Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (6 milliseconds)
English
Persian
multiplex telegraphy
تلگراف چند جهتی
Search result with all words
duplex telegraphy
تلگراف دو جهتی
polar duplex telegraphy
تلگراف دو جهتی قطبی
quadruplex circuit
تلگراف تمام جهتی
quadruplex telegraphy
تلگراف تمام جهتی
quadruplex telephony
تلگراف تمام جهتی
Other Matches
wire
تلگراف کردن تلگراف زدن
wires
تلگراف کردن تلگراف زدن
unidirectional
یک جهتی
unidirection
یک جهتی
simplex
یک جهتی
bidirectional
دو جهتی
whitherward
درچه جهتی
bidirectional printing
چاپ دو جهتی
diversions
انحراف از جهتی
diversion
انحراف از جهتی
In a way he is right.
از جهتی هم حق با اواست
bidirectional flow
جریان دو جهتی
multidrift
چند جهتی
omnidirection range
سیستم هدایت چند جهتی هواپیما
telegraphed
تلگراف
telegraphically
با تلگراف
telegraph
تلگراف
telegraphing
تلگراف
cablegram
تلگراف
telegraphs
تلگراف
telegrams
تلگراف
cabled
تلگراف
cable
تلگراف
telegraphy
تلگراف
telegram
تلگراف
telegraphy
فن تلگراف
dispensers
نافرهزینه تلگراف
wireless telegraphy
تلگراف بیسیم
telegraphic key
شستی تلگراف
relay magnet
رله تلگراف
multiple telegraphy
تلگراف چندگانه
line telegraphy
تلگراف خطی
telegraphic alphabet
الفبای تلگراف
telegrapher
تلگراف کننده
radioteletype
تلگراف بی سیم
radiotelegraphy
تلگراف بی سیم
spark sending
تلگراف جرقهای
radiotelegraphic
تلگراف بی سیم
synchronous telegraphy
تلگراف همزمان
radiotelegraph
رادیو تلگراف
telegraph cable
کابل تلگراف
telegraph alphabet
الفبای تلگراف
telegraph apparatus
دستگاه تلگراف
radiotelegraph
تلگراف بی سیم
telegraph engineering
تکنیک تلگراف
radio telegraphy
تلگراف بیسیم
telegraph key
تکمه تلگراف
telegraph relay
رله تلگراف
impluse telegraphy
تلگراف ایمپولزی
central office
تلکس و تلگراف
telegram
تلگراف کردن
telegraphs
تلگراف کردن
telegraphs
دستگاه تلگراف
telegraphing
تلگراف کردن
telegraphing
دستگاه تلگراف
telegraphed
تلگراف کردن
telegraphed
دستگاه تلگراف
telegraph
تلگراف کردن
wireless
تلگراف بی سیم
telegrams
تلگراف کردن
cabled
تلگراف کردن
phonoplex telegraphy
تلگراف فونوپلکس
telegraph
دستگاه تلگراف
dispenser
نافرهزینه تلگراف
duplex telegraphy
تلگراف دوگانه
cable
تلگراف کردن
wirelesses
تلگراف بی سیم
cable
سیم تلگراف
by wire
بوسیله تلگراف
cabled
سیم تلگراف
rewires
دوباره تلگراف زدن
trunks
تلگراف یا تلفن بدنه
rewire
دوباره تلگراف زدن
surface line
خط تلفن و تلگراف تعجیلی
trunk
تلگراف یا تلفن بدنه
wireway
سیم تلگراف و تلفن
rewired
دوباره تلگراف زدن
radiotelegraph
تلگراف رادیویی کردن
ink writer
در تلگراف مرکب نویس
keyboard printing telegraph
تلگراف ثبات تکمهای
central telegraph office
مرکز تلگراف اصلی
aerogram
مخابره با تلگراف بی سیم
fire alarm telegraph
تلگراف اتش سوزی
rewiring
دوباره تلگراف زدن
radiotelegram
مخابره تلگراف بیسیم
interband telegraphy
تلگراف باند میانی
radiotelegraphic
تلگراف رادیویی کردن
cable
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
cabled
پیغام تلگرافی تلگراف زدن
heliographic
مربوط به مخابره تلگراف افتابی
surface line
خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
phantoplex telegraphy
تلگراف چهار سیمی مرکب
wireless
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wirelesses
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
ccitt
کمیته مشاوره بین المللی تلگراف وتلفن
relay
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relayed
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
relays
دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
phonopore
اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
morse alphabet or code
الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد
DC
روش ارتباط با استفاده از باسهای روی یک مدار سیمی مثل سیستم تلگراف
common carrier
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
teleprinter
وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
teleprinters
وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
cabled
سیم کشی کردن تلگراف کردن
ticker
دارای صدای تیک تیک تلگراف
wire
سیم تلگراف سیم کشی کردن
cable
سیم کشی کردن تلگراف کردن
wires
سیم تلگراف سیم کشی کردن
ems dispatch
تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com