English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
polarities تمایل قطبی
polarity تمایل قطبی
Other Matches
polar regions مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
orientation forces نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond پیوند دو قطبی- دو قطبی
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
sentiment تمایل
liking تمایل
propensity تمایل
declination تمایل
propensities تمایل
tendency تمایل
tendencies تمایل
appetency تمایل
pendulums تمایل
gravitation تمایل
nisus تمایل
unwilling بی تمایل
disinclined بی تمایل
aclinic بی تمایل
addictedness تمایل
appetence تمایل
appetence or tency تمایل
trend تمایل
trends تمایل
month's mind تمایل
trepan تمایل
disposition تمایل
recumbency تمایل
pendulum تمایل
leanings تمایل
intentions تمایل
intention تمایل
leaning تمایل
proneness تمایل
would تمایل
left justification تمایل به چپ
proclivities تمایل
orientation تمایل
proclivity تمایل
landscape orientation تمایل افقی
tilt کجی تمایل
portraint orientation تمایل عمودی
predispostion تمایل قبلی
streaks تمایل میل
streaking تمایل میل
streaked تمایل میل
affect تمایل داشتن
affects تمایل داشتن
predilection تمایل قبلی
predilections تمایل قبلی
caprice تمایل فکری
caprices تمایل فکری
vein حالت تمایل
veins حالت تمایل
streak تمایل میل
tilted کجی تمایل
tilts کجی تمایل
disinclination عدم تمایل
declinatory دارای تمایل
the herd instinct تمایل بگروه
falloff تمایل داشتن
sinistral تمایل بچپ
self immolation تمایل به خودکشی
central tendency تمایل به مرکز
fugitiveness تمایل به فرار
reactive tendency تمایل واکنشی
propensity to consume تمایل به مصرف
propend تمایل داشتن
leans تمایل داشتن
leaned تمایل داشتن
lean تمایل داشتن
against his grain برخلاف تمایل او
work effort تمایل به کار
proclivity to steal تمایل بدزدی
trepan تمایل داشتن
fantasies میل تمایل
aptitudes تمایل طبیعی
inclination تمایل شیب
inclining تعظیم تمایل
antipathetic فاقد تمایل
fantasy میل تمایل
wish [would like] تمایل داشتن
gusts تمایل مزمزه
gust تمایل مزمزه
preoccupations تمایل شیفتگی
preoccupation تمایل شیفتگی
hangs تردید تمایل
hang تردید تمایل
propensities تمایل طبیعی
list تمایل کجی
propensity تمایل طبیعی
aptitude تمایل طبیعی
arctic قطبی
double pole دو قطبی
bipolar دو قطبی
unipolar تک قطبی
dipole دو قطبی
unipolar یک قطبی
diode دو قطبی
homopolar هم قطبی
polar قطبی
low marginal propensity to cunsume تمایل ارام به مصرف
kindlily با تمایل به مهربانی مهربانانه
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
odds تمایل بیک سو احتمالات
turn تمایل تغییر جهت
marginal propensity to absorb تمایل نهائی به جذب
hade تمایل پیدا کردن
turns تمایل تغییر جهت
proclivities تمایل طبیعی بچیز بد
inclination for any thing تمایل یا میل بچیزی
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
tendency toward something تمایل به سوی چیزی
to take a ply تمایل پیدا کردن
take to تمایل پیدا کردن به
yen تمایل رغبت شدید
marginal propensity to expend تمایل نهائی به مخارج
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
express willingness اظهار تمایل کردن
take to تمایل پیدا کردن
argumentativeness تمایل یاعادت به جدال
bias تمایل بیک طرف
biases تمایل بیک طرف
uptrend تمایل بسوی بالا
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
proclivity تمایل طبیعی بچیز بد
polarization current جریان قطبی
polar molecule مولکول قطبی
polar relay رله قطبی
one pole switch کلید یک قطبی
polar angle زاویه قطبی
polar coordinates مختصات قطبی
polarizing filter صافی قطبی
north star ستاره قطبی
polarized relay رله قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
polar solvent حلال قطبی
polar compound ترکیب قطبی
lodestar ستاره قطبی
loadstar ستاره قطبی
magnetic doublet دو قطبی مغناطیسی
polar bond پیوند قطبی
polar vortex ورتکس قطبی
multipolar چند قطبی
polar variable متغیر قطبی
multi contact چند قطبی
moment of a dipole گشتاور دو قطبی
polar winds بادهای قطبی
polaris ستاره قطبی
polar diagram نقشه قطبی
polar distance فاصله قطبی
polar transmission مخابره قطبی
lodestaror load ستاره قطبی
multipole چند قطبی
polar vector بردار قطبی
pole armature ارمیچر قطبی
polarising قطبی کردن
polarize قطبی کردن
polarizes قطبی کردن
polarizing قطبی کردن
Pole Star ستاره قطبی
arctic basin حوضچه قطبی
arctic regions نواحی قطبی
arctic regions مناطق قطبی
aurora شفق قطبی
polarises قطبی کردن
polarities ویژگی قطبی
polarity ویژگی قطبی
polarized قطبی شده
polarization قطبی شدگی
polarization قطبی سازی
polarised قطبی کردن
unipolarity حالت یک قطبی
unipolar armature ارمیچر تک قطبی
dipole moment گشتاور دو قطبی
electric dipole دو قطبی الکتریسیته
electric doublet دو قطبی الکتریسیته
terminal voltage ولتاژ قطبی
fitchet گربه قطبی
foumart گربه قطبی
four pole چهار قطبی
single contact switch کلید یک قطبی
hexod لامپ شش قطبی
hexode لامپ شش قطبی
dipole interaction بر هم کنش دو قطبی
triode لامپ سه قطبی
bipolar cells یاختههای دو قطبی
crystal rectifier دو قطبی بلورین
two terminal network شبکه دو قطبی
two electrode valve لامپ دو قطبی
polestar ستاره قطبی
diode لامپ دو قطبی
dipolar ion یون دو قطبی
zwitterion یون دو قطبی
dipole antenna انتن دو قطبی
prepossession اشغال قبلی تمایل بیجهت
worldliness تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
heredity تمایل برگشت باصل توارث
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com