English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English Persian
odds تمایل بیک سو احتمالات
Other Matches
probability احتمالات
probabilities احتمالات
area of probability محوطه احتمالات
probability theory نظریه احتمالات
probability analysis تحلیل احتمالات
probability table جدول احتمالات
iffy دارای احتمالات زیاد
Dont rely on probabilities. روی احتمالات متگی نباشید
the odds are in our favour احتمالات بسوی ما متمایل است یا می چربد
probit واحد قیاس احتمالات اماری بر اساس حداقل انحراف ازمیزان متوسط
probability factor ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
trends تمایل
propensity تمایل
liking تمایل
pendulum تمایل
trend تمایل
disinclined بی تمایل
gravitation تمایل
aclinic بی تمایل
addictedness تمایل
appetency تمایل
appetence تمایل
appetence or tency تمایل
declination تمایل
sentiment تمایل
left justification تمایل به چپ
month's mind تمایل
nisus تمایل
unwilling بی تمایل
propensities تمایل
proneness تمایل
intentions تمایل
trepan تمایل
intention تمایل
disposition تمایل
leanings تمایل
leaning تمایل
pendulums تمایل
orientation تمایل
recumbency تمایل
tendencies تمایل
tendency تمایل
proclivities تمایل
would تمایل
proclivity تمایل
wish [would like] تمایل داشتن
proclivity to steal تمایل بدزدی
lean تمایل داشتن
leaned تمایل داشتن
caprices تمایل فکری
leans تمایل داشتن
predispostion تمایل قبلی
against his grain برخلاف تمایل او
central tendency تمایل به مرکز
self immolation تمایل به خودکشی
propend تمایل داشتن
sinistral تمایل بچپ
the herd instinct تمایل بگروه
reactive tendency تمایل واکنشی
portraint orientation تمایل عمودی
trepan تمایل داشتن
work effort تمایل به کار
propensity to consume تمایل به مصرف
fugitiveness تمایل به فرار
falloff تمایل داشتن
declinatory دارای تمایل
landscape orientation تمایل افقی
disinclination عدم تمایل
preoccupations تمایل شیفتگی
affect تمایل داشتن
gusts تمایل مزمزه
fantasy میل تمایل
fantasies میل تمایل
gust تمایل مزمزه
aptitude تمایل طبیعی
hangs تردید تمایل
hang تردید تمایل
aptitudes تمایل طبیعی
antipathetic فاقد تمایل
propensities تمایل طبیعی
propensity تمایل طبیعی
inclination تمایل شیب
inclining تعظیم تمایل
preoccupation تمایل شیفتگی
affects تمایل داشتن
caprice تمایل فکری
veins حالت تمایل
streak تمایل میل
polarities تمایل قطبی
streaked تمایل میل
streaking تمایل میل
streaks تمایل میل
list تمایل کجی
tilt کجی تمایل
tilted کجی تمایل
tilts کجی تمایل
vein حالت تمایل
predilection تمایل قبلی
polarity تمایل قطبی
predilections تمایل قبلی
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
take to تمایل پیدا کردن
bias تمایل بیک طرف
biases تمایل بیک طرف
express willingness اظهار تمایل کردن
uptrend تمایل بسوی بالا
yen تمایل رغبت شدید
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
proclivities تمایل طبیعی بچیز بد
turn تمایل تغییر جهت
to take a ply تمایل پیدا کردن
take to تمایل پیدا کردن به
tendency toward something تمایل به سوی چیزی
turns تمایل تغییر جهت
proclivity تمایل طبیعی بچیز بد
low marginal propensity to cunsume تمایل ارام به مصرف
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
inclination for any thing تمایل یا میل بچیزی
hade تمایل پیدا کردن
kindlily با تمایل به مهربانی مهربانانه
marginal propensity to absorb تمایل نهائی به جذب
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
marginal propensity to expend تمایل نهائی به مخارج
argumentativeness تمایل یاعادت به جدال
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
heredity تمایل برگشت باصل توارث
adductor تمایل عضو بطرف محور
frigidity کمی تمایل درقوای جنسی
worldliness تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
tenors تمایل صدای زیر مردانه
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
diminishing utility قانون تقلیل تمایل به مصرف
helms تمایل قایق به انحراف از مسیر
helm تمایل قایق به انحراف از مسیر
desirability درجه تمایل شرایط مطلوب
tenor تمایل صدای زیر مردانه
prepossession اشغال قبلی تمایل بیجهت
negative diheral تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
levorotary دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
undersexed دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
levorotatory دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
bear out تمایل اسب به نزدیک شدن به حد خارجی
oversteer تمایل به پیچیدن بیش از حدراننده به خصوص در سر پیچ
lug out تمایل داشتن اسب به دورشدن از نرده مسابقه
labialism حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
p in favour of a person تمایل بی جهت نسبت بکسی طرفداری تعصب امیزازکسی
bear in تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
Appetite comes with eating. <proverb> با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد. [ضرب المثل]
understeer تمایل اتومبیل به مستقیم رفتن در سر پیچ بیش ازانتظار راننده
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
cathedral تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
isoclinal line خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
exparte قراری که دادگاه به درخواست یکی از اصحاب دعوی و بدون توجه به تمایل دیگری صادر میکند
isoclinic line خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
diminishing utility اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
margin propensity to consume تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com