English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (2 milliseconds)
English Persian
reactive tendency تمایل واکنشی
Other Matches
reflexive واکنشی
reactive واکنشی
reactions واکنشی
reactional واکنشی
reaction واکنشی
reactive current جریان واکنشی
reaction drills تمرینهای واکنشی
reacting phenomenon پدیده واکنشی
reactance مقاومت واکنشی
dynamic braking ترمز واکنشی
double action press پرس دو واکنشی
reactive depression افسردگی واکنشی
reactive epilepsy صرع واکنشی
reactive power توان واکنشی
resistance braking ترمز واکنشی
regenetative braking ترمز واکنشی
regenerative receiver رادیوی واکنشی
regeneration control فرمان واکنشی
reactive inhibition بازداری واکنشی
reactive schizophrenia اسکیزوفرنی واکنشی
reactive type سنخ واکنشی
reactive psychosis روان پریشی واکنشی
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
brief reactive psychosis روان پریشی واکنشی کوتاه مدت
gravitation تمایل
sentiment تمایل
aclinic بی تمایل
appetency تمایل
recumbency تمایل
unwilling بی تمایل
disinclined بی تمایل
addictedness تمایل
appetence تمایل
proneness تمایل
nisus تمایل
left justification تمایل به چپ
declination تمایل
month's mind تمایل
appetence or tency تمایل
trepan تمایل
trends تمایل
tendency تمایل
leaning تمایل
leanings تمایل
disposition تمایل
intention تمایل
intentions تمایل
proclivities تمایل
liking تمایل
proclivity تمایل
would تمایل
propensities تمایل
tendencies تمایل
orientation تمایل
pendulum تمایل
pendulums تمایل
trend تمایل
propensity تمایل
proclivity to steal تمایل بدزدی
fugitiveness تمایل به فرار
work effort تمایل به کار
trepan تمایل داشتن
falloff تمایل داشتن
polarities تمایل قطبی
wish [would like] تمایل داشتن
declinatory دارای تمایل
aptitudes تمایل طبیعی
portraint orientation تمایل عمودی
predispostion تمایل قبلی
polarity تمایل قطبی
list تمایل کجی
self immolation تمایل به خودکشی
sinistral تمایل بچپ
the herd instinct تمایل بگروه
landscape orientation تمایل افقی
gust تمایل مزمزه
gusts تمایل مزمزه
propensity to consume تمایل به مصرف
propend تمایل داشتن
aptitude تمایل طبیعی
central tendency تمایل به مرکز
caprice تمایل فکری
tilt کجی تمایل
tilted کجی تمایل
hangs تردید تمایل
hang تردید تمایل
tilts کجی تمایل
inclination تمایل شیب
streak تمایل میل
disinclination عدم تمایل
antipathetic فاقد تمایل
fantasies میل تمایل
fantasy میل تمایل
affect تمایل داشتن
caprices تمایل فکری
vein حالت تمایل
veins حالت تمایل
predilections تمایل قبلی
streaked تمایل میل
predilection تمایل قبلی
affects تمایل داشتن
streaking تمایل میل
streaks تمایل میل
inclining تعظیم تمایل
preoccupations تمایل شیفتگی
against his grain برخلاف تمایل او
propensity تمایل طبیعی
preoccupation تمایل شیفتگی
lean تمایل داشتن
leans تمایل داشتن
leaned تمایل داشتن
propensities تمایل طبیعی
low marginal propensity to cunsume تمایل ارام به مصرف
to take a ply تمایل پیدا کردن
propensity to do evil تمایل به بدی کردن
proclivities تمایل طبیعی بچیز بد
hade تمایل پیدا کردن
inclination for any thing تمایل یا میل بچیزی
uptrend تمایل بسوی بالا
turns تمایل تغییر جهت
turn تمایل تغییر جهت
biases تمایل بیک طرف
bias تمایل بیک طرف
kindlily با تمایل به مهربانی مهربانانه
argumentativeness تمایل یاعادت به جدال
take to تمایل پیدا کردن
express willingness اظهار تمایل کردن
yen تمایل رغبت شدید
tendency toward something تمایل به سوی چیزی
take to تمایل پیدا کردن به
marginal propensity to absorb تمایل نهائی به جذب
marginal propensity to expend تمایل نهائی به مخارج
odds تمایل بیک سو احتمالات
evasiveness تمایل به طفره یاگریز
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
proclivity تمایل طبیعی بچیز بد
tilt angle زاویه تمایل به طرفین
worldliness تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
helms تمایل قایق به انحراف از مسیر
frigid دارای اندکی تمایل جنسی
desirability درجه تمایل شرایط مطلوب
diminishing utility قانون تقلیل تمایل به مصرف
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
helm تمایل قایق به انحراف از مسیر
adductor تمایل عضو بطرف محور
prepossession اشغال قبلی تمایل بیجهت
tenor تمایل صدای زیر مردانه
tenors تمایل صدای زیر مردانه
frigidity کمی تمایل درقوای جنسی
heredity تمایل برگشت باصل توارث
levorotary دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
bear out تمایل اسب به نزدیک شدن به حد خارجی
negative diheral تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
undersexed دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
levorotatory دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
lug out تمایل داشتن اسب به دورشدن از نرده مسابقه
oversteer تمایل به پیچیدن بیش از حدراننده به خصوص در سر پیچ
p in favour of a person تمایل بی جهت نسبت بکسی طرفداری تعصب امیزازکسی
labialism حالت حروفی که با لب تلفظ می شوند تمایل بتلفظ باصداهابا لب
understeer تمایل اتومبیل به مستقیم رفتن در سر پیچ بیش ازانتظار راننده
bear in تمایل اسب به نزدیک شدن به جانب کناره مسیر یا نرده ها
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
Appetite comes with eating. <proverb> با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد. [ضرب المثل]
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
cathedral تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
cathedrals تمایل نوک بالهای هواپیما به طرف پایین نسبت به ریشه بالها
isoclinal line خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
exparte قراری که دادگاه به درخواست یکی از اصحاب دعوی و بدون توجه به تمایل دیگری صادر میکند
isoclinic line خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
diminishing utility اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
margin propensity to consume تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com