایی
hypothermia
کم گرمایی
thermic
گرمایی
thermal
گرمایی
heat conductivity
رسانندگی گرمایی
heat content
محتوای گرمایی
thermalgesia
دردزایی گرمایی
total heat
محتوای گرمایی
heat energy
انرژی گرمایی
heat exchanger
تبادلگر گرمایی
thermal energy
انرژی گرمایی
heat flux
شار گرمایی
thermistor
مقاومت گرمایی
heat loss
اتلاف گرمایی
heat capacity
فرفیت گرمایی
thermal ionization
یونش گرمایی
thermal pollution
الودگی گرمایی
enthalpy
محتوای گرمایی
general heat capacity
فرفیت گرمایی کل
thermal excitation
برانگیختگی گرمایی
thermal reservoir
منبع گرمایی
thermal scanning
غربال گرمایی
thermal treatment
عملیات گرمایی
calorific value
ارزش گرمایی
caloric value
ارزش گرمایی
heat balance
توازن گرمایی
thermal waves
امواج گرمایی
heat of combustion
ارزش گرمایی
overload device
فیوز گرمایی
thermal flux
شار گرمایی
thermochemistry
شیمی گرمایی
thermal conductivity
رسانندگی گرمایی
thermal capacity
فرفیت گرمایی
sensible heat
محتوای گرمایی
thermal agitation
اغتشاش گرمایی
thermal pollution
آلودگی گرمایی
thermo galvanometer
گالوانومتر گرمایی
thermal decomposition
تجزیه گرمایی
heating value
ارزش گرمایی
thermal dissociation
تفکیک گرمایی
thermocouple
زوج گرمایی
thermal effect
اثر گرمایی
hot strength
استحکام گرمایی
heat resistance polymer
بسپار گرمایی
heat value
ارزش گرمایی
thermal equilibrium
تعادل گرمایی
thermal conductivity
رسانائی گرمایی یا حرارتی
thermoammeter
سنجه با زوج گرمایی
net calorific value
ارزش گرمایی خالص
specific heat capacity
فرفیت گرمایی ویژه
ratio of specific heats
نسبت گرمایی ویژه
lattice heat capacity
فرفیت گرمایی شبکه
heat deflection temperature
دمای انحراف گرمایی
lattice heat conductivity
رسانندگی گرمایی شبکه
thermocouple meter
سنجه با زوج گرمایی
british thermal unit
واحد گرمایی بریتانیا
d.t.a
تجزیه گرمایی تفاضلی
differential thermal analysis
تجزیه گرمایی تفاضلی
thermally isolated system
سیستم منزوی از نظر گرمایی
acid heat test
ازمون گرمایی با سولفوریک اسید
lattice thermal resistivity
مقاومت ویژه گرمایی شبکه
radiant heat
گرمایی که پرتووارازجسمی بیرون اید
water pump
تلمبه اب
pumps
تلمبه
pumper
تلمبه زن
pumped
تلمبه
pump
تلمبه
antliae
تلمبه
antlia
تلمبه
guns
تلمبه
gun
تلمبه
pumpman
تلمبه زن
metal spray gun
تلمبه فلزپاش
pumping
تلمبه زنی
pump dale
لوله تلمبه
pumping station
تلمبه خانه
pump house
تلمبه خانه
pump
تلمبه زنی
suction pump
تلمبه مکنده
spary gun
تلمبه تزریق
pump
صدای تلمبه
spray gun
تلمبه سمپاش
to pump up
تلمبه زدن
pumping ststion
تلمبه خانه
pumping ststion
جایگاه تلمبه
suction pump
تلمبه مکشی
pump cistern
مخزن تلمبه
pump barrel
سیلندر تلمبه
fule pump
تلمبه سوخت
displacement pump
تلمبه حجمی
gun
تلمبه دستی
guns
تلمبه دستی
acid pump
تلمبه اسید
bicycle pump
تلمبه دوچرخه
petrol pump
تلمبه بنزین
gas pump
تلمبه بنزین
garden engine
تلمبه اب پاش
diffusion pump
تلمبه پخشی
grease guns
تلمبه ی گریسکاری
grease gun
تلمبه ی گریسکاری
pulsometer
تلمبه بخار
pulsimeter
تلمبه بخار
pumped
تلمبه زنی
pumped
صدای تلمبه
pumps
صدای تلمبه
lift pump
تلمبه کششی
pumps
تلمبه زنی
helical pump
تلمبه حلزونی
air pump
تلمبه هوا
force pump
تلمبه فشاری
to pump dry
با تلمبه خشک انداختن
rammed
تلمبه کلوخ کوب
caulking gun
تلمبه بتونه زنی
fire engines
تلمبه اتش خاموش کن
fire engine
تلمبه اتش خاموش کن
blade
پره تلمبه تیغ
pumps
با تلمبه خالی کردن
pumped
با تلمبه خالی کردن
pump
با تلمبه خالی کردن
sprays
دواپاشی تلمبه سم پاش
spraying
دواپاشی تلمبه سم پاش
sprayed
دواپاشی تلمبه سم پاش
spray
دواپاشی تلمبه سم پاش
suction
مکش سوپاپ تلمبه
rams
تلمبه کلوخ کوب
centrifugal pump
تلمبه مرکز گریز
circular casing pump
تلمبه پا بده دایرهای
sump pump
تلمبه لجن کشی
double suction pump
تلمبه با مکش دو طرفه
radial flow pump
تلمبه با جریان شعاعی
hand lever operated grease gun
تلمبه دستی گریس
ram
تلمبه کلوخ کوب
pumping station
ایستگاه تلمبه زنی
one port radial pump
تلمبه شعاعی یک پرهای
metal spray gun
تلمبه تزریق فلز
thermocouple
وسیله اندازه گیری اختلاف درجه حرارت جفت گرمایی
pumps
باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
discharge rate
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
discharge rate
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
discharge rate
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
capacity
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
capacity
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
capacity
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
lift
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
lift
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
pump
باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
to pump up a tire
تایری را با تلمبه باد کردن
pumped
باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
lift
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
bore hole pump
تلمبه توربینی چاه عمیق
stirling cycle
سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
hydraulic ram
تلمبه خودکاریکه در ان ستونی از اب فرو ریزد ونیروی ان ... دارد
to fang a pump
براه انداختن تلمبه بوسیله ریختن اندکی اب درتوی ان
stirrup pump
تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
electrothermal printer
چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
mity mite
سم پاش تلمبه سم پاش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com