English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
cathexis تمرکز روانی
Search result with all words
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
Other Matches
concentrates تمرکز دادن تمرکز اتش تمرکز قوا
concentrating تمرکز دادن تمرکز اتش تمرکز قوا
concentrate تمرکز دادن تمرکز اتش تمرکز قوا
concentration تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentrations تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
yeep joung تمرکز
concentrations تمرکز
centering تمرکز
focusing تمرکز
centralisation تمرکز
centralization تمرکز
concentration تمرکز
electrostatic focusing تمرکز الکتروستاتیکی
focalization تمرکز در کانون
focusing coil پیچک تمرکز
electron focusing تمرکز الکترون
concentrating تمرکز دادن
focusing control تنظیم تمرکز
concentrating تمرکز کردن
centralist طرفدار تمرکز
centralists طرفدار تمرکز
centered تمرکز یافتن
electromagnetic focusing تمرکز الکترومغناطیسی
retains تمرکز دادن
retained تمرکز دادن
retain تمرکز دادن
magnetic focusing تمرکز الکترومغناطیسی
degree of centralization درجه تمرکز
data concentration تمرکز داده
retaining تمرکز دادن
crossover تمرکز نخستین
centred تمرکز یافتن
centre تمرکز یافتن
centers تمرکز یافتن
period of concentration زمان تمرکز
cost center تمرکز هزینه
visual focusing تمرکز دیداری
post deflection focusing تمرکز پس از انحراف
concentative تمرکز دهنده
centering tool ابزار تمرکز
concentrates تمرکز دادن
concentrations تمرکز عده ها
center spuare زاویه تمرکز
concentration تمرکز عده ها
center تمرکز یافتن
automatic focusing تمرکز خودکار
totalitarianism تمرکز گرایی
line concentrator تمرکز کننده خط
horizontal integration تمرکز افقی
concentrates تمرکز کردن
concentration ratio نرخ تمرکز
concentrate تمرکز دادن
concentrate تمرکز کردن
concentration ratio نسبت تمرکز
focusing magnet مغناطیس تمرکز ده
gas focusing تمرکز با گاز
ionic focusing تمرکز با گاز
concentration of fire تمرکز اتش
decentralization عدم تمرکز
stress concentration تمرکز تنش
concentration area منطقه تمرکز اتش
critical concentration میزان تمرکز بحرانی
centralized design طراحی تمرکز یافته
decentralizing عدم تمرکز دادن
bourrelet ورم تمرکز گلوله
decentralize عدم تمرکز دادن
mass تمرکز قوای جنگی
self focus تنظیم تمرکز خودکار
decentralizes عدم تمرکز دادن
masses تمرکز قوای جنگی
concentrates تمرکز دادن تغلیظ
concentrate تمرکز دادن تغلیظ
massing of fire تمرکز دادن اتشها
massing تمرکز قوای جنگی
decentralised عدم تمرکز دادن
decentralises عدم تمرکز دادن
decentralising عدم تمرکز دادن
concentrating تمرکز دادن تغلیظ
concenter تمرکز دادن تغلیظ کردن
authoritarianism فلسفهء تمرکز قدرت یا استبداد
centralism سیستم تمرکز در اداره مملکت
centralizing تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralizes تمرکز دادن تمرکزی کردن
electron beam focusing تمرکز دهی اشعه الکترونی
centralised تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralises تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralising تمرکز دادن تمرکزی کردن
centralize تمرکز دادن تمرکزی کردن
freedoms روانی
freedom روانی
psychical روانی
mellifluence روانی
flows روانی
flowed روانی
fluency روانی
flow روانی
psychic روانی
liquid limit حد روانی
facility روانی
psychological روانی
subversive روانی
subversives روانی
fluidity روانی
volubility روانی
yield point حد روانی
mental روانی
localization تمرکز درنقطه بخصوصی محلی کردن
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
decentralism سیستم عدم تمرکز در اداره مملکت
gather writer تمرکز اطلاعات در داخل یک رکورد فیزیکی
center کانونی کردن تمرکز یافتن مرکز
pool قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pooled قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pools قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
statism تمرکز قدرت اقتصادی در دولت مرکزی
centralised تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
centralizing تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
I am not in the right frame of mind. I cannot concerntrate. فکرم حاضرنیست ( تمرکز فکر ندارم )
centralizes تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
centralize تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
hit the high spots <idiom> روی نکته اصلی تمرکز کردن
centralising تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
Zionism نهضت تمرکز بنی اسرائیل درفلسطین
centralises تمرکز دادن درمرکز جمع کردن
psychosurgery جراحی روانی
sociopsychological اجتماعی- روانی
psyho بیمار روانی
neurasthenia خسته روانی
psychological test ازمون روانی
mental illness بیماری روانی
stream of consciousness تسلسل روانی
mental disorder اختلال روانی
mental disorder بیماری روانی
mental disturbance اختلال روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
versatility روانی مهارت
mental economy اقتصاد روانی
mental examination معاینه روانی
mental health سلامت روانی
supersensible روحی روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental status وضع روانی
mental test ازمون روانی
psychosocial روانی- اجتماعی
psychosexual روانی- جنسی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psycholepsis افت روانی
psychograph نمودار روانی
psychognosis شناخت روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
psychic trauma اسیب روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychic energy نیروی روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
psychic blindness نابینایی روانی
psychasthenia ضعف روانی
psycholepsy افت روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopathy معالجه روانی
physical psychological تنی- روانی
psychopathy اختلالات روانی
physical psychological جسمی- روانی
playing the man بازی روانی
psychomotor روانی- حرکتی
psychological space فضای روانی
psychological scale مقیاس روانی
psychological operations عملیات روانی
psychological field میدان روانی
psychological factors عوامل روانی
psychological environment محیط روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
nervous breakdowns بحران روانی
sanity سلامت روانی
psychotherapy درمان روانی
fluidity روانی بیان
psychiatry پزشکی روانی
psychoanalysis تحلیل روانی
complexes عقده روانی
complex عقده روانی
mental health بهداشت روانی
mentally از نظر روانی
psychological warfare جنگ روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
nervous breakdown بحران روانی
analeptic نیروبخش روانی
nervous breakdown فروباشی روانی
cathexis انرژی روانی
cathexis نیروگذاری روانی
moods وضع روانی
mood وضع روانی
ease of style روانی انشا
psychotic بیمار روانی
psychosis بیماری روانی
psychopath بیمار روانی
flows روانی سلاست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com