Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
finish
تمام شدن پرداخت رنگ وروغن
finishes
تمام شدن پرداخت رنگ وروغن
Other Matches
finish
تمام کردن رنگ وروغن زدن
finishes
تمام کردن رنگ وروغن زدن
payment in full
پرداخت تمام
overcolour
زیاد اب وروغن دادن
embalming
با عطر وروغن تدهین کردن
embalm
با عطر وروغن تدهین کردن
embalms
با عطر وروغن تدهین کردن
embalmed
با عطر وروغن تدهین کردن
tartarsauce
سوس مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
tartaresauce
سوس مایونز باترشی وروغن زیتون وترب وغیره
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminate
تمام شدن تمام کردن
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminates
تمام شدن تمام کردن
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama
تمام نما اینه تمام نما
panoramas
تمام نما اینه تمام نما
dividend warrant
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
furbisher
پرداخت گر
remitment
پرداخت
bleaching
پرداخت
glosser
پرداخت گر
burnisher
پرداخت گر
finishing
پرداخت
making good
پرداخت
payment
پرداخت
expenditure
پرداخت
pt
پرداخت
refunds
پس پرداخت
rendering
پرداخت
renderings
پرداخت
refunding
پس پرداخت
refunded
پس پرداخت
discharging
پرداخت
polish
پرداخت
lustreer
پرداخت
polishes
پرداخت
refund
پس پرداخت
payments
پرداخت
disbursement
پرداخت
glazes
پرداخت
outlay
پرداخت
pay
پرداخت
paying
پرداخت
settlements
پرداخت
discharges
پرداخت
settlement
پرداخت
defrayal
پرداخت
finishing touches
پرداخت
pays
پرداخت
refinishing
پرداخت
finishes
پرداخت
glaze
پرداخت
discharge
پرداخت
trim
پرداخت
finish
پرداخت
never-never
پرداخت قسطی
pays
پرداخت کردن
pays
وابسته به پرداخت
pay
وابسته به پرداخت
on account payment
پیش پرداخت
pay
پرداخت کردن
paying
وابسته به پرداخت
payment in advance
پیش پرداخت
paying
پرداخت کردن
pay off
پرداخت کردن
furbishing
پرداخت کردن
furbishes
پرداخت کردن
subscriptions
تعهد پرداخت
payable at sight
پرداخت دیداری
furbished
پرداخت کردن
subscription
تعهد پرداخت
furbish
پرداخت کردن
payable on demand
پرداخت عندالمطالبه
reimbursements
پرداخت جبرانی
payment by instalments
پرداخت به اقساط
part payment
پرداخت اقساطی
settlement
تسویه پرداخت
settlement
تصفیه پرداخت
settlements
تسویه پرداخت
settlements
تصفیه پرداخت
bonus
پرداخت اضافی
bonuses
پرداخت اضافی
reimbursement
باز پرداخت
reimbursement
پرداخت جبرانی
reimbursements
باز پرداخت
payer
پرداخت کننده
dishonour
خودداری از پرداخت
burnishes
پرداخت کردن
burnish
پرداخت کردن
disbursing
پرداخت کردن
disbursing
پرداخت خرج
disburses
پرداخت کردن
disburses
پرداخت خرج
disbursed
پرداخت کردن
disbursed
پرداخت خرج
disburse
پرداخت کردن
disburse
پرداخت خرج
finish
پرداخت کار
spot cash
پرداخت نقدی
finishes
پرداخت کار
finisher
پرداخت کننده
terms of payment
شرایط پرداخت
the d. of a debt
پرداخت بدهی
scours
پرداخت کردن
dishonoured
خودداری از پرداخت
dishonors
خودداری از پرداخت
dishonoring
خودداری از پرداخت
dishonouring
خودداری از پرداخت
dishonored
خودداری از پرداخت
dishonours
خودداری از پرداخت
financing
پرداخت هزینه
finances
پرداخت هزینه
financed
پرداخت هزینه
finance
پرداخت هزینه
settlement terms
شرایط پرداخت
tumble
پرداخت کردن
smoothing plane
رنده پرداخت
tumbled
پرداخت کردن
tumbles
پرداخت کردن
scour
پرداخت کردن
scoured
پرداخت کردن
remitter
پرداخت کننده
remittal
گذشت پرداخت
payor
پرداخت کننده
outstanding
پرداخت نشده
outstandingly
پرداخت نشده
instalments
پرداخت قسطی
instalment
پرداخت قسطی
installments
پرداخت قسطی
payment terms
شرایط پرداخت
burnishing
پرداخت کاری
payment stopped
توقف پرداخت
remittance
پرداخت تادیه
remittances
پرداخت تادیه
rendition
پرداخت تحویل
unpolished
پرداخت نشده
renditions
پرداخت تحویل
payment in kind
پرداخت جنسی
payment in kind
پرداخت غیرنقدی
payment in full
پرداخت کامل
period of grace
مهلت پرداخت
planish
پرداخت کردن
remittable
قابل پرداخت
reimbursable
قابل پرداخت
punctual payment
پرداخت در سر وعده
prompt payment
پرداخت فوری
progress payments
پرداخت تدریجی
prest
پیش پرداخت
liability
دیون پرداخت
liabilities
دیون پرداخت
lustre
صیقل پرداخت
to finish off
پرداخت کردن
prepayment
پیش پرداخت
pre payment
پیش پرداخت
pre paid
پیش پرداخت
buffer
پرداخت کردن
planishing tool
ابزار پرداخت
payment in due cource
پرداخت به موقع
average payment
پرداخت متوسط
cash dispensers
پرداخت مینماید
back freigt
پرداخت کرایه
cash dispenser
پرداخت مینماید
imprest
پیش پرداخت
liquidation
پرداخت بدهی
bilk
گذاشتن از پرداخت
repayments
پرداخت مجدد
repayment
پرداخت مجدد
non-payment
عدم پرداخت
satin
جلا پرداخت
lump sum payment
پرداخت یکجا
lump sum payment
پرداخت نقدی
polishes
پرداخت کردن
polish
پرداخت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com