Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
finish
تماس انتهایی
finishes
تماس انتهایی
Other Matches
de bounce
جلوگیری از تماس با یک کلید که باعث چندین تماس میشود
touch
دست زدن به خوردن به تماس یافتن با تماس
touches
دست زدن به خوردن به تماس یافتن با تماس
Thanks for calling back.
با تشکر برای تماس.
[به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
contact point
وسیله تماس نقطه اخذ تماس
ring
سیستم کامپیوتر راه دور که کاربر به تلفن آن یک بار تماس می گیرد و امکان شماره گیری , قط ع تماس ,انتظار و سپس بماس مجدد دارد.
amplifying report
گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
originating
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
distal
انتهایی
terminal
انتهایی
terminals
انتهایی
extreme
انتهایی
terminable
انتهایی
terminative
انتهایی
tail end
قسمت انتهایی
carboxyl terminus
کربوکسیل انتهایی
amine terminus
امین انتهایی
butt rib
تیغه انتهایی
sagging
تنش انتهایی
acrospore
هاگ انتهایی
preterminal
پیش انتهایی
foot score line
خط امتیاز انتهایی
end organ
اندام انتهایی
half-figure
پیکره انتهایی
end value
ارزش انتهایی
end office
دفتر انتهایی
end link
حلقه انتهایی
end group
گروه انتهایی
end distortion
اعوجاج انتهایی
extreme values
مقادیر انتهایی
end brush
تارهای انتهایی
end plate
صفحه انتهایی
end bulb
جسمک انتهایی
terminal amino acid
آمینو اسید انتهایی
acroan
بی حسی اندامهای انتهایی
acrocyanosis
کبودی اندامهای انتهایی
tailpipe
لوله انتهایی اگزوز
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
acromegaly
درشتی اندامهای انتهایی
acromegalia
درشتی اندامهای انتهایی
n terminal amino acid
امینو اسید -N انتهایی
acroparesthesia
نابهنجاری بساوشی دراندامهای انتهایی
manus
دست حیوان قسمت انتهایی
toe
گوشه انتهایی قنداق تفنگ
toes
گوشه انتهایی قنداق تفنگ
acroesthesia
افزایش حساسیت اعضای انتهایی
end zone
منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
curved weft
[انتهای نخ پودی که به زیر تارهای انتهایی خم شده و محکم می گردد.]
pingpong
جایگرینی دو یا چند دستگاه ذخیره بنحوی که که پردازش بتواند روی یک مجموعه فایل انتهایی صورت گیرد
managers
نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
manager
نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
line of contact
خط تماس
impinging
تماس
tangents
تماس
tangency
تماس
ding
تماس
contact line
خط تماس
taction
تماس
tangent
تماس
impact
تماس
contacted
تماس
contacting
تماس
contacts
تماس
contact
تماس
contingence
تماس
impacts
تماس
shock hazard
خطر تماس
corps a corps
تماس بدنی
contiguity
برخورد تماس
to be in rapport
تماس داشتن
skims
تماس اندک
contact party
گروه تماس
contact ratio
نسبت تماس
contact flange
فلانژ تماس
contact patrol
گشتی تماس
contact diameter
قطر تماس
contact area
سطح تماس
contact area
منطقه تماس
contact angle
زاویه تماس
contact point
قطب تماس
contact surface
سطح تماس
point contact
تماس نقطهای
point of contact
نقطه تماس
angle of contact
زاویه تماس
contact pressure
فشار تماس
contact lost
تماس قطع شد
skimmed
تماس اندک
to be in contact
تماس داشتن
zone of contact
ناحیه تماس
communicator
شخص در تماس
line to line fault
تماس خطوط
tuch
تماس دادن با
Keep in touch!
<idiom>
در تماس باش!
to bring into contact
تماس دادن
interactional points
نقاط تماس
going on
نزدیکی تماس
skim
تماس اندک
movement to contact
حرکت به تماس
area contact
سطح تماس
terminal
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
terminals
سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
aft
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
grazing point
نقطه تماس با مانع
tuch
سر زدن تماس داشتن
flat
تماس دو لبه اسکیت
osculatory
وابسته به بوسه یا تماس
flattest
تماس دو لبه اسکیت
break off
قطع تماس با دشمن
osculation
تماس اشتراک صفات
get in touch with someone
<idiom>
باکسی تماس گرفتن
contact
تماس یافتن تماسی
contact backlash
دنده کور تماس
contact behavior
رفتار تماس جویانه
look in on
<idiom>
تماس حاصل کردن
galvanism
تماس برق بابدن
contact fire
انفجار در اثر تماس
touch sensitive tablet
تابلو حساس به تماس
synapse
محل تماس دوعصب
telebrief
تماس مستقیم تلفنی
touch sensitive panel
صفحه حساس به تماس
contacting
تماس یافتن تماسی
to keep in touch with any one
باکسی تماس داشتن
movement to contact
حرکت به اخذ تماس
phoning
پاسخ به تماس در تلفن
contact report
گزارش اخذ تماس
touch panel
صفحه حساس به تماس
contacts
تماس یافتن تماسی
youch sensitive screen
صفحه حساس به تماس
phone
پاسخ به تماس در تلفن
contact print
چاپ به طریقه تماس
action on the blade
تماس با شمشیر حریف
phoned
پاسخ به تماس در تلفن
phones
پاسخ به تماس در تلفن
contacted
تماس یافتن تماسی
contact report
گزارش تماس با هواپیمای دشمن
ground
تماس دادن توپ با زمین
contact
محل اتصال تماس گرفتن
contact with the net
خطای تماس با تور والیبال
contact fire
انفجارمین در اثر تماس با کشتی
engagement
تماس دو تیفه شمشیر درگارد
engagements
تماس دو تیفه شمشیر درگارد
contacted
محل اتصال تماس گرفتن
faded
تماس باهدف از بین رفت
contacting
محل اتصال تماس گرفتن
To establish( make) contact.
تماس دایر ( برقرار ) کردن
contacts
محل اتصال تماس گرفتن
caller
شخصی که تقاضای تماس دارد
callers
شخصی که تقاضای تماس دارد
advance to contact
پیشروی برای اخذ تماس
osculate
تماس نزدیک حاصل کردن
whooshing
صدای تماس جسم سریع با هوا
whooshes
صدای تماس جسم سریع با هوا
whooshed
صدای تماس جسم سریع با هوا
lose track of
<idiom>
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
whoosh
صدای تماس جسم سریع با هوا
ground stroke
ضربه پس از تماس توپ تنیس با زمین
contacts
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
Where can I contact Mr …. ?
کجا می شود با آقای ….تماس گرفت ؟
You can call me at ...
[phone no.]
<idiom>
شما می توانید با من با شماره ... تماس بگیرید.
contacted
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
touch
تماس برقرار کردن با چیزی با انگشتان
contact
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contacting
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
brushes
تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
physical
مربوط به استفاده از تماس یاخشونت بدنی
brush
تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
touches
تماس برقرار کردن با چیزی با انگشتان
We finally succeed in making a radio contact.
عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
split lean
پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
split the uprights
امتیاز ضربه با پا را پس ازامتیاز تماس بدست اوردن
If there is a reason for complaint, please contact ...
اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
punt
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
punts
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
contact
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacts
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
footprint
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
contacted
ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
punted
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
footprints
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
first down
اولین تماس با زمین پیشروی 09 متری با 4تماس
full toss
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
full pitch
پرتاب به سوی میله بدون تماس با زمین
bounced
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
bounces
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
negotiations
تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
negotiation
تماس ها مذاکرات و تماسهای بین دولتها به عناوین مختلف
hang up
<idiom>
جایی دردریافتی تلفن که باعث قطع تماس میشود
opposition
حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
bounce
جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
stalder circle
چرخش کامل بدورمیله بدون تماس پاها بامیله
series
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
maximum junction to case thermal impedan
مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
googly
توپ پیچدار که در تماس بازمین از توپدار دور میشود
memiscus
زاویه تماس بین سطح مایع وجدار فرف
ground zero
محل تماس گوی اتشین بمب اتمی با زمین
interrogator responder
دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com