English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (7 milliseconds)
English Persian
orientation تمایل
leaning تمایل
leanings تمایل
disposition تمایل
intention تمایل
intentions تمایل
proclivities تمایل
proclivity تمایل
would تمایل
tendencies تمایل
tendency تمایل
propensities تمایل
propensity تمایل
liking تمایل
pendulum تمایل
pendulums تمایل
trend تمایل
trends تمایل
sentiment تمایل
gravitation تمایل
addictedness تمایل
appetence تمایل
appetency تمایل
appetence or tency تمایل
declination تمایل
month's mind تمایل
nisus تمایل
proneness تمایل
recumbency تمایل
trepan تمایل
Other Matches
aclinic بی تمایل
left justification تمایل به چپ
unwilling بی تمایل
disinclined بی تمایل
predilections تمایل قبلی
leans تمایل داشتن
lean تمایل داشتن
streaking تمایل میل
streaks تمایل میل
tilt کجی تمایل
tilted کجی تمایل
tilts کجی تمایل
leaned تمایل داشتن
disinclination عدم تمایل
wish [would like] تمایل داشتن
against his grain برخلاف تمایل او
work effort تمایل به کار
proclivity to steal تمایل بدزدی
propend تمایل داشتن
propensity to consume تمایل به مصرف
reactive tendency تمایل واکنشی
fugitiveness تمایل به فرار
self immolation تمایل به خودکشی
falloff تمایل داشتن
declinatory دارای تمایل
landscape orientation تمایل افقی
sinistral تمایل بچپ
central tendency تمایل به مرکز
the herd instinct تمایل بگروه
trepan تمایل داشتن
predispostion تمایل قبلی
streaked تمایل میل
propensities تمایل طبیعی
antipathetic فاقد تمایل
preoccupations تمایل شیفتگی
preoccupation تمایل شیفتگی
polarities تمایل قطبی
polarity تمایل قطبی
propensity تمایل طبیعی
portraint orientation تمایل عمودی
gust تمایل مزمزه
gusts تمایل مزمزه
aptitude تمایل طبیعی
aptitudes تمایل طبیعی
inclining تعظیم تمایل
predilection تمایل قبلی
veins حالت تمایل
streak تمایل میل
vein حالت تمایل
caprices تمایل فکری
affects تمایل داشتن
affect تمایل داشتن
fantasy میل تمایل
caprice تمایل فکری
fantasies میل تمایل
hangs تردید تمایل
hang تردید تمایل
inclination تمایل شیب
list تمایل کجی
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
proclivities تمایل طبیعی بچیز بد
proclivity تمایل طبیعی بچیز بد
marginal propensity to expend تمایل نهائی به مخارج
marginal propensity to absorb تمایل نهائی به جذب
express willingness اظهار تمایل کردن
turns تمایل تغییر جهت
take to تمایل پیدا کردن
to take a ply تمایل پیدا کردن
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
uptrend تمایل بسوی بالا
tendency toward something تمایل به سوی چیزی
take to تمایل پیدا کردن به
odds تمایل بیک سو احتمالات
turn تمایل تغییر جهت
inclination for any thing تمایل یا میل بچیزی
yen تمایل رغبت شدید
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
hade تمایل پیدا کردن
bias تمایل بیک طرف
kindlily با تمایل به مهربانی مهربانانه
biases تمایل بیک طرف
argumentativeness تمایل یاعادت به جدال
low marginal propensity to cunsume تمایل ارام به مصرف
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
worldliness تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
desirability درجه تمایل شرایط مطلوب
diminishing utility قانون تقلیل تمایل به مصرف
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
helms تمایل قایق به انحراف از مسیر
heredity تمایل برگشت باصل توارث
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
adductor تمایل عضو بطرف محور
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
tenor تمایل صدای زیر مردانه
helm تمایل قایق به انحراف از مسیر
prepossession اشغال قبلی تمایل بیجهت
tenors تمایل صدای زیر مردانه
frigidity کمی تمایل درقوای جنسی
negative diheral تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
undersexed دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
levorotary دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
levorotatory دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
bear out تمایل اسب به نزدیک شدن به حد خارجی
oversteer تمایل به پیچیدن بیش از حدراننده به خصوص در سر پیچ
lug out تمایل داشتن اسب به دورشدن از نرده مسابقه
p in favour of a person تمایل بی جهت نسبت بکسی طرفداری تعصب امیزازکسی
labialism حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
Appetite comes with eating. <proverb> با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد. [ضرب المثل]
understeer تمایل اتومبیل به مستقیم رفتن در سر پیچ بیش ازانتظار راننده
bear in تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
cathedral تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
isoclinal line خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
exparte قراری که دادگاه به درخواست یکی از اصحاب دعوی و بدون توجه به تمایل دیگری صادر میکند
isoclinic line خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
diminishing utility اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
margin propensity to consume تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com