English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
polar duplex telegraphy تلگراف دو جهتی قطبی
Other Matches
duplex telegraphy تلگراف دو جهتی
quadruplex circuit تلگراف تمام جهتی
multiplex telegraphy تلگراف چند جهتی
quadruplex telegraphy تلگراف تمام جهتی
quadruplex telephony تلگراف تمام جهتی
wires تلگراف کردن تلگراف زدن
wire تلگراف کردن تلگراف زدن
polar regions مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
unidirectional یک جهتی
bidirectional دو جهتی
unidirection یک جهتی
simplex یک جهتی
diversion انحراف از جهتی
bidirectional flow جریان دو جهتی
whitherward درچه جهتی
diversions انحراف از جهتی
multidrift چند جهتی
In a way he is right. از جهتی هم حق با اواست
bidirectional printing چاپ دو جهتی
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
orientation forces نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond پیوند دو قطبی- دو قطبی
omnidirection range سیستم هدایت چند جهتی هواپیما
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
telegram تلگراف
cablegram تلگراف
telegraphed تلگراف
telegraphy فن تلگراف
telegraphy تلگراف
telegraphically با تلگراف
cabled تلگراف
cable تلگراف
telegraphing تلگراف
telegraph تلگراف
telegrams تلگراف
telegraphs تلگراف
central office تلکس و تلگراف
telegraphs تلگراف کردن
telegraphing تلگراف کردن
telegraphing دستگاه تلگراف
by wire بوسیله تلگراف
wireless telegraphy تلگراف بیسیم
telegraphs دستگاه تلگراف
duplex telegraphy تلگراف دوگانه
telegraph alphabet الفبای تلگراف
telegraph apparatus دستگاه تلگراف
telegraph cable کابل تلگراف
telegraph engineering تکنیک تلگراف
telegraph key تکمه تلگراف
telegraph relay رله تلگراف
telegrapher تلگراف کننده
telegraphic alphabet الفبای تلگراف
telegraphic key شستی تلگراف
synchronous telegraphy تلگراف همزمان
spark sending تلگراف جرقهای
impluse telegraphy تلگراف ایمپولزی
radiotelegraph تلگراف بی سیم
line telegraphy تلگراف خطی
multiple telegraphy تلگراف چندگانه
phonoplex telegraphy تلگراف فونوپلکس
radioteletype تلگراف بی سیم
radio telegraphy تلگراف بیسیم
radiotelegraph رادیو تلگراف
radiotelegraphic تلگراف بی سیم
radiotelegraphy تلگراف بی سیم
relay magnet رله تلگراف
cabled سیم تلگراف
dispenser نافرهزینه تلگراف
dispensers نافرهزینه تلگراف
cabled تلگراف کردن
wireless تلگراف بی سیم
cable تلگراف کردن
wirelesses تلگراف بی سیم
cable سیم تلگراف
telegraph تلگراف کردن
telegraph دستگاه تلگراف
telegrams تلگراف کردن
telegraphed تلگراف کردن
telegram تلگراف کردن
telegraphed دستگاه تلگراف
central telegraph office مرکز تلگراف اصلی
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
rewiring دوباره تلگراف زدن
rewires دوباره تلگراف زدن
rewired دوباره تلگراف زدن
rewire دوباره تلگراف زدن
fire alarm telegraph تلگراف اتش سوزی
radiotelegraph تلگراف رادیویی کردن
keyboard printing telegraph تلگراف ثبات تکمهای
interband telegraphy تلگراف باند میانی
ink writer در تلگراف مرکب نویس
trunks تلگراف یا تلفن بدنه
trunk تلگراف یا تلفن بدنه
radiotelegram مخابره تلگراف بیسیم
radiotelegraphic تلگراف رادیویی کردن
aerogram مخابره با تلگراف بی سیم
wireway سیم تلگراف و تلفن
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
heliographic مربوط به مخابره تلگراف افتابی
phantoplex telegraphy تلگراف چهار سیمی مرکب
cable پیغام تلگرافی تلگراف زدن
cabled پیغام تلگرافی تلگراف زدن
wirelesses بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless بابی سیم تلگراف مخابره کردن
dipole دو قطبی
arctic قطبی
polar قطبی
homopolar هم قطبی
diode دو قطبی
bipolar دو قطبی
unipolar یک قطبی
double pole دو قطبی
unipolar تک قطبی
ccitt کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
polar solvent حلال قطبی
polar bond پیوند قطبی
polar diagram نقشه قطبی
polaris ستاره قطبی
polar transmission مخابره قطبی
polar variable متغیر قطبی
polar vector بردار قطبی
polarized relay رله قطبی
polar relay رله قطبی
polar vortex ورتکس قطبی
polar coordinates مختصات قطبی
polar winds بادهای قطبی
polar molecule مولکول قطبی
polar distance فاصله قطبی
polar compound ترکیب قطبی
polarization current جریان قطبی
two electrode valve لامپ دو قطبی
two terminal network شبکه دو قطبی
polarities ویژگی قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
unipolar armature ارمیچر تک قطبی
unipolarity حالت یک قطبی
triode لامپ سه قطبی
pole armature ارمیچر قطبی
polestar ستاره قطبی
polarity ویژگی قطبی
single contact switch کلید یک قطبی
polarization قطبی سازی
polarization قطبی شدگی
polarized قطبی شده
polarity تمایل قطبی
terminal voltage ولتاژ قطبی
polar angle زاویه قطبی
fitchet گربه قطبی
lodestar ستاره قطبی
lodestaror load ستاره قطبی
zwitterion یون دو قطبی
dipolar ion یون دو قطبی
magnetic doublet دو قطبی مغناطیسی
diode لامپ دو قطبی
crystal rectifier دو قطبی بلورین
moment of a dipole گشتاور دو قطبی
polarizing filter صافی قطبی
multi contact چند قطبی
loadstar ستاره قطبی
polarises قطبی کردن
foumart گربه قطبی
four pole چهار قطبی
polarize قطبی کردن
dipole moment گشتاور دو قطبی
electric doublet دو قطبی الکتریسیته
dipole interaction بر هم کنش دو قطبی
hexod لامپ شش قطبی
hexode لامپ شش قطبی
polarising قطبی کردن
dipole antenna انتن دو قطبی
polarities تمایل قطبی
polarised قطبی کردن
arctic basin حوضچه قطبی
one pole switch کلید یک قطبی
polarizing قطبی کردن
electric dipole دو قطبی الکتریسیته
bipolar cells یاختههای دو قطبی
Pole Star ستاره قطبی
aurora شفق قطبی
arctic regions مناطق قطبی
arctic regions نواحی قطبی
polarizes قطبی کردن
multipole چند قطبی
north star ستاره قطبی
multipolar چند قطبی
relays دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relay دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
polarising قطبی کردن یا شدن
polarizing قطبی کردن یا شدن
triode amplifier فزون ساز سه قطبی
the north star ستاره قطبی یا شمالی
tetrode لامپ چهار قطبی
duopsony انحصار دو قطبی خرید
duopoly انحصار دو قطبی فروش
unipolar سلولهای عصبی یک قطبی
circumpolar stars ستارگان دور قطبی
polarizes قطبی کردن یا شدن
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com